ایوب
يوزف روت در رمان ايوب قصهاي بازآفرينيشده از سرگذشت كتاب مقدس را به دنياي مدرن ميآورد. قهرمان او، مندل زينگر، يك معلم ساده يهودي است كه با همسر و فرزندانش در روستايي كوچك در امپراتوري روسيه تزاري زندگي ميكند. سرنوشت اما او را همچون ايوب تورات در گرداب رنجهاي پيدرپي ميافكند: مهاجرت به امريكا، مرگ و بيماري فرزندان، فقر، غربت و فروپاشي اميدها.
روت با هوشمندي بازخواني مدرن از اسطورهاي كهن ارائه ميدهد و با دراماتورژي درست داستان ايوب كتاب مقدس را به بستر تاريخي-اجتماعي اوايل قرن بيستم ميآورد؛ جايي كه يهوديان اروپاي شرقي با تبعيض، فقر و مهاجرت دست به گريبانند. اين جابهجايي، اسطوره قديمي را از قالب انتزاعي بيرون ميآورد و آن را به تجربهاي انساني و ملموس بدل ميسازد.
چرا زندگی بشر همواره قرین با رنج است؟ آیا حکمتی در این رنجها نهفته است؟ این پرسش همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته است. فلسفه جستوجو کرده و گاه پرسشهای دیگری نیز افزوده است و ادیان هریک پاسخی در آستین داشتهاند. ادبیات نیز در این میان راه خود را رفته و «ایوب» رمان ستایششدهٔ یوزف روت از آن جمله است. «ایوب» را میتوان اودیسهای نامید که از دهکورهای یهودینشین در شرق اروپا آغاز میشود و به دنیای آنسوی آبها، به امریکای سکولار، میرسد. در پایان، نه دنیا همان دنیای آغاز رمان است و نه مندل سینگر همان مکتبدار ساده.
«ایوب»، علاوه بر تمام همتایان معاصرش که حکمت رنجهای بشری را دستمایه قرار دادهاند، ازجمله «محاکمه» اثر کافکا، از منظر تاریخی نیز اسلافی دارد: از «کتاب ایوب» تا «ایوبِ» یوزف روت و بلکه راهی از اینهم درازتر. حتی در میان متون نزدیک به «کتاب ایوبِ» عهد عتیق ما «وصیت ایوب» را داریم که ادامۀ داستان ایوب است. میتوان سرآغاز این رنجنامهنویسی را حتی به صدها و هزارها سال پیش از «کتاب ایوب»، به زمانی برد که نه «زمین عوص» بود و نه «مردی ایوبنام»، حتی به آن نخستین مویۀ زنی در جستوجوی حکمت مرگ فرزندش.
یوزف روت که خود از یهودیان شرق اروپا بوده است، در مقالۀ بلندی، گزارش کاملی از اوضاع زندگی یهودیان شرق اروپا میدهد. روت شرق اروپا را شرقِ دنیای غرب میدانسته است، نیمۀ نادیدهمانده و بلکه تحقیرشدۀ فرهنگ غرب که نیمۀ دیگر برایش لطیفه میسازد. به همین دلیل مخاطب «ایوب» خوانندگانی هستند که درد را، عظمت انسان را و آلودگیای را که همهجا ملازم رنج است محترم میشمرند: آن دسته از مردمان که به دُشکهای تمیزشان نمینازند، آنها که احساس میکنند شرقْ ارمغانهای بسیاری برایشان دارد و میدانند شرقْ خاستگاه انسانها و افکار بزرگ و مفیدی است که به شکلگیری و بسط تمدن غرب یاری رساندهاند.
| ترجمه از | Hiob |
|---|---|
| نویسنده | یوزف روت |
| مترجم | محمد همتی |
| موضوع | داستانهای آلمانی — قرن ۲۰م. |
| تاریخ نشر | 1405 (اول، 1400) |
| نوبت چاپ | پنجم |
| شابک | ۹۷۸-۶۰۰-۴۹۰-۳۲۱-۹ |
| تعداد صفحات | ۱۹۸ |
| قطع | رقعی |
| نوع جلد | شومیز (جلد نرم) |
| دستهبندی: |
|---|

دیدگاهها
پاکسازی فیلترهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.