وقتی خدا دنیا را آفرید، حیواناتی برای زیستن در آن خلق کرد و تصمیم گرفت به هر یک از آنان هر چه میخواهند بدهد. حیوانات در برابر بارگاه الهی به صف ایستادند و گربه، آرام خود را به انتهای آن صفِ طولانی رسانید و منتظر ماند. خداوند به فیل و خرس قدرت عطا کرد؛ به خرگوش و آهو چالاکی؛ به جغد توانایی دیدن در شب؛ به پرندهها و پروانهها زیبایی ناب؛ به روباه زیرکی؛ به میمون هوش؛ به سگ وفاداری؛ به شیر شهامت و به سمور بازیگوشی. این ویژگیها را حیوانات از خدا طلبیدند و خدا به آنها ارزانی داشت. سرانجام خدا به انتهای صف رسید و گربه را دید که در کمال شکیبایی منتظر نشسته است.
«خب! خواستۀ تو چیست؟» چنین پرسید خدا از گربه.
گربه شانه بالا انداخت و گفت: «چیز خاصی نمیخواهم. هر چه باقی مانده که به کار کسی نمیآید مال من. مسئلهای نیست.» …

دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.