کالبدشکافی ترور
550.000توماناندرو سینکلر، مورخ، رماننویس و فیلمساز انگلیسی، در سال ۱۹۳۵ در آکسفورد متولد شد. او در دانشگاههای کیمبریج و هاروارد و کلمبیا تحصیل کرد و از اعضای چرچیلکالجِ دانشگاه کیمبریج بود. آثارش در حوزهٔ تاریخ موضوعات متنوعی را در بر میگیرند، از شوالیههای معبد تا چهگوارا و سازمان سیا. او در سال ۲۰۱۹ درگذشت.
کتاب منحصربهفرد اندرو سینکلر، در یک گسترهٔ تمدنی وسیع، از شرق تا غرب، شیوهها و تفکرات تروریستی را در شکلهای گوناگون آن میکاود و نشان میدهد که سرشت ترور از روزگار حشاشین و مغولان تا به امروز یکسان بوده است. کالبدشکافی ترور با ارائهٔ جزئیاتی مفصل و دقیق تصویر قساوت در تاریخ بشر را ترسیم میکند، از نابودی کارتاژ بهدست رومیان تا انهدام انتحاری مرکز تجارت جهانی در نیویورک.
آشویتس به شعر پایان داد.
هنوز اما کلمات را نیاز داریم و ازین است که بر آنیم
تا سبعیّت را وصف کنیم،
ورنه میآییم و میرویم
بیهیچ یادمانی، ببین، که ترور
بینام بینشان
مزار هزاران هزار تن را پنهان میکند.
کهای تو؟ کهام من؟
برج و میدان
اتمام چاپبخش اعظم تاریخْ سلسلهمراتبی است؛ دربارهٔ پاپها و رئیسجمهورها و نخستوزیرهاست. اما اگر صرفاً دلیلش این باشد که بایگانیهای تاریخی را خود سلسلهمراتبها ایجاد میکنند چه؟ اگر به شبکههایی به همین اندازه پرقدرت ولی نهچندان قابل رؤیت بیتوجه باشیم و بررسی آنها را به نظریهپردازان توطئه ـــ با آن خواب و خیالهایشان دربارۀ ایلومیناتیِ برخوردار از قدرت مطلق ـــ واگذار کنیم، چه پیش میآید؟
قرن بیست و یکم را «عصر شبکهای» خواندهاند. اما فرگسن در برج و میدان استدلال میکند که شبکهها بههیچوجه پدیدهٔ جدیدی نیستند. از چاپخانهدارها و مبلّغانی که اصلاحات دینی را موجب شدند گرفته تا فراماسونهایی که انقلاب امریکا را هدایت کردند، همانا شبکهسازان بودند که نظم و سامانِ دیرینۀ پاپها و پادشاهان را بر هم زدند. عصر کنونی نهتنها نوظهور نیست بلکه دومین عصر شبکهای است و کامپیوترهای شخصی در آن همان نقش دستگاه چاپ را دارند.
اما کسانی که بیصبرانه منتظر آرمانشهری متشکل از «شهروندان اینترنتیِ» درهمتنیدهاند شاید سرخورده شوند، زیرا شبکهها در معرض «خوشهبندی» و «شیوع» و حتی «قطع شدن» هستند. و جدالهای قرون شانزدهم و هفدهم هماکنون در عصر «فیسبوک» و «دولت اسلامی» و «قلمرو ترامپ» نمونههای مشابه بس هراسانگیزی دارند.
پایان دموکراسی
اتمام چاپهرگاه که دموکراسیِ دیگری در سراشیبی سقوط میافتد، میخواهیم بدانیم آیا هشداری است به سرنوشت احتمالیِ دموکراسیِ ما؟ هر وقت که جان مردم از یک سیاستمدار به لب میرسد، راهی هست تا سیاستمداری دیگر را به جای او انتخاب کنند. رهبرانِ مخوف یا چنانکه در چین میگفتند «امپراتوران بد» ممکن است بی سر و صدا سر به نیست شوند.احزاب سیاسیِ در حال احتضار، سرانجام به گورستان تاریخ سپرده میشوند. اگر دموکراسی واقعاً مغفول بماند یا تضعیف شود، بعید نیست که یک «امپراتور بد» آهسته در نهادهای آن بخزد و جا خوش کند، طوری که دیگر نتوان از دستش خلاص شد.
استبداد: بیست درس از قرن بیستم
200.000تومانتاریخ تکرار نمیشود، ولی درس میدهد.
