قلندران چهارپا: ردپای گربه‌ها

صدهزار موش گرد آیند، زهره ندارند در گربه بنگرند.
زیرا که هیبت گربه نگذارد که ایشان جمع باشند.
و گربه جمع است در نفْسِ خویش.
ـــ شمس تبریزی

نروید طرفشان تا خودشان پا پیش بگذارند.
به زعم من اما باید با کمال ادب پیش رفت
با احترام خطابشان کرد.
و صد البته از یاد نباید برد که
گربه‌ها بیزارند از خودمانی شدن.
ـــ تی. اس. الیوت

قلندران چهارپا: ردپای گربه‌ها

اتمام چاپ

اتمام چاپ

در انبار موجود نمی باشد

وقتی خدا دنیا را آفرید، حیواناتی برای زیستن در آن خلق کرد و تصمیم گرفت به هر یک از آنان هر چه می‌خواهند بدهد. حیوانات در برابر بارگاه الهی به صف ایستادند و گربه، آرام خود را به انتهای آن صفِ طولانی رسانید و منتظر ماند. خداوند به فیل و خرس قدرت عطا کرد؛ به خرگوش و آهو چالاکی؛ به جغد توانایی دیدن در شب؛ به پرنده‌ها و پروانه‌ها زیبایی ناب؛ به روباه زیرکی؛ به میمون هوش؛ به سگ وفاداری؛ به شیر شهامت و به سمور بازیگوشی. این ویژگی‌ها را حیوانات از خدا طلبیدند و خدا به آنها ارزانی داشت. سرانجام خدا به انتهای صف رسید و گربه را دید که در کمال شکیبایی منتظر نشسته است.

«خب! خواستۀ تو چیست؟» چنین پرسید خدا از گربه.

گربه شانه بالا انداخت و گفت: «چیز خاصی نمی‌خواهم. هر چه باقی مانده که به کار کسی نمی‌آید مال من. مسئله‌ای نیست.» …

نویسنده
موضوع
تاریخ نشر
نوبت چاپ
شابک
تعداد صفحات
قطع
نوع جلد
دسته‌بندی:

طنز

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قلندران چهارپا: ردپای گربه‌ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محتوایی یافت نشد