تردید در حافظه
درک یک پایان: درکی که دیگر حتی فرصتی برای اختراع مجدد گذشته و ساختن روایتهای تازه از آنچه روی داده نداری. مردی به نام تونی وبستر، در سالهای پایانی میانسالی و در دههی هفتم عمر، ناگهان با دریافت نامهای عجیب از مادر معشوقهی سابقش مجبور به بازخوانی روزهای جوانی میشود و در این میان آنچه بیش از همه برایش زیر سؤال میرود حقایقی است دربارهی خودش و دیگران که تا بهحال بدیهی میانگاشته، خاطراتی که برای کاهش خسارات ترومای روحی حادثهای در سال های جوانی و غریزهٔ صیانت نفسش آنها را دیگرگونه و تحریفشده به بایگانی ذهنش سپرده است.