حافظه به مثابه پناهگاه گذشته
«جداییها» در نهایت کتابی دربارهی رفتن است، اما برای رسیدن به مفهوم رفتن، بارنز از چیزهایی میگوید که میمانند؛ خاطرهی یک عشق، تصویری از یک دوست، داستانی که کسی از گذشتهی خود تعریف میکند و کلماتی که نویسنده برای مدتی کوتاه، آنها را در برابر فراموشی حفظ میکند. شاید در این میان، ادبیات چیزی جز همین نباشد؛ تلاشی برای نگه داشتن آنچه ناگزیر از دست خواهد رفت.








