زنی در برلین
آخرین نبرد بزرگ اروپایی در جنگ جهانی دوم نبرد برلین بود که سرانجام در 2 مهٔ 1945 به سقوط پایتخت رایش سوم انجامید. از برلین جز ویرانهای باقی نمانده بود و بازماندگان شهر که عمدتاً زنان و سالمندان و کودکان بودند در وضعیتی آخرزمانی روزگار میگذراندند. غذای بخور و نمیری گیرشان میآمد و در بقایای بناهای ویران روزگار میگذراندند. در این گیر و دار بود که سربازان شوروی شهر را اشغال کردند و بر مصائب آوارشده بر جسم و جان بازماندگان صدچندان افزودند. روسها در هشت هفتهای که شهر را در اشغال خود داشتند تمام خشم و شهوت انباشته در وجودشان را بر بازماندگان شکست تحمیل کردند. در این میان زنی که خود در معرض تعرضات مکرر بود، در آپارتمانی نیمهمخروبه در کنار چند نفر دیگر، پنهانی یادداشتهای روزانهٔ خود را نوشت و مصائب آن روزها را با صراحت و شفافیتی کمنظیر و رمانگونه ثبت کرد. توصیف روابط پیچیدهٔ میان نظامیان روس و بازماندگان مصیبتزده، تعرضات گروهی به زنان، کار سخت و طاقتشکن در ازای دریافت آذوقهٔ کوپنی…
زنی در برلین برای درک زندگی و جنگ کتابی ضروری است.
شاید تصادفی نباشد که کتابی درخشان همچون «زنی در برلین» سرنوشتی چنین نامتعارف داشته است؛ نخستینبار در سال ۱۹۵۳ منتشر میشود، بعد به حاشیه میرود. دههها در محاق میماند تا اینکه اندکاندک از نو سر برمیکشد، بازنشر میشود و درست نیمقرن پس از نگارشش شهرت جهانی مییابد. وقایع توصیفشده در کتاب نیز به همین اندازه خارقالعاده مینمایند: نویسنده، زنی ساکن برلین، یادداشتهایی دقیق و پر از جزئیات ارائه میدهد از ماجراهایی که بر خودش و همسایگان و دوستانش از اواخر آوریل تا اواسط ژوئن ۱۹۴۵ میگذرد، زمانی که آلمان شکست خورده، هیتلر خودکشی کرده و برلین در اشغال ارتش سرخ است. هیچ به نظر نمیرسد که نویسنده یادداشتها را با هدف انتشار در آینده نوشته باشد. بیشتر شهادتنامهای تاریخی به نظر میرسد.
بخش نخست این نوشتهها عملاً نوشتههای زیرزمینیاند، دفترهایی که در پناهگاههای حملات هوایی، زیر آتش توپخانه و همزمان با غارت، دزدی، سوءاستفادههای جنسی و تعرضها و تجاوزهای سربازان فاتح ارتش سرخ، در وقتهایی که اندک آسایش و امنیتی دست میداد، نوشته شدهاند. این صفحات ــ که یک کارشناس خبرۀ دفاتر خاطرات قرن بیستم آنها را با دفترچههای اولیه مطابقت داده ــ کارکردی همچون کیفرخواستی ویرانگر دارند و اطلاعات ما را از آن دورۀ زمانی کامل میکنند. این زن برلینی بهرغم همۀ محاکمات قرن هرگز نه از خونسردی فاصله گرفت و نه از شرافت انسانیاش، و نجابتی را به نمایش گذاشت که در ویرانههای رایش سوم به پدیدهای نایاب بدل شده بود.
نویسنده بهدلایلی که خواننده میتواند حدس بزند تمایل داشته ناشناس بماند اگرچه پس از مرگش شناخته شد. با این حال، ناشر آلمانی به این خواست احترام گذاشته است و ناشر ایرانی نیز چنین کرده است.
| دستهبندی: |
|---|

دیدگاهها
پاکسازی فیلترهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.