چه کسی آلبر کامو را کشت؟
جووانی کاتللی، نویسندۀ ایتالیایی، اولین بار نظر خود را در سال ۲۰۱۱ مطرح کرد که در دفتر خاطرات شاعر و مترجم مشهور چک، یان زابرانا، نکاتی را کشف کرده که نشان میداد مرگ کامو تصادفی نبوده. اکنون کاتللی تحقیقات خود را در کتابی با عنوان «مرگ کامو» گسترش داده، کتابی که ترجمۀ فارسی آن توسط ابوالفضل اللهدادی از سوی نشرنو منتشر شده است.
عصیان علیه ارزشهای مستقر
«خون دیگران» احتمالاً از پیچیدهترین آثار داستانی سیمون دوبوار به شمار میرود. این پیچیدگی البته چندان ارتباطی به محتوای اثر ندارد بلکه به فرم روایی آن مربوط است. در این کتاب راوی داستان سوم شخص است اما نه دانای کل؛ روایت سیال است، یعنی در طول داستان پیوسته جای راوی با شخصیت اصلی عوض میشود، گویی که برخورد ما با شخصیتها دوسویه باشد. یعنی ما در مقام خواننده هم ناظر جریان کلی داستان هستیم و هم با کلیت آن برخورد ذهنی داریم.
ما کیستیم و چرا اینجاییم؟
«ما که هستیم و چرا اینجا قرار گرفتهایم و اینگونه شدهایم؟» این سؤال را بیشتر اندیشمندان مطرح کردهاند، زیرا شکل و شمایل فلسفی و جهانشمولی دارد که، صرف نظر از هر وضعیتی، به ذهن هر انسان متفکری خطور میکند. مسألۀ کتاب «سرآغازها» نیز همین است؛ با این تفاوت که لوئیس دارتنل میخواهد پاسخی علمی، و نه فلسفی، برای این پرسش فراهم کند.
لحظههاى شهود هاردى
بعضى نویسندگان ذاتاً از همه چیز آگاهند؛ دیگران از بسیارى چیزها ناآگاهند. عدهاى، همچون هنرى جیمز و فلوبر، هم مىتوانند از مزایایى که استعدادشان به ارمغان مىآورد بهترین بهره را ببرند و هم نبوغشان را در طى خلق اثر مهار کنند؛ اینان از همه امکانات هر موقعیتى آگاهند و هرگز غافلگیر نمىشوند. از سوى دیگر، احساس مىشود که نویسندگان ناآگاه، مانند دیکنز و اسکات، ناگهان و بى رضایت خودشان برکشیده و به پیش رانده مىشوند.
فیزیک دلچسب میشود
موضوع کتاب «معماهایی برای رازگشایی از عالم» فیزیک است، فیزیکِ مبتنی بر ریاضی. ولی شیوۀ ارائۀ مباحث کاملاً بدیع است و شبیه هیچ کتاب فیزیکی دیگری نیست. تقریباً همۀ مباحث بهصورتِ پرسش و پاسخ است، البته نه از نوع پرسش و پاسخهایی کتابهای درسی که باید مسائلی انتزاعی را به شکلی خشک و جزمی حل کرد، بلکه به این صورت که در ابتدا معمایی مطرح میشود و در ادامه پاسخ توضیحیاش میآید.
تصویر نو | قسمت اول
صدانو | نقشه و قلمرو
رستگاری در جهان مدرن
در رمان «عالیجناب کیشوت»ِ گرین علیرغم شباهت عجیب موقعیتی که در دورهی سروانتس بوده با آنچه در زمان حالِ این داستان میگذرد، تفاوتهایی عمده در شخصیتپردازی نیز دیده میشود. آدمهای داستان عالیجناب کیشوت، که در دورهی پس از سقوط فرانکو زندگی میکنند، به شکلی پیچیدهتر در دام تجاهل میافتند. مبارزهی آنها برای رهایی از وضعیت موجود و رسیدن به آرمانشهر نشان میدهد که بر خلاف کیشوت و سانچوی سروانتس، مدام در حال ارزیابی دقیق شرایط هستند و بیگدار و بر اساس هیجاناتشان پا در راه اصلاح وضع موجود نمیگذارند.