نقدنو

با جاودانگی

انسان موجودی است که بودگی خود را در جاودانگی جستجو می‌کند این تمایل همیشگی به ابدیت در بشر از ابتدای تاریخ تا به امروز بوده. شاید آرزوی جاودانگی از طمع و آزی باشد که دائماً به آنها چنگ انداخته و هر قدر بیشتر داشته بیشتر خواسته. شاید از این خیال سر برآورده که با عمر دراز با تلاش و ثروتی ابدی میتواند با رنج ونابه‌سامانی‌های این جهان بجنگد. اگر بشر با همه محدودیت‌های فیزیکی و جسمی در دریایی از زمان و ثانیه‌ها غرق شود، و مرگ جایی در زندگی جسمی او نداشته باشد چه بر سر او خواهد آمد؟
ادامه مطلب
نقدنو

مرگ در پیش رو

همه می‌میرند... شاید این روزها بیش از همیشه به این واقعیت نزدیکیم که همه می‌میرند. مرگ در یک‌قدمی ماست و نَفَس به نفَس تعقیبمان می‌کند. درست در همین روزهاست که هر چیز ساده‌ای در گذشته خواستنی و ارزشمند جلوه می‌کند؛ انگار آنقدر مهم بوده‌‌اند که پای زندگی بدون آنها لنگ می‌زند. به‌قول شاهرخ مسکوب: «مرگ هرچند به‌اندازهٔ زندگی طبیعی و عادی‌ست، ولی با این‌همه پدیدهٔ عجیبی‌ست، همه‌چیز را دگرگون می‌کند و از همه بیشتر عادی بودن زندگی را». انگار پسِ پشتِ مرگ است که زندگی معنا می‌یابد.
ادامه مطلب
نقدنو

گلوله‌های اخبار

کتابی علیه اخبار و ضد داده‌هایی که می‌توان نام‌شان را اطلاعاتِ فست‌فودی گذاشت. نخستین پیشنهاد آن است که باید به خوانشِ «مقالات طولانیِ روزنامه و مجله، جستارها، گزارش‌های تفصیلی، رپرتاژها، فیلم‌های مستند و کتاب» که بخش عمده‌ای از مطالب آن‌ها باارزش است و بینش‌های جدید و اطلاعات عمیق ارائه می‌دهد روی آورد. تأکید نیز بر آن است که این مطالب به صورت چاپی خوانده شوند و نه آنلاین.
ادامه مطلب
نقدنو

راهنمای فلسفی زیستن

من کوشیده‌ام متنی را به رشتهٔ تحریر درآورم که می‌خواهد تا جایی که ممکن است ساده و روشن باشد، ولی غنا و عمق اندیشه‌های فلسفی را نادیده نگیرد. هدف من تنها چشاندن مزهٔ فلسفه و ارائهٔ شرحی سطحی یا مطالعه‌ای متأثر از روندهای مردم‌پسند نیست، بلکه می‌خواهم این اندیشه‌ها را در تمامیتشان به نمایش بگذارم تا دو نیاز را برآورده کنم
ادامه مطلب
نقدنو

خانۀ پوشالی

کلان داده چیست و چگونه زندگی ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟ وجوه تاریک و منفی کلان‌داده چیست؟ چگونه می‌توان از مضرات کلان‌داده رها شد؟ این‌ها سؤالاتی است که کتاب حاضر قصد دارد به آن‌ها پاسخ دهد.
ادامه مطلب
نقدنو

تردید در حافظه

درک یک پایان: درکی که دیگر حتی فرصتی برای اختراع مجدد گذشته و ساختن روایت‌های تازه از آنچه روی داده نداری. مردی به نام تونی وبستر، در سال‌های پایانی میانسالی و در دهه‌ی هفتم عمر، ناگهان با دریافت نامه‌ای عجیب از مادر معشوقه‌ی سابقش مجبور به بازخوانی روزهای جوانی می‌شود و در این میان آن‌چه بیش از همه برایش زیر سؤال می‌رود حقایقی است درباره‌ی خودش و دیگران که تا به‌حال بدیهی می‌انگاشته، خاطراتی که برای کاهش خسارات ترومای روحی حادثه‌ای در سال های جوانی و غریزهٔ صیانت نفسش آنها را دیگرگونه و تحریف‌شده به بایگانی ذهنش سپرده است.
ادامه مطلب
نقدنو

درک ساختمان خاطره

کی‌یرکگور فیلسوف دانمارکی می گوید: «زندگی را فقط رو به عقب می‌توان فهمید، اما رو به جلو باید زیست.» تونی وبستر، شخصیت اصلی کتاب «درک یک پایان»، که اکنون مردی‌ست پا به سن گذاشته، بر اثر دریافت وصیتنامهٔ دوستی قدیمی در پی فهم و ادراک رو به عقب زندگی‌اش برمی‌آید و خاطرات گذشته را بازخوانی می‌کند.
ادامه مطلب
بی‌عدالتی داعیه‌داران عدالت
نقدنو

بی‌عدالتی داعیه‌داران عدالت

داستان «محاکمۀ خوک» از روزی شروع می‌شود که یک خوک در گشت و گذار روزانه‌اش کودکی را به قتل می‌رساند و از محل جنایت دور می‌شود. با سر و صدای مادر نوزاد، مردان روستا خوک را زیر درختی خوابیده می‌یابند در حالی که خون داغ از دهانش جاری است. قاتل دستگیر و به دست دادگستری سپرده می‌شود تا دادگاه عدالت را جاری کند. داستان اصلی از همین جا آغاز می‌شود که خوک چطور باید از خودش دفاع کند؟ رفتار انسان‌ها در برابر موجودی که زبان دفاع از خود ندارد چگونه است؟
ادامه مطلب
نقدنو

تهی شدن از انسانیت

«درد نهفته» به شیوۀ رمان‌های کلاسیک با جزئیات‌پردازی و توصیفات فراوان روایت می‌شود. این میزان از پرداختن به جزئیات صحنه‌ها، لباس‌ها و خلق و خو و رفتار شخصیت‌ها در بسیاری مواقع آثار بالزاک را به خاطر می‌آورد: «به جلو خان کافه ککستن می‌رسد، خم می‌شود و از در کوتاه به داخل می‌رود و در روشنایی متغیرالجهت و هوای آلودۀ آن جا می‌ایستد. پیش‌غرفه‌ای با آتشی خرد، نیمکت‌هایی که از سایش موزه‌های بی‌شمار برق افتاده‌اند، چهار میز که روی هر یک شمعی دودکنان می‌سوزد. شخص ککستن، دست به کمر، کنار آتش ایستاده، از بالای شانه‌ها شش تن از مهمانان آن شب جناب را، که بی‌حال و رمق از می و خستگی، دومینو بازی می‌کنند، تماشا می‌کند. ککستن با دیدن جیمز حالتی از خوشامدگویی به چهرۀ خود می‌دهد و دو مرد با یکدیگر سلام و علیک می‌کنند.»
ادامه مطلب