نمایش 1–12 از 15 نتیجهSorted by latest
ابوالفضل اللهدادی متولد آبان ۱۳۶۱، فارغالتحصیل رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه شهيد چمران اهواز در سال ۱۳۸۵ (کارشناسی) و از دانشگاه شهيد بهشتی تهران در سال ۱۳۹۰ (كارشناسی ارشد) است. او از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۷ در مطبوعات مختلف در مقام روزنامهنگار قلم زده است. علاقهٔ او به نویسندگان معاصر فرانسه است و تاکنون نویسندههای مختلفی را برای اولین بار به خوانندگان فارسیزبان معرفی کرده که از آن جمله میتوان به میشل اوئلبک، برنار کیرینی، اسکار کوپ ـ فان، آلن بلوتییر، جولیانو دا اِمپولی، فرات العانی، امیلییِن ملفتو، رومن پوئرتُلاس و… اشاره کرد. ابوالفضل اللهدادی تاکنون چهار بار نامزد جایزهٔ استاد ابوالحسن نجفی برای بهترین ترجمهٔ سال شده است: در سال ۱۳۹۷ برای «سفر شگفتانگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود»، در سال ۱۴۰۰ برای «محاکمهٔ خوک»، در سال ۱۴۰۱ برای «نقشه و قلمرو» و در سال ۱۴۰۲ با «باغهای تَسلّا» که برندهٔ این جایزه شد. «سفر شگفتانگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود» و «نقشه و قلمرو» نامزد جایزهٔ کتاب سال نیز شدهاند.
شاه سفید
720.000توماندر شهری خاکستری و خفقانزده که سایۀ دیکتاتوری بر هر کوچهاش سنگینی میکند، پسرکی که پدرش را به اردوگاه کار اجباری بردهاند، در میانۀ آشوب و تنهایی و وحشت روزگار میگذراند. مادر همچون سنگری لرزان اما استوار میکوشد او را از یورش هرجومرج و بیاعتمادی و خشونت روزمره حفظ کند، اما در دنیای بیرون، واقعیت بیرحمانه در کمین پسرک است. گئورگ دراگُمان با زبانی موجز و ضرباهنگی نفسگیر، کودکی را به تصویر میکشد که دست و پازنان در میان نظم آهنین حکومت و آشفتگی زندگی خصوصیاش گیر افتاده و ناگزیر است برای حفاظت از خود به قواعد جهان بزرگسالان با تمام تباهیاش تن دردهد.
شاه سفید رمانی است دربارﮤ قدرت، ترس، مقاومت خاموش و لحظاتی که آدمی را تا همیشه تغییر میدهند.
خورشید سرخ تزار
850.000تومانخورشید سرخ تزار قصۀ دو زن است: میلنا، از تبار روسهای سفید، که سالهاست در فرانسه زندگی میکند و شیفتۀ جستوجوی رد گنجینههای گمشدﮤ خاندان تزارهاست؛ و وِرا، رقاصۀ تماشاخانۀ مارینسکی در عهد تزارها، که در میان عشق و قدرت و رازی حکومتی که سرنوشت خانوادهاش و تاریخ روسیه را رقم میزند، گرفتار شده است. غارت خانۀ پدری میلنا در فرانسه و نوشتههایی مرموز بر دیوار خانه، زندگی این دو زن را که یک قرن از همدیگر فاصله دارند به هم میپیوندد و بدین ترتیب سفری شگفتانگیز آغاز میشود که ضمن آن انقلاب پرماجرای روسیه با روایتی پرتعلیق مرور و رازهایی هولناک و تاریخی فاش میشود.
فریاد در ویرانهها
280.000توماندر سال 1986، فاجعهٔ چرنوبیل زندگی لنا و ایوان، دو نوجوان دلداده، را زیر و رو میکند. پدر لنا، یکی از مهندسان مرکز هستهای، همراه خانوادهاش به غرب میگریزد، اما پدر ایوان تصمیم میگیرد که در منطقهٔ آلوده بمانند. بیست سال بعد، لنا درمییابد که هیچچیز نمیتواند مانع بازگشتش به سرزمین مادری شود؛ سرزمینی زخمخورده که اکنون منطقهای ممنوعه به شمار میرود و مردمانش در سکوت رنجی هولناک را تاب میآورند. اما آیا ایوان، آن عشقِ روزگار کودکی که هیچگاه از یاد او نرفته، هنوز در ویرانههای ابدی آغشته به تشعشعات اتمی زنده است؟
فریاد در ویرانهها، برندهٔ یازده جایرهٔ ادبی مختلف، پیش از هر چیز روایت آوارگی یک ملت است، روایت خانوادههایی که گرسنگی، جنگ یا فاجعه آنها را از سرزمینشان رانده و در ژرفای وجودشان همواره خلئی باقی مانده است، سوگواریای ناتمام که تنها با واپسین نفس آرام میگیرد.
