یک رمان شبانی با پایانی خوشایند

یک رمان شبانی با پایانی خوشایند

«به‌دور از مردم شوریده» اولین موفقیت ادبی بزرگ تامس هاردی بود. تامس هاردی در این رمان با محوریت بِت‌شبا اِوِردین ــ‌زن جوانی که مزرعه‌ای کوچک به ارث برده‌ــ سرنوشت سه تن از خواستگاران او را دنبال می‌کند: گابریل اوک؛ کشاورزی خرده‌پا ویلیام بولدوود؛ کشاورزی ثروتمند و سرگروهبان تروی. در این داستان شبانیِ معمولی، فجایعْ تصادفی رخ می‌دهند و قلب شخصیت‌های اصلی را در تب و تاب نگه می‌دارند. با سپری شدن فصل‌ها، عشق‌ها شکوفا می‌شوند و از بین می‌روند و درام، پس از رسیدن به اوج، زندگی همۀ شخصیت‌ها را برای همیشه تغییر می‌دهد.

ادامه مطلب

شمشیری که شفا می‌بخشد

شمشیری که شفا می‌بخشد

«چرا نمی‌توانیم منتظر بمانیم؟» داستانِ مبارزۀ شهروندان آمریکا علیه تبعیض است که از زبان یکی از قدرت‌مندترین، شیواترین، و رساترین صداهای عدالت‌خواهیِ دورانِ مدرن روایت می‌شود. اکنون، بیش از هر زمانی، این کتاب سندی جاودانه است و گواهی عمیقاً انسانی بر دیدگاه‌های اخلاقی، عاشقانه، صلح‌جویانه، و در عین حال خردمندانه و شجاعانۀ مارتین لوتر کینگ، مردی که در راه آنچه رؤیای خود می‌پنداشت متحمل سختی‌های جان‌فرسا شد

ادامه مطلب

ساکی انسان غریب

ساکی انسان غریب

چه انسان غریبی است ساکی. داستان‌هایش ــ‌که از سال ۱۹۰۰ تا زمان مرگش در سُم به سال ۱۹۱۶ نوشته شده‌اند و می‌توان ردپای آثار اسکار وایلد و هنری جیمز را در آنها دیدــ به‌طنازیِ داستان‌های وایلد و وودهاوس و اِوِلین وا هستند و پیرنگ دقیقی دارند که می‌شد آن‌ها را با افزودن جزئیات بسط داد اما به‌ندرت به بیش از سه صفحه می‌رسند و به زبانی طنزآمیز و آشنا پیش می‌روند، در حالی که تصویری از نسل بشر ارائه می‌کنند که دهشتناک است.

ادامه مطلب

اوضاع ملت، ادوارد مورگان فاستر

اوضاع ملت

داستان «هواردز اند» در انگستان دورۀ ادواردی در اوایل قرن بیستم می‌گذرد، در دهه‌ای کوتاه‌مدت که از آن به‌عنوان دهه‌ای آرام قبل از آغاز دوران سراسروحشتِ قرن بیستم یاد می‌شود. رمان «هواردز اند» روایت سه خانواده است: ویلکاکس‌ها، شلگل‌های انگلیسی‌آلمانی و باست‌ها. خانواده‌ها بر اساس طبقۀ خود بسیار دقیق روایت شده‌اند. خانوادۀ ویلکاکس‌ها مرفّه‌ترند، اما ثروتشان محصول تجارتشان است نه ارث و میراث. خانم ویلکاکس به دلیل سهمش از میراث خانوادگی، یعنی خانه‌ای اجدادی به اسم هواردز اِند (عنوان رمان)، از سایر اعضای خانواده متمایز می‌شود.

ادامه مطلب

هولمز، راه را نشانم بده، جولین بارنز

هولمز، راه را نشانم بده

داستان رمان  در قالب دو بیوگرافی متناوب آغاز می‌شود؛ بیوگرافی‌هایی که در خلاف جهت یکدیگر قدم برمی‌دارند. از یک سو، پسرکی رؤیاپرداز، کانن دویل جوان، در آشپزخانۀ سبک اسکاتلندی مادرش در حال شنیدن داستان افسانه‌‌هایی دربارۀ پادشاه آرتور است، پسرکی توانمند و کنجکاو، باهوش در تحصیل و در عین حال شوخ طبع. از سویی دیگر، پسرکی را می‌بینیم محروم از قدرت رؤیاپردازی، جورج ادالجی، پسر کشیشی در استفردشر، فقیر و کوته نظر، بدون دوست و فردی جدی و خشن.

ادامه مطلب

زوال در زوال، میشل اوئلبک

زوال در زوال

«نقشه و قلمرو» رمان شلوغی نیست، آدم‌های فراوانی ندارد و اتفاقات تکان‌دهنده چندانی هم ندارد، اتفاقاتی از آن نوع که مخاطب بتواند به راحتی آن‌ها را نقطه اوج داستان و گره‌افکنی و … بنامدش. شبیه زندگی انسان است، زندگی اغلب ما، در روزگاری که تلاش می‌کنیم زندگی را جور دیگری ببینیم، اما جهان همه‌مان را جور دیگری می‌بیند انگار و همه چیز را سوق می‌دهد به سمت یک‌جور زوال و نیستی، حالا هر کداممان را به‌ شکلی و در مسیری به ظاهر متفاوت از دیگری.

ادامه مطلب

زهرا خانلو، خطاب به عشق

مصاحبهٔ یاسین نمکچیان با زهرا خانلو

کاترین کامو در مصاحبه‌ای، داستانی جالب تعریف می‌کند. می‌گوید که روزی به خانه آمده و پدرش را دیده است که نشسته و به جلو زل زده است. از او می‌پرسد که آیا ناراحت است و پدرش جواب می‌دهد که نه، تنهاست. تنهایی و غربت تم زندگی کاموست. این تم در نامه‌ها هم جریان دارد. کامو تنهاست ولی با ماریا تنها نیست. این را از وابستگی‌شان به نامه‌ها می‌فهمیم. وقتی نامه‌ای دیر می‌رسد، مضطرب می‌شوند؛ اضطرابی طاقت‌سوز که از سر تنهایی است. حالا چه ربطی به سؤال شما دارد؟ می‌خواهم به کارکرد نامه‌ها برسم.کامو با ماریا حرف دارد. جهانی مشترک دارد. دوستان و همکارانی مشترک دارد. این اشتراک است که در کنار صمیمیت و عشق باعث می‌شود تا او بی‌پرده دربارۀ هر کس سخن بگوید و حتی شخصی را به‌خاطر ابراز علاقۀ شدیدش به ماریا، به صفات روان‌شناختی ناجوری متصف کند. بستری وجود دارد که او بی‌پروا از آدم‌ها، سیاست، ادبیات، تاریخ و الخ حرف بزند بی این‌که حرفش در هوا معلق بماند یا به مانعی بخورد و برگردد. ماریا متقابلاً در این گفتگو حضوری جانانه و فعال دارد.  همین دوطرفه بودن این مکاتبه آن را چنین پربار و زاینده و خواندنی کرده است.

ادامه مطلب