رمان چه روی خاک، چه زیر خاک با فضایی خشک، خشن و فرسوده پیش میرود؛ فضایی که در آن زندگی انسانها به چیزی شبیه بقا در یک مکان متروک تبدیل شده است. آنا پائولا مایا در این اثر، زندان را فقط بهعنوان یک مکان نشان نمیدهد، بلکه آن را به تصویری از جهانی بیرحم تبدیل میکند؛ جهانی که در آن انسانها کمکم از احساس، امید و حتی هویت خود فاصله میگیرند.
قدرت اصلی رمان در نثر کوتاه و مستقیم آن است. نویسنده توضیح اضافه نمیدهد و سعی نمیکند خشونت را زیبا یا شاعرانه کند. همهچیز سرد، ساده و بیپرده روایت میشود. همین سادگی باعث میشود تلخی داستان بیشتر حس شود و خواننده با جهانی روبهرو شود که در آن قانون، اخلاق و انسانیت هر لحظه فرسودهتر میشوند.
در بخش مهمی از رمان، طبیعت و محیط اطراف هم مثل خود زندان نقشی فعال دارند. خشکی، دورافتادگی و بیرحمی فضا باعث میشود داستان فقط دربارۀ چند زندانی نباشد، بلکه دربارۀ جهانی باشد که انگار از اساس برای رنج، فرسایش و نابودی ساخته شده است.

دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.