مصاحبهٔ یاسین نمکچیان با زهرا خانلو
کاترین کامو در مصاحبهای، داستانی جالب تعریف میکند. میگوید که روزی به خانه آمده و پدرش را دیده است که نشسته و به جلو زل زده است. از او میپرسد که آیا ناراحت است و پدرش جواب میدهد که نه، تنهاست. تنهایی و غربت تم زندگی کاموست. این تم در نامهها هم جریان دارد. کامو تنهاست ولی با ماریا تنها نیست. این را از وابستگیشان به نامهها میفهمیم. وقتی نامهای دیر میرسد، مضطرب میشوند؛ اضطرابی طاقتسوز که از سر تنهایی است. حالا چه ربطی به سؤال شما دارد؟ میخواهم به کارکرد نامهها برسم.کامو با ماریا حرف دارد. جهانی مشترک دارد. دوستان و همکارانی مشترک دارد. این اشتراک است که در کنار صمیمیت و عشق باعث میشود تا او بیپرده دربارۀ هر کس سخن بگوید و حتی شخصی را بهخاطر ابراز علاقۀ شدیدش به ماریا، به صفات روانشناختی ناجوری متصف کند. بستری وجود دارد که او بیپروا از آدمها، سیاست، ادبیات، تاریخ و الخ حرف بزند بی اینکه حرفش در هوا معلق بماند یا به مانعی بخورد و برگردد. ماریا متقابلاً در این گفتگو حضوری جانانه و فعال دارد. همین دوطرفه بودن این مکاتبه آن را چنین پربار و زاینده و خواندنی کرده است.




مریم کاظمی –
این کتاب یکی از تأثیرگذارترین تجربههایی بود که در زمینه نامهنگاری عاشقانه خواندم. وقتی نامههای کامو و کاسارس را میخوانی، انگار وارد دنیای درونیشان میشوی: دغدغههای کوچک و بزرگ، تنهایی و امید، بیتابی و انتظار. ترجمه خانلو در بیشتر موارد خوب بود، اگرچه گاهی جملات سختتر نامهها ممکن است خواننده را به کندی بیندازد.
مدیر فروشگاه ادمین سایت –
از نظر شما بسیار سپاسگزاریم
خوشحالیم که توانستید با فضای صمیمی و اندیشمندانه این نامهها ارتباط بگیرید. هدف ترجمه نیز همین بوده؛ حفظ لحن عاشقانه و در عین حال وفاداری به عمق فکری نویسندگان.
جمشید هاشمی –
من عاشق ادبیات عاشقانهام، اما این کتاب برای من کمی نامأنوس بود. بعضی نامهها آنقدر خصوصیاند که احساس میکنی مانند سرقت از احساس یکی واردشان شدهای. ترجمه هم در بعضی جاها لحن نامهها را تلطیف کرده بود که شاید بهتر بود ترجمه وفادارتری باشد.
سحر نعمتی –
علاقهمندان به کامو یا کسانی که دوست دارند پشت پرده زندگی نویسندگان مشهور را ببینند، حتما این کتاب رو دوست خواهند داشت. نامهها شور و حالت خاصی دارند. گاهی فاصله زمانی بین نامهها خواندن رو کمی ملول میکنه، ولی ارزشش رو داره.
رضا فلاح –
در بعضی بخشها، احساس میکردم نامهها تکراریاند یا حرف مشابهی رو چند بار با کمی تغییر میزنند. اما وجود لحظات اوج و نامههایی که با درد و عشق نوشته شدهاند، بخشهای دوستداشتنیش هستند.
مدیر فروشگاه ادمین سایت –
سپاس از بازخورد شما
درست اشاره کردید، تکرار در برخی نامهها بازتاب گذر زمان و فراز و فرود رابطه میان کامو و کاسارس است، اما همان تکرارها گاهی به عمق احساساتشان معنا میدهد.
فرنوش یعقوبی –
وقتی نسخه اولیهاش رو گرفتم، نمیدونستم منتظر چی باشم. اما بعد از خوندن چند صفحه، همین که دغدغهی انسانیت و عشق در نامهها موج میزد، مجذوب شدم. در نامهای کامو مینویسد که عشق بیعدالتیست اما عدالت کافی نیست — جملهای که مدام در ذهنم تکرار شد.
لیلا کامیاب –
این نامهها بیشتر از عشق، گفتوگوییاند بین دو آدم با وجوه انسانی، با تناقض و ضعف و قدرت. نه فقط معشوقه و معشوق، بلکه همدلانیاند از دو دنیای متفاوت. بعضی نامهها پر از زیباییاند، ولی کاش توضیح تاریخی و فرهنگی بیشتری همراهش بود.
مدیر فروشگاه ادمین سایت –
ممنون از نظر شما
کاملاً درست میفرمایید، این نامهها فراتر از یک رابطه عاشقانهاند و جنبه انسانی و فلسفی عمیقی دارند. پیشنهاد شما درباره توضیح تاریخی نیز بسیار ارزشمند است.
امیر سلیمانی –
کتاب ارزش خواندن داره، مخصوصاً اگر دوست داری ببینی نویسندهای که در رمانهایش از معنای زندگی حرف زده، در دل زندگی شخصی چه میگذرانده. اما در برخی نامهها خستگی میاد سراغت، مخصوصاً وقتی موضوعات روزمره زیاد میشه.
نازنین قربانی –
چقدر خوبه که این نامهها به فارسی منتشر شدن! عاشق شدم با بعضی جملاتش. مثلاً وقتی کامو در نامهای کوچک حسرت دیدنش رو بیان میکنه، اون لحظه قلبم لرزید. ترجمه گاهی سنگینی داره ولی حس کلی رو انتقال داده.
pourianou –
چند بخشش واقعاً زیباست، اما گاهی لحن نامهها بیش از حد دروننگرانه و غمگین میشه که آدم رو خسته میکنه. اگر آمادهی ورود به دنیای عاطفی پیچیده باشی، جذابه؛ اما برای سرگرمی معمولی نه خیلی مناسب.