رستگاری در جهان مدرن

دون‌کیشوت، این شوالیه‌ی شوریده‌سرِ پرماجرا، دست‌مایه‌ی اقتباس‌های بسیاری در عرصه‌ی داستان‌‌پردازی و درام‌نویسی قرار گرفته است. این مسأله شاید بیش از هر چیز ناشی از قابلیت تأویل بسیار بالای این شخصیت باشد. تفاسیری که گاه کیشوت را موجودی محصور در توهم که خود را منجی می‌داند، دیده‌اند و زمانی او را سلحشوری بی‌باک که حقایقی تلخ و تحمل‌ناپذیر را واگو می‌کند، دانسته‌اند. گاهی او را فیلسوفی معرفی کرده‌اند که در هر حرکت به ظاهر دور از عرف اجتماعی‌اش، سعی در اثبات حکمتی درباره‌ی هستی دارد و زمانی هم او را تجسم بلاهت بشر در عرصه‌ی حق‌جویی و سعادت‌طلبی نشان داده‌اند.

ادامه مطلب >

نگاهی کژدیسه به کتاب نانوشته

قسمی اختلال شروع شده بود، از اول هم شروع شده بود؛ ماجرای کتاب نانوشته را می‌گویم. این کتاب مدت‌ها قبل نوشته شده‌ بود و علی شاهی از آن خبر نداشت. اشتباه نکنید، نمی‌خواهم بگویم این کتاب نویسندۀ دیگری جز علی شاهی دارد. درواقع، منظورم این نیست که این کتاب قبلاً نوشته شده است، بلکه می‌خواهم بگویم که علی شاهی صرفاً یکی از تصاویر این اعوجاج زبانی را در آینه‌ای به زبان فارسی منعکس کرده و، اگر فنی‌تر بخواهم بگویم، نویسه‌گردانی (transliterate) کرده ‌است. چند جملۀ پیش عرض کردم که نمی‌خواهم بگویم این کتاب نویسندۀ دیگری جز علی شاهی دارد، حالا که این

ادامه مطلب >

رؤیاهای مُردۀ هالیوود

ناتانیل وِست، در طول عمر کوتاهش (۳۷ سال)، چهار رمان، دو فیلمنامه و چند داستان‌کوتاه نوشت. وست در حال بازگشت از مراسم خاک‌سپاری اسکات فیتزجرالد خالقِ «گتسبی بزرگ» بود که بر اثر تصادف جان خود را از دست داد. ناتانیل وست (۱۹۴۰-۱۹۰۳) با دو شاهکارش «میس لونلی‌ هارتز» و «روز ملخ» شناخته می‌شود که هر دو در دهۀ سی میلادی منتشر شدند و از آنها به‌عنوان کلاسیک‌های امریکایی یاد می‌شود. از هر دوی این رمان‌ها اقتباس‌های بسیاری در تئاتر و سینما و اپرا شده است. «روز ملخ» پس از هشت دهه در سال جاری با دو ترجمه به فارسی منتشر

ادامه مطلب >

ماهیت اجتماعیِ معرفت…

نیومی اورسکیز مؤلف کتاب «چرا به علم اعتماد کنیم؟» استاد تاریخ و فلسفۀ علم و استاد علوم زمین دانشگاه هاروارد و یکی از پیشاهنگان بحث نقشِ علم در اجتماع و مسألۀ تغییر اقلیم بر اثر اقدامات انسان است. البته او در نوشتن این‌ کتاب تنها نبوده و نویسندگان دیگری‌ مقالات یا فصل‌های اثرِ پیش‌رو را نوشته‌اند که عبارت‌اند از: جون ا. کراسنیک، سوزان لیندی، مارک لنگ، اُتمار ادنهوفر، مارتین کوارش و استیون مسیدو. که هرکدام از چهره‌های علمی دانشگاه‌های آمریکا هستند. اورسکیز در «چرا به علم اعتماد کنیم؟» قاطعانه از علم دفاع می‌کند و دلایل خود را در این‌زمینه تبیین

ادامه مطلب >

آن زن‌ها، و این جهان

آشنا شدن با زندگی چهره‌های مشهور، به‌خصوص زندگی کسانی که، پس از دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بسیار، موفق به انجام کارهای بزرگی می‌شوند، همواره می‌تواند الهام‌بخش دیگران باشد. آگاهی از تلاش و موفقیت کسانی که از شرایطی کم و بیش مشابه با ما برخوردارند یا به دلایل گوناگون (سنی، مالی، جنسی، نژادی، ملیتی و…) با موانعی به‌مراتب دشوارتر از ما روبه‌رو بوده‌اند به ما می‎آموزد برای رسیدن به موفقیت باید جنگید تا به پیروزی رسید. نشرنو، برای مخاطبان گروه کودکان و نوجوانان، کتاب‌های متنوع و گوناگونی با محتوایی در راستای آنچه گفت شد منتشر کرده است، از

