سعید پورعظیمی
سعید پورعظیمی

سعید پورعظیمی روز هجدهم شهریور ۱۳۶۴ در همدان به‌ دنیا آمد. دوره‌های تحصیلی ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را در همدان گذراند و در سال ۱۳۸۷ از دانشگاه بوعلی سینا مدرک کارشناسی ادبیات فارسی گرفت. دورهٔ کارشناسی ارشد را سال ۱۳۸۷ در دانشگاه خوارزمی تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۹۰ از پایان‌نامهٔ خود با عنوان «ابهام و معنی‌گریزی در غزلیات شمس» دفاع کرد و دورهٔ دکتری زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۹۱ در دانشگاه خوارزمی تهران با نوشتن رسالهٔ «تصحیح دیوان عارف قزوینی و تحقیق در احوال وی» با راهنمایی دکتر تقی پورنامداریان و دکتر مسعود جعفری جزی به‌پایان برد. بیست و چهارم دی ماه سال ۱۳۹۸ رسالهٔ او به عنوان برترین رسالهٔ دکتری ایران در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی در سال ۱۳۹۷ برگزیدهٔ نهمین دورهٔ جایزهٔ دکتر فتح‌الله مجتبایی شد. پژوهش‌های سعید پورعظیمی بیشتر در قلمروهای شعر مشروطه، شعر نو (فارسی) و مولانا‌پژوهی است.

سعید پورعظیمی نویسنده، مترجم، و پژوهشگر ادبیات است که سال‌ها در زمینه‌ی نقد ادبی، ترجمه‌ی متون کلاسیک و معاصر، و معرفی چهره‌های برجسته‌ی ادبیات جهان فعالیت کرده است. آثار او ترکیبی از دقت علمی، نثر روان، و درک عمیق از بستر تاریخی و فرهنگی متون است.

پور عظیمی از آن دست نویسندگانی است که با تسلط بر زبان و شناختی ریشه‌دار از سنت ادبی ایران و جهان، هم در عرصه‌ی ترجمه و هم در تفسیر و تحلیل متون کلاسیک نقش‌آفرینی کرده است. نوشته‌های او نه تنها مخاطب را با محتوای ادبی آشنا می‌کند، بلکه لایه‌های پنهان معنا و زمینه‌های فکری را نیز برای خواننده روشن می‌سازد.

در سال‌های اخیر، او با همکاری با نشر نو، مجموعه‌ای از آثار ارزشمند را ترجمه یا تصحیح کرده که جایگاه ویژه‌ای در فضای فکری و ادبی معاصر یافته‌اند. دیدگاه انتقادی، توجه به اصالت متن، و نگاهی انسانی به مفاهیم فلسفی و ادبی، از ویژگی‌های برجسته‌ی کارهای او به‌شمار می‌آیند.

از جمله فعالیت‌های او می‌توان به ترجمه‌ی آثار نویسندگان و متفکرانی چون زیگموند فروید، هانا آرنت، ویلیام جیمز و دیگر چهره‌های اندیشه و روانکاوی اشاره کرد.
سعید پورعظیمی نه صرفاً مترجم یا پژوهشگر، بلکه صدایی معتبر در معرفی اندیشه و ادبیات به زبان فارسی است؛ صدایی که با احترام به مخاطب، خواننده را به تعمق، بازاندیشی و گفت‌وگو دعوت می‌کند.

من بامدادم سرانجام

1.700.000تومان

محبوبیت رشک‌انگیزش به‌تنهایی نه مرهون شعرش بود، نه روزنامه‌نگاری‌اش، نه ترجمه‌هایش، نه کار   بزرگش در   کتاب کوچه و   نه جایگاهش در   مقام پرچم‌دار روشنفکریِ معترض ایران؛ او   آمیزه‌ای از   همهٔ این‌ها و   چیزی بیشتر   بود. سیمای باشکوه و   منحصربه‌فردش نیز   در   این محبوبیت مؤثر   افتاد، همچنان‌که صدای پرطنین و   سیگارسوخته‌اش جماعتی انبوه را شیفتهٔ خود کرد؛ حتی رگبار   بی‌امان توهین و   اتهام از   طرف رقیبان و   مخالفانش پرّ کاهی از   ابهت او   کم نکرد و   از   قضا به محبوبیت افسانه‌ای‌اش افزود.

او   همواره یک جست‌وجوگر   و   آزمونگر   باقی ماند. پاسداشت کرامت و ارزش‌های انسانی، هرگز   خسته نشدن و   به قله‌های فتح‌شده بسنده نکردن شاید بزرگ‌ترین آموزه و میراث او باشد.

– از متن کتاب

بام‌ بلند هم‌چراغی

800.000تومان

در این کتاب با جزئیاتی از زندگی این دو نامِ تابناک تاریخ معاصر ایران آشنا می‌شویم که تاکنون ناگفته بوده است. تصویر بزرگِ این عشق را در شعرهای درخشان احمد شاملو دیده‌ایم اما هیچ‌گاه از ساحت واقعیت روزمره و بی‌واسطهٔ راوی‌های گوناگون آن را ندیده یا نشنیده‌ایم. این فرصتی‌ست که آیدا شاملو پس از پنجاه سال در اختیار هزاران خواننده‌ای گذاشته است که عشق را از منظر «عشق شاملو و آیدا» آموخته‌اند و رعایت کرده‌اند یا شرح پُرشوکت عشق آنها را شنیده‌اند. این نخستین روایتی‌ست که از «معشوق» واقعیِ عشق در ادبیات فارسی می‌خوانیم. معشوق به سخن درآمده است تا از عشق بگوید و سنّتی هزاران ساله را به نقطهٔ عطفی دیگرگونه نزدیک کند. بختیاریم که معاصرِ این روایت پرشور و پرحسرت و شکوهمندیم و می‌توانیم یک عشقِ بلندآوازه را در دو سطحِ استعاره و واقعیت نظاره کنیم، که می‌توانیم «چهرهٔ آبی عشق» را لحظه‌ای در کبوترهای کلام آیدا نظاره کنیم ـــ شاملو و آیدا در آینهٔ آیدا.