در جستجوی معنای از دست رفته

نیوشا طاری

در میان این حجم عظیم رنج و درد «معنای واقعی زندگی» چیست؟
بکت دربارهٔ قانون پایستگی رنج می‌گوید: «مقدار رنج در جهان ثابت است. در واقع رنج بشر یک چاه است با دو سطل؛ یکی پایین می‌رود تا پر شود دیگری بالا می‌آید تا خالی شود.»
زندگیِ سراسر بی‌رنج و بی‌غم وجود ندارد و انسان خالی از رنج، انسان مرده است. انسان‌هایی که در زندگی‌شان جنگ و خفقان را تجربه می‌کنند، گویی تار و پودشان را رنج می‌بافد. دوران خفقان و جنگ را پشت سر می‌گذارند اما جراحت آن بر روحشان باقی می‌ماند.
ایوان کلیما نویسندهٔ اهل چک و هم‌دورهٔ میلان کوندراست. او هم جنگ و اردوگاه‌های کار نازی‌ها و تسخیر پراگ به‌دست شوروی را تجربه کرده هم بحران زندگی پس از جنگ و اختناق‌ را. کلیما با آدم‌های رنج‌دیده که زندگی‌شان در راه تحقق آرمان‌های پوچ و شکست‌خوردهٔ پدرانشان تباه شد، همراه بوده است. و رمان ««نه فرشته نه قدیس» داستان همین انسان‌هاست. داستان انسان‌هایی که از آرمان‌خواهی نسل پیش از خود بیزارند. آنها در جستجوی معنای زندگی در میان رنج بی‌انتهای بشری هستند. کریستینا راوی اصلی داستان، یک زن چهل ساله است که سرگذشت خودش و اطرفیانش را برای خواننده تعریف می‌کند. این شخصیت چنان زنده و واقعی‌ست که گویی رو به روی مخاطب ایستاده و دارد از رنج‌هایش می‌گوید:
«چرا آدم‌های خوب این همه زود می‌میرند ولی آدم‌های رذل سال‌های سال زنده می‌مانند؟ آدم‌ها رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند. من نمی‌دانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را می‌دانم که بیش از سهمم رنج می‌برم.»
کریستینا با پدر «آرمانخواه» کمونیستش رابطهٔ خوبی ندارد و شوهر «بی‌آرمانش» هم به او خیانت می‌کند. هنگامی که پدر کریستینا فوت می‌کند مادرش نوشته‌های پدر را به او می‌دهد و برای کریستینا رازهایی از زندگی پدرش آشکار می‌شود. او با دختر نوجوانش «یانا» زندگی می‌کند. یانا مثل بیشتر نوجوان‌های پراگ گرفتار اعتیاد می‌شود. کریستینا با مردی کوچک‌تر از خودش آشنا می‌شود و از او خوشش می‌آید اما با او نیز به مشکل می‌خورد. آیا او می‌تواند معنای از دست رفتهٔ زندگی را در عشق بیابد؟ قادر خواهد بود که به دخترش یاد بدهد که چطور با زندگی کنار بیاید؟
آدم‌های رمان «نه فرشته نه قدیس» می‌خواهند به مخاطب گوشزد کنند که «زنده بودن چقدر بزرگ و عظیم است.»
جهان آفریدهٔ کلیما سبک و دیدگاه چخوف را داراست. کلیما با درک عمیقی که از جامعهٔ انسانی و تاریخ بشری دارد سعی می‌کند که به خواننده نشان دهد که زندگی آدم‌ها و روزمرگی‌هایشان به‌خودی‌خود خواندنی و شگفت‌انگیز است. با رنج، بیشتر.

متن منتخب بخش معرفی کتاب «با ما بنویسید!» نشر نو.

نگاهی به فاوست

فاؤست؛ میثاق با شیطان، آینه‌ی انسان

«فاؤست» به‌سان ستونی برای ادبیات جهان است. این اثر، که گوته بیش از شش دهه از عمرش را وقف آن کرد، نه نمایشنامه، نه حماسه و نه متنی فلسفی است. فاؤست درعین‌حال هم هر سه‌ی....
معرفی کتاب گوبسک رباخوار

باباگوبسک، رباخوارِ فیلسوف من

باباگوبسک معتقد است که زندگانی کسی به درخشانی زندگی او نبوده است. این ادعا پر بیراه نیست. در اولین مواجهه‌ای که با باباگوبسک در رمان داریم خیلی چیزها‌ مشخص می‌شود. بخش مهم از جهان‌بینی او....
وداع با گابو و مرسدس

گزارش یک مرگ از پیش اعلام‌شده

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده‌ی بزرگ و شگفتی‌آفرین آمریکای لاتین به فصل پایانی زندگی‌اش رسیده و حالا پسرش، رودریگو، راوی واپسین روزهای حیات اوست. این کتاب نه‌فقط گزارشی صرف از مرگ مارکز بلکه تلاشی است صادقانه....
جدایی‌ها

حافظه به مثابه پناهگاه گذشته

«جدایی‌ها» در نهایت کتابی درباره‌ی رفتن است، اما برای رسیدن به مفهوم رفتن، بارنز از چیزهایی می‌گوید که می‌مانند؛ خاطره‌ی یک عشق، تصویری از یک دوست، داستانی که کسی از گذشته‌ی خود تعریف می‌کند و....