مردی که زنش را با کلاه اشتباه می‌گرفت!

دکتر آلیور ساکس، از برجسته‌ترین پزشکانِ نویسندۀ قرن بیستم و بیست‌ویکم، داستان‌‌های عجیب اما واقعی انسان‌هایی را روایت می‌کند که در دنیای غریب  و به‌ظاهر  گریزناپذیر انواع اختلال‌های عصب‌روان‌شناختی به دام افتاده‌اند.
در این کتاب حکایت افرادی آمده که گرفتار ناهنجاری‌های فکری و ادراکیِ باورنکردنی هستند: بیمارانی که خاطراتشان را از دست داده‌اند، و همراه آن بخش بزرگی از گذشته‌شان را؛ بیمارانی که قادر به تشخیص افراد یا اجسام آشنا نیستند؛ دست‌ها و پاهایشان برایشان بیگانه شده و حتی انسان‌هایی عقب‌افتاده قلمداد شده‌اند، اما در همین حال از استعدادهای هنری و ریاضیاتی ناشناخته و فوق‌العاده‌ای برخوردارند.
دکتر ساکس لحظه‌ای هم فراموش نمی‌کند که مسئولیت نهایی پزشک در برابر کیست: «انسانی دردمند که رنج می‌کشد و مبارزه می‌کند.»

مردی که زنش را با کلاه اشتباه می‌گرفت!

450.000تومان

مرور

مردی که زنش را با کلاه اشتباه می‌گرفت! مجموعه‌ای از روایت‌های واقعی و بالینی است که الیور ساکس، عصب‌شناس مشهور، در آن به تجربه‌های عجیب و گاه شگفت‌انگیز بیماران خود می‌پردازد. هر داستان به نوعی اختلال عصبی یا شناختی را نشان می‌دهد که باعث می‌شود فرد جهان را به شکلی کاملاً متفاوت درک کند. ساکس با زبانی ساده و روایت‌محور، این موارد را طوری توضیح می‌دهد که هم قابل‌فهم باشند هم تأثیرگذار.

در این اثر، تمرکز فقط روی بیماری نیست، بلکه روی «تجربۀ انسانی» این اختلال‌هاست. ساکس نشان می‌دهد که چگونه مغز می‌تواند در اثر آسیب یا تغییر، واقعیت را به شکل‌های غیرمنتظره بازسازی کند. با این حال، او بیماران را صرفاً به‌عنوان کیس پزشکی نمی‌بیند، بلکه آن‌ها را انسان‌هایی با هویت، احساس و داستان‌های منحصربه‌فرد معرفی می‌کند.

این کتاب برای کسانی مناسب است که به ذهن انسان، نورولوژی و تفاوت‌های ادراکی علاقه دارند. مردی که زنش را با کلاه اشتباه می‌گرفت! نه‌فقط دربارۀ اختلالات عصبی، بلکه درباره شکنندگی و در عین حال پیچیدگی ذهن انسان است و نشان می‌دهد ادراک ما از جهان تا چه اندازه وابسته به عملکرد مغز است.

نظرات (1)
  1. رضا جهان پناه

    این کتاب خیلی جالب بود و داستان‌های واقعی‌ای از بیماران نورولوژیکی رو تعریف می‌کنه که ذهنشون به طرز عجیبی کار می‌کرده. هم ترسناک بود، هم آموزنده، و در بعضی بخش‌ها واقعاً همدلی‌برانگیز. زبانش نسبتاً روانه ولی گاهی نیاز به تمرکز داره.
    برای من که به مغز و روان انسان علاقه دارم، خرید این کتاب تجربه‌ی خوبی بود. پیشنهاد می‌کنم کسایی که دنبال کتابی متفاوت و واقعی درباره ذهن هستن، حتماً بخوننش.

    • مدیر فروشگاه ادمین سایت

      سلام رضا عزیز!
      از شما بابت اشتراک‌گذاری این دیدگاه دقیق و صمیمی سپاسگزاریم. بسیار خرسندیم که این اثر توانسته تجربه‌ای آموزنده، تأثیرگذار و در عین حال متفاوت برایتان رقم بزند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و مرور (1)

ویژگی‌های محصول

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

معرفی محصول

مردی که زنش را با کلاه اشتباه می‌گرفت! مجموعه‌ای از روایت‌های واقعی و بالینی است که الیور ساکس، عصب‌شناس مشهور، در آن به تجربه‌های عجیب و گاه شگفت‌انگیز بیماران خود می‌پردازد. هر داستان به نوعی اختلال عصبی یا شناختی را نشان می‌دهد که باعث می‌شود فرد جهان را به شکلی کاملاً متفاوت درک کند. ساکس با زبانی ساده و روایت‌محور، این موارد را طوری توضیح می‌دهد که هم قابل‌فهم باشند هم تأثیرگذار.

در این اثر، تمرکز فقط روی بیماری نیست، بلکه روی «تجربۀ انسانی» این اختلال‌هاست. ساکس نشان می‌دهد که چگونه مغز می‌تواند در اثر آسیب یا تغییر، واقعیت را به شکل‌های غیرمنتظره بازسازی کند. با این حال، او بیماران را صرفاً به‌عنوان کیس پزشکی نمی‌بیند، بلکه آن‌ها را انسان‌هایی با هویت، احساس و داستان‌های منحصربه‌فرد معرفی می‌کند.

این کتاب برای کسانی مناسب است که به ذهن انسان، نورولوژی و تفاوت‌های ادراکی علاقه دارند. مردی که زنش را با کلاه اشتباه می‌گرفت! نه‌فقط دربارۀ اختلالات عصبی، بلکه درباره شکنندگی و در عین حال پیچیدگی ذهن انسان است و نشان می‌دهد ادراک ما از جهان تا چه اندازه وابسته به عملکرد مغز است.

نظرات خریداران

  1. رضا جهان پناه

    این کتاب خیلی جالب بود و داستان‌های واقعی‌ای از بیماران نورولوژیکی رو تعریف می‌کنه که ذهنشون به طرز عجیبی کار می‌کرده. هم ترسناک بود، هم آموزنده، و در بعضی بخش‌ها واقعاً همدلی‌برانگیز. زبانش نسبتاً روانه ولی گاهی نیاز به تمرکز داره.
    برای من که به مغز و روان انسان علاقه دارم، خرید این کتاب تجربه‌ی خوبی بود. پیشنهاد می‌کنم کسایی که دنبال کتابی متفاوت و واقعی درباره ذهن هستن، حتماً بخوننش.

    • مدیر فروشگاه ادمین سایت

      سلام رضا عزیز!
      از شما بابت اشتراک‌گذاری این دیدگاه دقیق و صمیمی سپاسگزاریم. بسیار خرسندیم که این اثر توانسته تجربه‌ای آموزنده، تأثیرگذار و در عین حال متفاوت برایتان رقم بزند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادهای دیگر

پیشنهاد‌های دیگر