زنی در برلین
اتمام چاپآخرین نبرد بزرگ اروپایی در جنگ جهانی دوم نبرد برلین بود که سرانجام در 2 مهٔ 1945 به سقوط پایتخت رایش سوم انجامید. از برلین جز ویرانهای باقی نمانده بود و بازماندگان شهر که عمدتاً زنان و سالمندان و کودکان بودند در وضعیتی آخرزمانی روزگار میگذراندند. غذای بخور و نمیری گیرشان میآمد و در بقایای بناهای ویران روزگار میگذراندند. در این گیر و دار بود که سربازان شوروی شهر را اشغال کردند و بر مصائب آوارشده بر جسم و جان بازماندگان صدچندان افزودند. روسها در هشت هفتهای که شهر را در اشغال خود داشتند تمام خشم و شهوت انباشته در وجودشان را بر بازماندگان شکست تحمیل کردند. در این میان زنی که خود در معرض تعرضات مکرر بود، در آپارتمانی نیمهمخروبه در کنار چند نفر دیگر، پنهانی یادداشتهای روزانهٔ خود را نوشت و مصائب آن روزها را با صراحت و شفافیتی کمنظیر و رمانگونه ثبت کرد. توصیف روابط پیچیدهٔ میان نظامیان روس و بازماندگان مصیبتزده، تعرضات گروهی به زنان، کار سخت و طاقتشکن در ازای دریافت آذوقهٔ کوپنی…
زنی در برلین برای درک زندگی و جنگ کتابی ضروری است.
سفر دریایی با دن کیشوت
250.000توماندر بهار سال ۱۹۳۴ توماس مان، بهدعوت ناشر امريكايیِ آثارش براى یک سلسله سخنرانى به امریکا رفت. آن زمان تنها وسيلهٔ عبور از اقیانوس اطلس كشتى اقيانوسپيما بود، با سفرى بيش يا كم ده روزه.
توماس مان در اين سفر با خواندن رمان دن كيشوت سرگرم بود و همزمان در تفسير لطايف و طنز اين رمان جهانى يادداشتهايى بر كاغذ مىآورد، مجموعهاى از باريكنگرى چندسويه كه به این کتاب شكل داده است.
در آن زمان یک سالى مىشد كه هيتلر در آلمان به قدرت رسيده بود و در پى آن توماس مان از وطن خود رانده شده بود. درد آوارگى و بيم از وقوع جنگ از ديگر دغدغههاى او هنگام نگارش اين سفرنامه بود و به آن رنگى از غم داده است.
از دن كيشوت تفسير بسيار درخشانی هم از هاينريش هاينه، شاعر آلمانى قرن نوزدهم، پيوست اين کتاب شده است، بههمراه چهرهنگارىاى از شاه فيليپ دوم، خودكامهٔ اسپانيايى همروزگار سروانتس.
صداهای مراکش
180.000توماندفتر حاضر سفرنامه است؛ در چهارده روایت گزارش سفری است که الیاس کانتی، نویسندۀ بلندنام ادبیات آلمانی و برندهٔ جایزهٔ نوبل، در سال 1956 به مراکش داشته است. نگاه کانتی در این حیطۀ آشناــناآشنای شرقی بیش از همه در جستوجوی انسانهاست. متن در کشف و شهود دربارهٔ سرنوشت آنها و آرزوهای محال یا ممکنشان در بطن مناسبات فروتنانه و فقیرانۀ شهر جهان سومی سرشار از فرزانگی، از هر مشاهده تصویری عینی ارائه میدهد که همزمان تمثیلی است از شوق به زندگی، حتی جایی که ادباری همهگیر انسانها را مسخ و مثله میکند.
نگاه پرمهری که کانتی در این دفتر به بینوایان و ازپاافتادگان، چه انسان و چه حیوان دارد، و ستایش او از آن روی قهرمانانۀ هستی اینان، در ادبیات امروز آلمانی بیمانند است.
فرانتس کافکا
450.000توماناین کتاب حاوی ۱۲۰ نامۀ کافکا است، از سال ۱۹۰۹ تا چند روز پیش از مرگش در سال ۱۹۲۴، به کوچکترین و عزیزترین و نزدیکترین خواهرش اوتلا، همراه با وقفههایی گاه کوتاه و گاه طولانی.
