جدال واقعیت و خیال

جولین بارنز در آرتور و جورج به ماجرای واقعی متهم شدن جورج ادالجی، وکیل هندی‌تبار، انگلیسی در سال ۱۹۰۳ به مجموعه‌ای از اعمال مجرمانه از جمله سلاخی آلت تناسلی حیوانات در منطقۀ گریت ویرلی در انگلستان و مداخلۀ سر آرتور کانن دایل،‌ جنایی‌نویس مشهور، در این غائله برای اثبات بی‌گناهی ادالجی می‌پردازد. آرتور و جورج ترکیبی از رمان کارآگاهی و رمان زندگینامه‌ای است و بارنز روایتش را با روایت زندگی‌نامۀ آرتور کانن دایل و جورج ادالجی آغاز می‌کند.

ادامه مطلب

مثلِ برق، مثلِ باد

داستان، سلوک است و شعر، جهش. داستان آهسته است و پیوسته و شعر یک‌باره است و ناگهان. داستان رهرو می‌خواهد و شعر مجنون. داستان معاشقه‌ای است به بلندایِ یلدا و شعر بوسه‌ای است دزدانه در پیدا و پنهانِ درخت‌هایِ همواره.
«پی‌یر و لوسی» امّا سلوکِ مجنون است و یک‌باره‌ای مستمر. داستانی است که روحِ شعر را در آن دمیده‌اند. سبک‌سر می‌کند و سبک‌بال پس از خواندنش.

ادامه مطلب

گفتگو با نیاز اسماعیل‌پور

کتاب «هیجی‌کاتا و اونو» گسترش زیبایی‌شناختی رقص و نمایش بوتو در زمینۀ سیاسی و اجتماعی ژاپن پس از جنگ جهانی دوم را نیز بررسی کرده و در پایان توصیه‌‌ها و نکاتی را برای استادان و هنرجویان رقص بوتو عنوان می‌کند. با یکی از مترجمان این اثر، نیاز اسماعیل‌پور درباره نمایش بوتو و کتاب «هیچی‌کاتا و اونو» گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

ادامه مطلب

قدرت زنانه

مری بی‌یرد در ابتدای کتاب «زنان و قدرت» به قدیمی‌ترین نوشته‌ها به ادیسه‌ی هومر استناد می‌کند و می‌نویسد که از همان ابتدا دید جامعه به زن اینگونه بوده که زن‌ها قدرت و استعداد سخنوری ندارند و کار آنها همان خانه‌داری است و سخنوری استعداد طبیعی مردان و سکوت مختص زنان است؛ صدای بم نشان‌دهندهٔ شجاعت مردانه و صدای زیر نشان‌دهندهٔ بزدلی زنانه است. بی‌یرد در ادامه‌ٔ کتاب در ذکر بعضی داستان‌ها هم نشان داده که زنان وقتی به قدرت رسیده‌اند، به‌جای استفاده، سوءاستفاده کرده‌اند.

ادامه مطلب

از مرگ تا شهاب‌سنگِ پنهان

مهم­ترین، یا بهتر است بگویم ذاتی­‌ترین، ویژگیِ رمان امکانی­ست که برای شناختِ دیگری پیشِ روی ما می­‌گذارد. هرچه پیش­ترها با جَزمِ تمام باور داشتم که شخصیت­‌های یک رمان درواقع وجوهِ مختلفِ هستیِ نویسنده‌­اند و باید که چنین هم باشد، اکنون بر این نظرم که رمان نه بازتاباندنِ خود در دیگری، بلکه بازتاباندنِ دیگری در خود است. لذت آن­جا پدید می‌­آید که شخصیتی را پیشِ روی خود می­بینیم به‌­غایت شفاف و متفاوت با خودمان که وادارمان می­‌کند بشناسیمش تا دوستش داشته باشیم یا از او بدمان بیاید، بی‌­آن­که نویسنده خود درباره‌­ی خیر و شرِ او قضاوت کند.

ادامه مطلب

شاعر در کنار جلاد

کار کوندرا چیزی است ژرف‌تر و پرشاخ‌وبرگ‌تر از طنز. اگر «زندگی جای دیگری است» گهگاه لبخند ـــ و دقیق‌تر بگوییم پوزخند ـــ بر لب خواننده می‌آورد، نه به این‌خاطر است که رگه‌های طنز دارد، بلکه هنر کوندرا دقیقاً همین‌جاست که در طناز بودن بکوشد، درحالی‌که در نهایتِ جدیت داستان را بر خواننده روایت می‌کند. کوندرا جایی می‌نویسد که سن جوانی در نظرش سنی است غنایی.

ادامه مطلب

سرانجام تن می‌دهیم، مشتاقانه

خواننده‌ای که مختصر آشنایی با براین مگی دارد، چندان در بند ادبیت یگانه رمان این فلسفه‌دانِ مشهور نخواهد بود. او پیشاپیش مفروض می‌گیرد که از فیلسوف یا فلسفه‌دان حرفه‌ای رمان به معنای دقیقِ کلمه توقع نمی‌رود. مگی از جنسِ کامو یا سارتر نیست که پیش و بیش از آنکه فیلسوف باشند، ادیب و داستان‌نویس‌اند. او به سبب مصاحبه‌هاش با متخصصان در باب فلاسفه‌ی بزرگ و فلسفه‌ی تحلیلی شناخته است؛ نیز به سبب تک‌نگاری‌هاش درباره‌ی پوپر و شوپنهاور و داستان/ سرگذشت فلسفه‌اش.

ادامه مطلب

پاندمی ملال

ما با توجه به نفوذ گسترده‌ی ملال در زندگی‌هایمان، بسیار کم به ملال اندیشیده‌ایم. اسونسن قصد دارد این خلأ را پر کند. او در ابتدا توضیح می‌دهد که چرا باید با ملال به منزله‌ی یک مسئله‌ی فلسفی برخورد کرد (فصل یک). بعد از آنجا که «تعریف» ساده و سرراست ملال ممکن نیست به سراغ متون و آثاری از بکت، نیچه، وارهول، پاسکال، کراننبرگ، بالارد و … می‌رود تا طرحی چندوجهی و متکثر از ملال رسم کند

ادامه مطلب

آن بالا نوشته شده است…

رمان پر است از دخالت‌های کنایه‌آمیز و جذاب راوی که مدام بر شیوه‌های قراردادی داستان‌گویی تأمل می‌کند و خواننده را به همراه داستان به مسیرهایی ناشناخته می‌کشاند. راوی‌ای که همراه با شخصیت‌ها منتظر می‌ماند تا سوارها نزدیک شوند و بشناسدشان یا حتی همراه با شخصیت‌ها مست می‌شود و می‌خوابد و صفحه‌ای را سفید می‌گذارد.

ادامه مطلب