میگوید ویران کن
اتمام چاپآدمهای دوراسی فاجعه که به سراغشان میآید، حسِ عاشق شدنشان گل میکند. چندی فکر میکنیم عشقی صورت بسته است اما عشقِ دوراسی محکوم است به فنا شدن و فنا زیستن. در میگوید ویران کن، آدمهایی هستند که همدیگر را میبینند، انگار صرفاً میبینند، صدای هم را میشنوند، انگار صرفاً میشنوند. و خیلی کُند و عمیق عاشق میشوند و رنگ میبازند و محو میشوند. تاریخِ شخصیِ زوال را روایت میکند مارگریت دوراس؛ زوالِ عشق، و زوالِ تن. زوالِ شورمندانهٔ خود.
فرقۀ خودبینان
250.000تومانمحققی ملول از تحقیق و دلزده از فیشها و یادداشتها، ناگهان در کتابخانهٔ ملی پاریس به ردّی از متفکری ناشناخته برمیخورد که نام و نشانش از قرن هجدهم به بعد به طرزی سوءظنانگیز پنهان مانده است. جستجو در اسناد و کتابها و بازماندهها آنقدر پیش میرود که مرز واقعیت و خیال محو میشود و ملال تحقیق دانشگاهی جای خود را به هیجان تفحص پلیسی میدهد.
اریک امانوئل اشمیت در فرقهٔ خودبینان با نثری گاه شاعرانه و گاه ماجراپرداز، بر آن مرز باریکی نور افکنده است که ادبیات و فلسفه را پهلو به پهلو مینشانَد.
مردی که خواب است
170.000تومانمردی که خواب است با زبانی شاعرانه و روایتی سیال میان خواب و بیداری، به بیان تجربهای از بیخ و بن فلسفی میپردازد. شخصیت اصلی – که در سراسر داستان «تو» خطاب شده – در دانشگاه سوربن جامعهشناسی میخواند تا اینکه روزی تصمیم میگیرد سرِ جلسهٔ امتحان حاضر نشود و درسش را نیمهکاره بگذارد. این تصمیم ناگهانی سلسلهجنبان رشتهای از تصمیمها میشود که همگی یک ایده را تعقیب میکنند: گسست مطلق از جهان و بیاعتناییِ محض به آدمها و پیشامدها.
اما تا کجا میتوان به همگان «نه» گفت؟ تا کِی میتوان خود را از دنیا و مافیها برکنار داشت؟ و تبعات چنین انزوای سرسختانهای چیست؟ جملهای از فریدریش نیچه را شاید بتوان پاسخی دانست به این پرسشها و تفسیری موجز بر این داستان، آنجا که فیلسوف آلمانی میگوید: «اگر دیرزمانی به مغاک نگاه کنی، مغاک نیز به تو نگاه میکند.»
شهری با میلههای آهنی
400.000توماناگر این حکم پذیرفته باشد که «ملّتها دارای همان حکومتی هستند که شایستگیاش را دارند»، آنگاه هر حکومتی مشروع است و نیز هرچه بر سر هر ملّتی آید مشروع است. اما همواره حتی زیر حکم حکومتِ جور کسانی خواهند بود که نومیدانه زمزمه کنند که «به ضرب گلوله از پا درآمدن صد بار بهتر از دست روی دست گذاشتن و آرام نشستن است». حتی در شهری با میلههای آهنی که در آن هیچکس نه انتقادی به زبان آورده نه انتقادی شنیده و همگان خود را مکلف میدانند که طبق انتظار دستگاه زندگی کنند فقط یک نفْسِ بیقرار، یک آدم شوریدهسر متمرد، یا حتی یک خیالباف محض کفایت میکند که آگاهی خفتهٔ مردمان بیدار شود؛ همینکه به ترس خود آگاه شوی درمییابی که ترس حاکمِ جور چند برابرِ توست.
آنومالی
600.000تومانآنومالی تردیدها و هراسهای وجودیِ انسان و ذهن او را در مواجهه با وقایع و پدیدههای غریب و ناآشنا میکاود. این رمان برجسته در سال ۲۰۲۰ برندهٔ «جایزهٔ گنکور»، مهمترین جایزهٔ ادبی فرانسه، شد.
