نمایش 9 12 18

    آرمانشهر واقع‌بین‌ها

    اتمام چاپ

    در فلسفۀ غرب، آرمانشهر نمادی است از واقعیتی آرمانی و تام؛ همچنین می‌توان آن را نمودِ حقیقتی دست‌نیافتنی دانست. افلاطون را نخستین فیلسوف آرمان‌گرای اندیشۀ غرب می‌خوانند. درواقع، آرمانشهر با مفهوم ایدهٔ افلاطون هماهنگی کامل دارد. این اندیشهٔ افلاطون را می‌توان در رسالهٔ جمهوریاش پیدا کرد که، در آن، سیاست را به عرصه‌های گسترده‌تری همچون دولت و قانون اساسی بسط می‌دهد و خطوط اصلی‌ای را که برای سازماندهی شهر آرمانی لازم است ترسیم می‌کند؛ از همین رو است که بسیاری او را مبدع این اندیشه می‌دانند.

    ایدئالیست‌های قرون‌وسطی هم تصورات الهیاتی‌ای دربارۀ مفهوم آرمانشهر داشتند. آرمانشهر از نظر آنها جایی بود مثل سرزمین رؤیاییِ «کوکِین»، سرزمینی از شیر و عسل که در آن نهرهای شراب جاری است، میوۀ درختان پنکیک است، و شیرینی و کلوچۀ داغ از آسمان می‌بارد. در «کوکِین» کشاورز و صنعتگر و غیره با هم برابرند و زیر آفتاب مطبوع لمیده‌اند.

    مشکل سیاست‌مداران امروزی این است که حتی در این حد هم دیدگاهی مشترک از این مفهوم به دست نمی‌دهند و، از آنجا که قدرت تخیلشان را هم از دست داده‌اند، این مفهوم را دربست به راست و چپ افراطی واگذار می‌کنند تا آنها انواع و اقسام آرمانشهرها را به خورد ابنای بشر بدهند.