در قرن بیستم، دموکراسیهای اروپا به ورطۀ فاشیسم و نازیسم و کمونیسم سقوط کردند. تاریخ اروپای قرن بیستم نشان میدهد که جوامع ممکن است از هم بپاشند، دموکراسیها ممکن است سرنگون شوند، نظامهای اخلاقی ممکن است فرو بریزند، و انسانهای عادی ممکن است خود را در موقعیتهایی تصور نکردنی بیابند.
تاریخ هم میتواند آگاهی بدهد و هم هشدار.
ما از اروپاییهای قرن بیستم عاقلتر یا باهوشتر نیستیم که شاهد بودند مردمسالاری چطور تسلیمِ تمامیتخواهی شد. اما مزیتِ ما بر اروپاییهای قرن بیستم آن است که میتوانیم از تجربیاتِ آنها درس بگیریم تا در برابر پیشروی استبداد پایداری کنیم.
از گیل گمش تا وال استریت: اقتصاد خیر و شر
1.500.000تومانتوماش زدلاچک از معدود کسانی است که پایههای علم اقتصاد را لرزاندهاند. او عضو شورای ملی اقتصاد در پراگ است و آثارش جزو پرفروشترین کتابهاست. او در اقتصاد خیر و شر در رشتهٔ اقتصاد تجدید نظر اساسی میکند و فرضهای ما را دربارهٔ جهان به چالش میکشد. اقتصاد را نهفقط پژوهشی ریاضی بلکه در واقع پدیدهای فرهنگی و محصول تمدن میداند: اقتصاد که کار خود را از فلسفه آغاز کرد با تاریخ و افسانه و دین و اخلاق در هم تنیده است. حتی پیچیدهترین الگوی ریاضی هم در واقع داستان و حکایت است؛ کوشش ماست برای فهم عقلانی جهان پیرامونمان. علم اقتصاد هم جهان را توصیف میکند و هم معیارهای بهنجاری را تبیین و وضعیت آرمانی را مشخص میکند.
در سراسر کتاب پرسشهای فرا-اقتصادی دقیق و هوشمندانهای مطرح میشود: معنی و هدف اقتصاد چیست؟ آیا میتوانیم هر کاری را که به لحاظ فنی قادر به انجام آن هستیم به لحاظ اخلاقی انجام دهیم؟ اقتصاد خیر و شر با برتر نهادن حکمت فیلسوفان و شاعران بر الگوهای خشک ریاضی، تغییر شیوهٔ محاسبهٔ ارزش اقتصادی را نوید میدهد.
دموکراسی پس از دموکراتیزاسیون
500.000تومانجامعۀ کرۀ جنوبی، پس از رسیدن به دموکراسی از لحاظ کیفی افت کرده است. تبعیض طبقاتی بهسرعت و بهمراتب شدیدتر شده و امکان پویش اجتماعی، که در گذشته از طریق آموزش و پشتکار ممکن بود، به طرزی فاحش کاهش یافته است.
چرا اوضاع به این صورت در آمد؟ چرا دموکراسی کرۀ جنوبی از تطابق با خواستههای اجتماعی و تغییرات ناتوان است؟ چرا نیروهای سیاسی ساختارگرا، ناتوان از تدوین فعالانۀ طرحهایی برای بهبود اوضاع، در رقابتهای محافظهکارانه گرفتار شدهاند؟
حفظ و ارتقای دموکراسی بسيار دشوارتر از ایجاد آن است. پیشرفت كيفی دموکراسی در جامعه وابسته به سطح درک جامعه از دموکراسی است. برای ریشهدواندن و پیشرفت دموکراسی، باید قبل از هر چیز درک جامعه از دموکراسی ارتقا یابد.
پول
اتمام چاپپول و قیمتها چگونه بر باورها و ارزشها و احساسات ما تأثیر میگذارد؟ اساساً در علم اقتصاد چنین فرض میشود که مردم عقاید خود را بر اساس ارزیابی عینی از واقعیتها شکل میدهند و فرایند مبادله یا تعامل اجتماعی بر ما تأثیر نمیگذارد. در علم اقتصاد، پول وسیلهای است در خدمت اهداف ما و هرگز مستقلاً بر ما تأثیری نمیگذارد. اما تجربۀ نویسنده در زمینۀ روانشناسی انسان با این فرض فرق بسیار دارد. پول و بانکداری و اسناد مالی چگونه ممکن است ثبات اجتماعی را به خطر بیندازد؟
پول بهرغم نقش محوریاش در زندگی و جوامع ما، بسیار اندک شناخته شده است. بسیاری از نگرشها و باورهای ما دربارۀ وام و پسانداز و بازارهای مالی وضعی چندان بهتر از پیشداوریها یا ارزشداوریهای آشفته که به دلایلی صدها سال دوام آوردهاند ندارد.