نمایش 9 12 18

خطاب به عشق: دفتر دوم

2.200.000تومان

درست در میانهٔ قرن بیستم است که عشق ماریا کاسارس و آلبر کامو به اوج می‌رسد. کمابیش هر روز آفتاب نامیرای الجزیره آسمان ابری پاریس را می‌شکافد و بر بالکن آپارتمان در میدان سن‌میشل می‌تابد. در روزهای سال ۱۹۵۰ ماریا ــ این تبعیدیِ ابدی ــ سرانجام میهنِ واپسینش را می‌یابد: دست‌ها و واژه‌های آلبر. نه تبعید، نه اقامت اجباری، نه مرگ عزیزان، نه «کوه‌هایی که در فاصله سردند» جلودار تابش این خورشیدهای دوگانه بر همدیگر نمی‌شوند و راه هر دو در این سال به‌رغم همهٔ مصائب به یگانگی می‌انجامد.

ماریا خود را اسپانیای ویران تصور می‌کند و از آلبر ــ این الجزیرهٔ روح ــ می‌خواهد که بیاید و احیایش کند، و آلبر الجزیره را، آفتاب و نوشتن و جنوب را، سراسر در چشم‌های ماریا بازمی‌یابد. از همین روزهاست که دیگر نه دور از هم نه نزدیکِ هم، که در درون یکدیگر آشیان می‌کنند.