اوتلا تنها فرد خانواده بود که کافکا به او اعتماد کامل داشت. از این رو سخنی بهگزاف نخواهد بود اگر مدعی شویم این نامهها چهرۀ دیگری از کافکا را به ما نشان میدهند: چهرۀ برادری پشتیبان و مهربان و در بسیاری موارد بذلهگو.
کارت پستالی به همینگوی
150.000تومانبیکسل در داستانهایش در جستجوی امید و عشق و امنیت، لحظهای از زندگی را به نمایش میگذارد. این داستانها که نه اوجی دارند و نه فرودی، نگاهی کوتاهاند به جهان شخصیتها و بیرنگی آن. بیکسل بیش از آنکه در جستوجوی پاسخ باشد، به دنبال طرح پرسش است، چرا که از نظر او پرسش است که اهمیت دارد نه پاسخ. شخصیتهای داستانی او اغلب تنها و ازكارافتاده و شکستخوردهاند. او به کمک واژگانی ساده به توصیف جهان پیچیدۀ این انسانها مینشیند تا خواننده را به تاُمل و اندیشه در باب جهان پیرامونش ترغیب کند. شاید بتوان بزرگترین برجستگی آثار بیکسل را در عین انتزاعی بودن، طنز گزندۀ آن دانست که درونمایههایی چون مرگ یا خاطره را دربرمیگیرد.
بیکسل خود را نویسندهای کمنویس میخواند، اما میتوان او را نویسندهای کوتاهنویس هم ناميد. او کمتر داستانی نوشته که از دو صفحه بـیشتر باشد. از هـمین رو منتقدان ادبی سـوئـيس او را اسـتاد داسـتانک مـیدانند.
کافکا در خاطرهها
اتمام چاپدر این کتاب از خدمتکار خانه، کارآموز مغازهٔ پدر، همکلاسیهای دبستان و دبیرستان و دانشگاه و همکاران کافکا گرفته تا ناشر و دوستان بیشمارش از خاطرات خود از کافکا میگویند: از شکل و شمایلش، از شخصیتش، از رابطهاش با ادبیات و نوشتن و پول و زن و …
این خاطرات که گاه غافلگیرکننده، گاه متناقض و گاه مکمل یکدیگرند در مجموع خود تصویری جاندار از کافکای انسان و کافکای نویسنده به دست میدهند.
گیسوان هزارساله: گوشههایی از خاطرات یک باستانشناس
اتمام چاپخاک مادهٔ شگفتانگيزی است و باستانشناسی دنيای شگفتانگيز ديگری كه سر و كارش با اين ماده است. وقتی به يك تپهٔ باستانی كلنگ میزنی يا خاک يك معبد چند هزار ساله را زير و رو میكنی يا به استخوانهای پوسيدهٔ يك خاکسپردهٔ پنج شش هزار ساله دست میزنی تازه آغاز كار است و راهيابی به راز و رمز اين دستيافتهها و آگاهی از چون و چراها، باورها، پيروزیها و شكستها و بسياری ديگر سخت دشوار است و گاه ناممكن. این است كه بيشتر باستانشناسها فقط به یک تاريخگذاری میپردازند و بس. جدا از كاوش؛ رويدادهای وابسته به آن غير منتظره و باورنكردنی و گاه بسيار تأسفبرانگيز است.
گيسوان هزارساله بازتاب ناچيز و بخشی بسيار اندک از اين رويدادهاست.
ماوتهاوزن
450.000تومانماوتهاوزن از 5 مه تا پایان ژوئیهٔ 1945، هنوز محلّی بود که هزاران انسان را با مصیبتها و سوگنامههایشان در خود جای میداد. جنگ به پایان رسیده بود امّا صلحْ اروپا را به دو بخش تقسیم کرده بود؛ تقسیمبندیای که بعدها به رویارویی بین نیمی از دنیا با نیمی دیگر بدل شد. برای هزاران اسیر سابق، روزِ آزادی پایان تیرهبختی و البتّه آغاز سیهروزی دیگری بود و اردوگاه تنها مکانی که میتوانستند بمانند چون دیگر جایی نداشتند که بروند. وضعیت جهان پس از جنگ آبستن حوادث بسیار بود؛ جهانی که مهیا بود تا پس از فروخوابیدنِ هیاهوی جشنهای پیروزی متفقینِ مهربان بر دشمنان شرور بشریت و آرزوهای «دگر هرگز چنین مباد! دگر هرگز چنین مباد!» دست به کشتار بزند.