سرهای استفانی
800.000تومانرژیم حاکم بر سرزمینی خیالی در منطقهٔ خلیج فارس سقوط کرده است و دولتی دموکراتیک زمام امور را در دست گرفته است. اوضاع داخلی کشور به هم ریخته و مواضع همسایگان نسبت به استقرار یک نظام دموکراتیک در خاور نزدیک متفاوت است. شاه ایران حامی سرسخت دولت انقلابی است، اما مقامات عربستان سعودی برای زیر سؤال بردن مشروعیت آن از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند. در چنین شرایطی است که استفانی هیدریش، مشهورترین و پرطرفدارترین مانکن جهان، دعوت میشود تا چهرهای مدرن از نظام جدید به جهانیان بنمایاند. سفر استفانی بهخوبی پیش میرود و او آماده میشود تا به پنتهاوسش در منهتن نیویورک بازگردد، اما در آخرین لحظه اتفاق هولناکی رخ میدهد که نهتنها جان استفانی بلکه حیات دموکراسی نوپا را نیز به خطر میاندازد…
ماوتهاوزن
450.000تومانماوتهاوزن از 5 مه تا پایان ژوئیهٔ 1945، هنوز محلّی بود که هزاران انسان را با مصیبتها و سوگنامههایشان در خود جای میداد. جنگ به پایان رسیده بود امّا صلحْ اروپا را به دو بخش تقسیم کرده بود؛ تقسیمبندیای که بعدها به رویارویی بین نیمی از دنیا با نیمی دیگر بدل شد. برای هزاران اسیر سابق، روزِ آزادی پایان تیرهبختی و البتّه آغاز سیهروزی دیگری بود و اردوگاه تنها مکانی که میتوانستند بمانند چون دیگر جایی نداشتند که بروند. وضعیت جهان پس از جنگ آبستن حوادث بسیار بود؛ جهانی که مهیا بود تا پس از فروخوابیدنِ هیاهوی جشنهای پیروزی متفقینِ مهربان بر دشمنان شرور بشریت و آرزوهای «دگر هرگز چنین مباد! دگر هرگز چنین مباد!» دست به کشتار بزند.
پیشمرگ هیتلر
600.000تومانسال ۱۹۴۳ است. پیشوای آلمان که با هراس از سوءقصد به جانش دست و پنجه نرم میکند به مقر فرماندهیاش در پروس شرقی کوچ کرده است. زنانی نیز برای چشیدن سه وعده غذای او استخدام شدهاند تا هیچچیز جان پیشوا را تهدید نکند. یکی از این زنها دختر جوانیست به نام رُزا که جنگ او را از برلین به این گوشهٔ پرتافتاده کشیده و با پدر و مادرِ نامزدش، که راهی جبهه شده است، زندگی میکند. پیشمرگ هیتلر روایت زندگی مارگوت ولک است، تنها بازماندهٔ پیشمرگهای هیتلر. ولک سالیان سال هیچ حرفی دربارهٔ کاری که روزگاری به آن مشغول بود بر زبان نیاورد، اما سرانجام در روزهای پایانی عمر از راز بزرگ خود پرده برداشت. این اعتراف الهامبخش روزلا پوستورینو برای نوشتن این رمان شد؛ پیشمرگ هیتلر ورای روایت داستانی تاریخی به پیچیدگی روابط انسانی میپردازد و معنای انسان بودن و انسان ماندن را وامیکاود.
ساحره
اتمام چاپرومانی تازه از چنگ دیکتاتور رها شده است. شبح چائوشسکوی ساقطشده همچنان بر فراز رومانی سرگردان است. دختری نوجوان نظارهگرِ خاکستر آتشی است که مدفن پرترههای شکوهمند سابق بوده و اکنون بر زندگی شهروندانی نشسته که دیرگاهی در برابر آن پرترهها دستبسته و حیرتزده مانده بودهاند.
رازهایی که از پسِ سالها سلطهٔ حکومت ترور و وحشت افشا میشود، بر روند وقایع آینده نیز تأثیر میگذارد. زخمهای آن دوران چندان دیرپاست و در رقم خوردن آینده تأثیرگذار که شماری از شهروندان گاه چاره را در حرکات عجیب و غریب همچون سحر و جادو و چلّهنشینی میبینند. زخمهای مادامالعمری که نسلها نسل جهان و روان و حتی عادیترین لحظات زندگانی را مختل میکند، گرچه تجربهٔ رهایی به این همه میارزد.
