کافکا: انسان خاکستری

از هر نویسنده‌ای تصویری ذهنی داریم. پرتره‌ای از او برایمان می‌شود جلوۀ جسمی‌اش، بعد آن جسم راه می‌افتد کارهای متناسب با تصوری را انجام می‌دهد که ما از او برای خودمان ساخته‌ایم. تصویر ذهنی را یا از زندگی‌نامه‌ها و خاطرات نویسنده برمی‌گیریم، یا خودمان بنا بر دریافتمان از آثار او می‌سازیم. اما تصویر ذهنی ما از نویسنده اصولاً و درنهایت تألیف ذهن ماست.

ادامه مطلب

بی‌خویشتنی فلسفی

چرا دریابندری نهایتاً از برابرنهاد مرسوم‌تر «ازخودبیگانگی» برای Alienation احتراز می‌کند، برابرنهاد کم‌کاربردتر «بی‌خویشتنی» را برمی‌گزیند، و نام کتاب خود را می‌گذارد «درد بی‌خویشتنی»؟ آیا می‌توان گفت که او برای یافتن برابرنهاد‌ به‌نظر مترجمانۀ خود «می‌فلسفد»؟ روشن است که دغدغۀ اصلی او صرفاً توضیح آرای فلاسفۀ غرب نیست. دغدغه‌‌اش یافتن دقیق‌ترین معادل برای «الیناسیون» است.

ادامه مطلب

روسیهٔ مخوف

روسیه: سرزمین داستایفسکی و تالستوی و دورهٔ موسوم به «زرین» در ادبیات؛ سرزمین تزارها؛ نارودنیک‌ها؛ انقلاب؛ کمونیسم؛ سرزمین یسه‌نین و ماندلشتام و آخماتوا و دورهٔ موسوم به «سیمین» در ادبیات؛ مُلک طلق استالین؛ گولاک و تصفیه‌های مهیب؛ ارتش سرخ؛ سرزمین «برادر بزرگ» خلق‌های شبح‌زده؛ سرزمین گلاسنوست و پروستریکا؛ سرزمین یلتسین؛ ودکا؛ پول‌شویی؛ مافیا؛ پوتین؛ قتل روزنامه­نگارها؛ بانکدارها؛ قتل هرکس که سری بلند کند، بپرسد، یا حتی خیال کند… روسیه اما بیش از هر چیز نه سرزمین این ابژه‌ها و سرزمین مردمانش، بلکه سرزمین سازمان‌های امنیتی مخوفی‌ست که حیات و ممات آدمیان را در چنگ دارند. شمه­ای از این تاریخ هولناک را می‌توان در کتاب سازمان‌های امنیتی روس بازیافت.

ادامه مطلب

کاموی عاشق

کتاب خطاب به عشق دفتر اول است از مکاتبات کامو و ماریا کاسارس که به‌همت فرهنگ نشر نو منتشر شد و مترجم کتاب، زهرا خانلو، نوید سه جلد دیگر را داده که به‌ترتیب توالی زمانی نگارش نامه‌ها مجلد شده‌اند. در مقدمۀ مترجم، تاریخ نامه‌ها تا پایان سال ۱۹۵۹ است؛ یعنی چند روز قبل از مرگ کامو.

ادامه مطلب

از درکِ یک پایان، تا…

رمانِ فقط یک داستان را از منظری می‌توان ادامه‌ی تأملاتِ داستانیِ جولیان بارنز درباره‌ی حافظه و زمان دانست. بن‌مایه‌ی اصلیِ رمانِ مشهورِ او درکِ یک پایان نیز به‌واقع همین احضارِ گذشته، و در عینِ حال کندوکاو در سازوکارِ حافظه بود.  راویِ درکِ یک پایان با همان جمله‌ی اول راهبردِ خود را آشکار کرده بود: «بی هیچ ترتیبِ خاصی به یاد می‌آورم…»؛ و، بلافاصله پس از به یاد آوردنِ گزاره‌وارِ چیزهایی نظیرِ «نرمه‌ی برّاقِ مُچِ دست»، کنشِ به یاد آوردن را به ایده‌ی زمان گره می‌زد: «ما در زمان به سر می‌بریم ــ زمان ما را در خود می‌گیرد و شکل می‌دهد ــ اما من هیچ‌گاه احساس نکرده‌ام که زمان را چندان خوب می‌فهمم».

ادامه مطلب

مینو مشیری شوالیۀ هنر

مینو مشیری، متولد تهران، تحصیلات ابتدایی را در مدرسۀ ژاندارک و تحصیلات متوسطه و دانشگاهی را در انگلستان گذراند و دارای فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات انگلیسی و فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات فرانسه (قرن هجدهم – عصر روشنگری) از دانشگاه Exeter است. علاوه برترجمه‌های ادبی و مقالات متعددی که از او به زبان‌های فارسی و انگلیسی و فرانسه در نشریات گوناگون داخل و خارج از کشور منتشر شده است با مطبوعات نیز همکاری گسترده‎ای داشته‎است.

ادامه مطلب