محاکمهٔ دیگر
اتمام چاپالیاس کانتی نویسندۀ اتریشی بلغاریتبار و برندۀ جایزۀ نوبل ۱۹۸۱ است. او در کتاب حاضر با کندوکاو در ۵۱۱ نامه و کارت پستال بهجامانده از کافکا خطاب به فلیسه باوئر، ضمن تحلیل رابطۀ این دو به بررسی ویژگیهای شخصیتی ـ روانی کافکا مینشیند، جذابیتهای فلیسه برای کافکا را برمیشمرد، به درون ذهن کافکا نقب میزند و با زبانی اديبانه به بررسی تاُثیر رابطۀ این دو بر برخی از آثار کافکا بهویژه محاکمه مینشیند.
مرگ کامو
360.000توماناکنون نشانهای از درون جریان تاریکِ زمان سر برآورده است. سرنخی دقیق از این که کسی پایان زندگی آلبر کامو را رقم زده است.
در روز چهارم ژانویهٔ ۱۹۶۰ کامو در راه برگشت به پاریس همراه ناشرش میشل گالیمار و نیز آن و ژنین ــ دختر و همسر گالیمار ــ و همچنین سگشان در یک سانحهٔ هولناک جان باخت. عموماً مرگ آلبر کامو را تصادف تلقی میکنند اما جووانی کاتلّلی به شواهدی دست یافته که نشان میدهد ممکن است کامو به قتل رسیده باشد. کاتلّلی پس از سالها تحقیقِ دقیق نشان میدهد که چرا سران اتحاد جماهیر شوروی سرسختانه در پی حذف آلبر کامو بودهاند. او پرسشهای مهمی مطرح میکند که ممکن است پس از سالها معمای مرگ نویسندهٔ شهیر قرن بیستم را روشن کند: مأموران کاگب چطور از بازگشت کامو و همسفرهایش باخبر شدند؟ تلفن کامو به منشیاش شنود شده بود یا ماریا کاسارس، معشوقهٔ ابدیاش، با بیاحتیاطی مرگ او را رقم زد؟ آیا کامو از مرگ خود خبر داشت که در نامهاش به کاسارس قول داد که شب چهارم ژانویه سر وقت به شام برسد، «مگر اینکه در جاده اتفاقی بیفتد»؟
مرگی که زندگی است
اتمام چاپتصور کنید که در گوشهای از جهان واقعی ما، و نه در عالم تخیل و داستان، نامهای با این کلمات شروع شده باشد، «محبوبم، متأسفانه شاید این نامهٔ وداع من با تو باشد. تا ساعتی دیگر اعدام خواهم شد و…»؛ آنگاه هرچه پس از این کلمات نوشته شده باشد اهمیتی بیمانند خواهد داشت، خواه سادهترین سخنان و خواه دشوارترین پرسشها و پیامها. اهمیت آنها بیش از هرچیز در این است که چشم در چشم مرگ نوشته شدهاند، خصوصاً اگر این مرگ در راه آرمانی والا بوده باشد.
این کتاب دربردارندهٔ یادداشتها و نامهها و نوشتههایی اینچنین از بیش از پنجاه تن از کسانی است که محکوم به مرگ یا در آستانهٔ مرگ بودهاند و در زندانها و اردوگاههای نازیها جان سپردند.
من بامدادم سرانجام
1.700.000تومانمحبوبیت رشکانگیزش بهتنهایی نه مرهون شعرش بود، نه روزنامهنگاریاش، نه ترجمههایش، نه کار بزرگش در کتاب کوچه و نه جایگاهش در مقام پرچمدار روشنفکریِ معترض ایران؛ او آمیزهای از همهٔ اینها و چیزی بیشتر بود. سیمای باشکوه و منحصربهفردش نیز در این محبوبیت مؤثر افتاد، همچنانکه صدای پرطنین و سیگارسوختهاش جماعتی انبوه را شیفتهٔ خود کرد؛ حتی رگبار بیامان توهین و اتهام از طرف رقیبان و مخالفانش پرّ کاهی از ابهت او کم نکرد و از قضا به محبوبیت افسانهایاش افزود.
او همواره یک جستوجوگر و آزمونگر باقی ماند. پاسداشت کرامت و ارزشهای انسانی، هرگز خسته نشدن و به قلههای فتحشده بسنده نکردن شاید بزرگترین آموزه و میراث او باشد.
– از متن کتاب