زنان تشنۀ قدرت
800.000تومانحکومت ساقط شده است، مردان از رأس قدرت به زیر کشیده شدهاند و زنان حکومت را تماماً در ید قدرت خود دارند. سالهاست مرزهای کشور به روی بیگانگان بسته شده و جهان فقط با اطلاعاتی از وقایع امپراتوری زنان خبر دارد که سران صلاح میبینند منتشر شود. ژودیت، «شبانِ» زنان، که پس از مرگ مادرش جانشین او شده آن سرزمین را با مُشت آهنین اداره میکند؛ مضحکهای سیاسی در دل رژیمی هذیانزده که تمام شعارهای پیش از انقلابش را کنار گذاشته و در کار خلق ارزشها و شعارهای جدید است. بهموازات روایت اصلی، خاطرات پرستاری معمولی پیش کشیده میشود که به حریم شبان راه مییابد و واقعیتِ پارانویایی قدرت و مواهب کارگزاران حکومت و بلهوسیهای جنونآمیز آنها را به تصویر میکشد. زنان تشنهٔ قدرت تأملی است در باب دلایل و تأثیرات تعصب و فساد در ساختار حکومتهای تمامیتخواه از هر سنخ.
از آسمان به گل سرخ
1.000.000تومانآنتوان و کنسوئلو اولبار در آرژانتین دیدار کردند. در دم عاشق هم شدند. آنتوان دعوتش کرد سوار هواپیما بر فراز آسمان پرواز کنند. در طی همین پرواز خطرناک و نمایشی بود که آنتوان از کنسوئلو که از ترس میلرزید خواستگاری کرد، و این آغاز قصهای شد عاشقانه و پر فراز و نشیب که لحظاتش در این کتاب ثبت است. نامههای این کتاب روایت دو زندگی است؛ زندگی زنی که از پسِ پردههای زمان بهزیبایی پدیدار شده است، و زندگی نویسندهای خلبان که آنطور که خود میگفت تنها با مرگ به آرامش میرسید و وعده میداد که در ابدیت چشم انتظار گل سرخ زندگیاش بماند.
مرگ کامو
360.000توماناکنون نشانهای از درون جریان تاریکِ زمان سر برآورده است. سرنخی دقیق از این که کسی پایان زندگی آلبر کامو را رقم زده است.
در روز چهارم ژانویهٔ ۱۹۶۰ کامو در راه برگشت به پاریس همراه ناشرش میشل گالیمار و نیز آن و ژنین ــ دختر و همسر گالیمار ــ و همچنین سگشان در یک سانحهٔ هولناک جان باخت. عموماً مرگ آلبر کامو را تصادف تلقی میکنند اما جووانی کاتلّلی به شواهدی دست یافته که نشان میدهد ممکن است کامو به قتل رسیده باشد. کاتلّلی پس از سالها تحقیقِ دقیق نشان میدهد که چرا سران اتحاد جماهیر شوروی سرسختانه در پی حذف آلبر کامو بودهاند. او پرسشهای مهمی مطرح میکند که ممکن است پس از سالها معمای مرگ نویسندهٔ شهیر قرن بیستم را روشن کند: مأموران کاگب چطور از بازگشت کامو و همسفرهایش باخبر شدند؟ تلفن کامو به منشیاش شنود شده بود یا ماریا کاسارس، معشوقهٔ ابدیاش، با بیاحتیاطی مرگ او را رقم زد؟ آیا کامو از مرگ خود خبر داشت که در نامهاش به کاسارس قول داد که شب چهارم ژانویه سر وقت به شام برسد، «مگر اینکه در جاده اتفاقی بیفتد»؟
نقشه و قلمرو
700.000تومانجهان ادبی اوئلبک ترکیبی از کمدی سیاه، فلسفه، جامعهشناسی و بدبینی عمیق است. شخصیتهای او معمولاً انسانهایی منزوی، افسرده و ازخودبیگانهاند که در جهانی بدون معنا زندگی میکنند. بسیاری از منتقدان، اوئلبک را نویسندهای میدانند که بحرانهای تمدن غرب را با صراحت و خشونتی کمسابقه روایت کرده است. در مقابل، آثار او بارها بهخاطر نگاه تند سیاسی، جنسیتی و فرهنگیاش مورد انتقاد قرار گرفتهاند. با این حال، تأثیر او بر ادبیات معاصر فرانسه انکارناپذیر است. نقشه و قلمرو از بهترین آثار اوست.