خلبان هواپیمای مسافربری فرانسوی پس از گذر از طوفانی سهمناک از برج مراقبت میخواهد که بهطور اضطراری در فرودگاهی امریکایی فرود بیاید. برج مراقبت به جای اینکه در دم اجازهٔ فرود را صادر کند، سؤالهای متعددی از خلبان میپرسد تا هویت او را شناسایی کند اما در نهایتِ شگفتی، چیزی نگذشته، جنگندههای ارتش در دو سوی هواپیما ظاهر میشوند و خلبان را تهدید میکنند که اگر از دستورات اطاعت نکند بلافاصله نابود خواهد شد. چه چیز در انتظار سرنشینانِ از همهجا بیخبر هواپیما است وقتی که همهچیز در زمین و هوا حاکی از پروازی معمولی است؟ خیلی زود معلوم میشود که اوضاع عادی نیست و اتفاق عجیبی رخ داده است. فقط یک چیز آشکار است: همین هواپیما چند ماه قبل با همین مسافران در فرودگاه فرود آمده است…
نقشه و قلمرو
700.000تومانجهان ادبی اوئلبک ترکیبی از کمدی سیاه، فلسفه، جامعهشناسی و بدبینی عمیق است. شخصیتهای او معمولاً انسانهایی منزوی، افسرده و ازخودبیگانهاند که در جهانی بدون معنا زندگی میکنند. بسیاری از منتقدان، اوئلبک را نویسندهای میدانند که بحرانهای تمدن غرب را با صراحت و خشونتی کمسابقه روایت کرده است. در مقابل، آثار او بارها بهخاطر نگاه تند سیاسی، جنسیتی و فرهنگیاش مورد انتقاد قرار گرفتهاند. با این حال، تأثیر او بر ادبیات معاصر فرانسه انکارناپذیر است. نقشه و قلمرو از بهترین آثار اوست.
جنایت کنت نوویل
200.000تومانکنت نوویل نجیب زادهای واقعی است که ورشکست شده است و تا از دست دادن قصرش فاصلهای ندارد. از آن بدتر چیزی است که به گفتهٔ یک پیشگو برایش اتفاق خواهد افتاد، آن هم درست وسط آخرین مهمانی بزرگ سالانهٔ او که به زندگیاش بسته است. هنر میزبانی کنت نوویل در این مهمانیهای سالانه نامش را بر سر زبانها انداخته است اما با اتفاقی که طبق پیشگویی در این آخرین مهمانی رخ خواهد داد خوشنامیاش در خطر خواهد افتاد…
مانند تمام داستانهای املی نوتوم پایانی پیشبینی ناپذیر در انتظار خواننده است.
ریش آبی
200.000تومانرمان ریش آبی به قلم سحرانگیز املی نوتوم روایتی مدرن از افسانهای کهن است که از یک آگهی عجیب اجارهٔ اتاق و زنان متعددی که در صف انتظار بخت خویش نشستهاند آغاز میشود و ما را تا پایانی پیشبینیناپذیر به دنبال خود میکشاند.
بچه های تیمپل باخ
اتمام چاپفکر کن صبح از خواب بیدار شوی و ببینی خبری از پدر و مادرت نیست… حتماً فکر میکنی چنین اتفاقی محال است؛ ولی این درست همان چیزی بود که در تیمپلباخ اتفاق افتاد. شاید اولش فکر کنی خیلی هم بد نمیشد اگر کل شهر فقط دست بچهها بود، ولی ماجرا به همینجا ختم نمیشود… خط تلفن را چطور باید راه انداخت؟ یخچال را چطور پر کرد؟ و با دار و دستۀ خلافکار اسکار چطور مبارزه کرد؟ یعنی بچهها از پس همۀ این کارها برمیآیند؟… و راستی سرنوشت پدر و مادرها چه میشود؟
آقای رئیس جمهور گرسنه است
اتمام چاپآقای رئیسجمهور در تختش به خود میپیچد. نمیتواند بخوابد؛ چرا؟ چون گرسنهاش شده است. اما درست است که کلۀ سحر همه را محض خاطر یک لقمۀ حاضری بیدار کند؟ اصلاً و ابداً. بهتر است خودش برود و سری به یخچال بزند. بله؛ ولی خوب، آقای رئیسجمهور هیچوقت کنجکاو نشده که بداند آشپزخانۀ عمارت ریاستجمهوری کجاست. اما این چه اهمیتی دارد؟ حتماً پیدایش میکند.
گرچه انگار کار به آن آسانی هم نیست… به خصوص اگر دختربچه حاضرجوابی هم پشت پردۀ تالار جشن پنهان شده باشد.
همه میمیرند
1.000.000تومانسیمون دوبوار یکی از فعالان جنبش آزادی زنان و جنبش ضد جنگ ویتنام و دوست و همکار متفکر بزرگ فرانسوی، ژان پل سارتر، در ۱۹۵۴ جایزۀ گنکور را از آن خود کرد.
آثاری که از وی بهجا مانده، برخی تحقیقی و بیشتر ادبی هستند و همه میمیرند یکی از مهمترین و مشهورترین رمانهای اوست.
سيمون دوبوار در ۱۹۷۸ نامزد دریافت جایزۀ ادبی نوبل بود.
پییر و لوسی
200.000تومانپيير يك هملت مدرن و امروزی است؛ افسرده، نااميد و سرخورده از جهانی كه در آن زندگی میكند. در حقيقت او جوان هجده سالۀ بورژوايی است كه در دوران جنگ جهانی اول به خدمت سربازی فراخوانده شده است. رمان زيبای «پـیيـر و لـوسـی» داستان عشق پرشور و پاك دو دلدادۀ جوان است كه در آن آرمانهای شفقت، صلح و انساندوستی نويسندۀ مشهور و برندۀ جايزۀ نوبل، رومن رولان، و آرزوی او در داشتن جـهانی عـاری از خـشونت، تـجلی يـافته اسـت.