استخوان در زخم
رمان در آغاز فضای تیرهوتار پس از جنگ را تداعی میکند. جنگی که فقدانها و زخمهای بسیار بر جا گذاشته و گویی تنها بازماندگان حقیقی، همان جانباختگان آن هستند. عثمان که روایتگر ماجراهای کتاب است، در کوشکی مهجور و قدیمی به مرور خاطرات مردگانی که جنگ را از سر گذراندهاند میپردازد. برخی از آنها ملموس و عینیاند و برخی دیگر را عثمان از خلال مکاشفهای که خلوت و پرواز ذهن برایاش فراهم کرده، به دست میآورد.