ادامه مطلب >

در خدمت و خیانت ژنرال

ایندرو مونتانللی، مورخ و روزنامه‌نگار ایتالیایی، در بسیاری از بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز کشورش در میانۀ قرن بیستم میلادی حضور داشته و آنچه از وقایع روزگار خود نوشته مبتنی بر تجارب دست‌اول او بوده است. مونتانللی همواره با نگاهی انتقادی به اوضاع سیاسی پیرامونش نگریسته و بی‌پرده به بیان ایرادهای حاکمیت پرداخته است. در دهۀ ۱۹۳۰، او دانشجویی اصلاح‌طلب بود که سازوکار اقتدارگرای حکومت موسولینی را برنمی‌تابید. در دهۀ ۱۹۴۰، به‌رغم نقد جدی‌اش به جنگ، در آن حضور فعال داشت و به اسارت فاشیست‌ها درآمد که این اتفاق دستمایۀ نگارش داستان «ژنرال دلا رُوِره» شد، رمانی که براساس واقعیتی نوشته شده که

ادامه مطلب >

آنجا که کتاب‌ها شیزوفرنیک…

شیزوفرنی ــ‌آن‌گونه که بولگاکف آن را می‌شناخت نه آن‌گونه که ما امروز می‌شناسیم‌ــ یکی از موضوعات اصلی رمان «مرشد و مارگریتا» است: ولند آینۀ مسیح است، ایوان آینۀ مرشد است، پیلاتسِ معتقد آینۀ پیلاتسِ کافر است، انجیلِ بولگاکف آینۀ انجیلِ لوقا است، مسکوی آرام آینۀ اورشلیم پریشان است، و… . هرچیز مهمی در این رمان دو وجه متفاوت و دو شخصیت متضاد دارد. سرسپردگی اجباری به یک ایدئولوژی و خواست رهایی ارادی از آن همواره باعث می‌شود هرچیز و هرکس دو شخصیت مجزا داشته باشد و در دو جهت متفاوت رفتار کند. این شیزوفرنی به ساختار کتاب هم سرایت کرده:

ادامه مطلب >

چخوف دربارۀ عشق

از دوازده داستان مجموعه، هفت داستان دربارۀ عشق هستند. البته این داستان‌ها دربارۀ چیزهای دیگر هم هستند، اما مسلماً عشق تم اصلی و برجستۀ آن‌هاست. و همه دربارۀ شکنندگی، رازآمیز بودن و فرّار بودن عشق. در همۀ این داستان‌ها، معلوم است زیبایی عشق زمان درازی نمی‌پاید و همین موضوع عاشق را در تبدیل آن به وصلت دائم ــ ازدواج ــ به تردید می‌اندازد و چه بسا وقتی این وصلت به دلایل مختلف شکل نمی‌گیرد، عاشق به خودش می‌گوید «خوب شد با او ازدواج نکردم». پولینکا «پولینکا» داستان کوتاهی‌ست. یکی از آن طرح‌های تند دوران نخست نویسندگی چخوف. اتفاقاً برخلاف بیشتر

ادامه مطلب >

فراتر از ایدئولوژی

«فرشتۀ ظلمت»، فراتر از یک داستان ایدئولوژیک است؛ شرح مراقبه‌هایی است درونی و شاعرانه و عارفانه و، به قول ارنستو ساباتو، جنون‌آمیز. بیخود نیست که ساباتو پیوسته هنر را مستمسکی برای دست‌یافتن به عالم غیب، که همان دنیای نهانی تصورات و تخیلات است، می‌خوانْد و می‌گفت هنرمندان و عرفا و دیوانگان، از منظر ارتباط با عالم غیب، شبیه همدیگرند. او همواره به آرتور رمبو اشاره می‌کرد: «درون‌بینی! باید به درون نگریست!» ساباتو در «فرشتۀ ظلمت» به ادبیات محض روی آورده: به خیال و افسانه و هنر، به کلمه. او زمانی نوشته بود: «گاهی احساس می‌کنم هیچ‌چیز معنی ندارد. در سیاره‌ای

ادامه مطلب >