کتاب مرگی که زندگی است شامل نامهها و یادداشتهای بیش از پنجاه تن از محکومان به مرگ و در آستانۀ مرگ است که غالباً آلمانیاند و در زندانها و اردوگاههای حکومت سوسیالیست ملی آلمان جان سپردهاند. اولین ملاحظه آن است که این افراد در زمانۀ مستی حاصل از فتوحات لشکریان آلمان، یکتنه در برابرِ رژیم بس قدرتمند هیتلر ایستادند و مرگشان را خودشان انتخاب کردند. از بعضی فقط نامه یا یادداشتی مختصر در اینجا آمده است، اما از اکثر آنها چند نامه یا یادداشت با فاصلۀ زمانی آمده است که امکان دیدن تحولات درونی آنها در تنگنایی درونی و بیرونی را به خواننده میدهند.
آنها از صنفهای مختلفی مثل کشیش، دانشجو، کشاورز، نظامی، زمیندار، کارمند، مقام سیاسی یا اجرایی، شاعر و روشنفکر بودهاند. بنابراین، یادداشتها تنوع جالبی دارند. با این حال، زمینۀ دینی در بسیاری از آنها به چشم میخورد.
یوهان باپتیست متس، متأله مسیحی، متأثر از والتر بنیامین معتقد است روایتگری، خصوصاً روایتگری خاطرات طردشدگان و ستمدیدگان، مزایای بسیاری برای بشر دارد و از تباهیهای بسیاری جلوگیری میکند. روایت خاطرات آنها، حتی مردگانشان، صدایی برای بیصداها پدید میآورد، دوری از انفعال و جستوجوی عدالت و آزادی را در انسان برمیانگیزد و موجب همبستگی آدمیان میشود. همچنین راه را بر سیطرۀ عقل ابزارانگار بر زندگی بشر میبندد. مسلمانان و مسیحیان با تجربۀ چندصدسالۀ ذکر مصائب، بهخوبی با این سخن او آشنایی دارند.

دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.