نمایش 13–24 از 34 نتیجهSorted by latest

نمایش 9 12 18

کار همچون زندگی

450.000تومان

تامس مور سال‌ها در زمینه‌های دین‌شناسی و روان‌شناسی در دانشگاه‌های آمریکا تدریس کرده و معتقد است که «کار» و «زندگی» دو مؤلفهٔ جدانشدنی در حیات هر انسان است؛ یعنی زندگی ‌کردن همان کار کردن است و کار کردن همان زندگی کردن. شخصیت آدمی بر اثرِ کار یا کارهایی که می‌کند، در طول زندگی شکل می‌گیرد و شخص به انسانی بی‌همتا بدل می‌شود. اما اشخاص بسیاری با غفلت از این واقعیت کار را به «شغل» یا «حرفه» فرو می‌کاهند و از این‌رو، بین کار و زندگی جدایی می‌افکنند.

از نظر مور، کار و زندگی دو روی یک سکه‌اند و به همین دلیل باید «کار همچون زندگی» تلقی شود. به بیان دیگر، باید کار را زندگی کرد و این خود هنری ممتاز است.

منطق حیرانی

اتمام چاپ

«درست فقط این است»؛ این آغاز و پایان یک استدلال خوب برای ساختارگریان حقوقی است که فقط یک پاسخ جامع را بهترین می‌دانند. اما در نظر صورت‌گرایان حقوقی «درست این است»؛ این از آن روست که فورمالیست‌ها به یاری روح‌القوانین گاه در یک مورد خاص از انحصارِ کلیت‌ها بیرون می‌آیند. نزد خطابیان حقوقی همچون دورکین،  «درست فقط آن است»؛ برای آنان پاسخ آنقدرها هم که ساختارگرایان و فورمالیست‌ها می‌گویند دم دست نیست، و اگرچه فقط یک پاسخْ بهترین است، باید آن را نه از قشر که از اعماق دریافت. گروهی دیگر از خطابیان همچون پرلمان برآنند که: «درست آن است»؛ اینان نیز گرچه به آن سوی ظاهر عبور می‌کنند، اما لزوماً فقط یک تأویل را از میان تفاسیر درست نمی‌شمرند. جدلیان حقوقی می‌گویند: «درست یا این است یا آن»؛ بیش از دو پاسخ وجود ندارد و اگر این درست باشد آن درست نیست، و اگر آن درست باشد دیگر این را نباید درست پنداشت. پلورالیست‌ها و دیالکتیسین‌های حقوقی ظاهراً با تحملی بیشتر معتقدند که «درست هم این است و هم آن» و، بدینسان بر خلاف جدلیان، بین دو پاسخ متعارض جمع می‌کنند.

دیگر اخبار نخوانید!

250.000تومان

اخبار را همین امروز کنار بگذارید! رولف دوبلی در این کتاب زرّادخانه‌ای از استدلال‌های مشخص و محکم به شما تسلیم می‌کند که با آن می‌توانید توپخانهٔ شبانه‌روزی اخبار را مهار کنید و از کار بیندازید.

اما مگر اخبار این‌چنین مهاجم و مخرب است؟ تمام تلاش نویسنده در این کتاب بر این است که این گزاره را اثبات کند. مطالعهٔ این کتاب در جهان سرعت‌زدهٔ امروز ممکن است به شما نیروی دوباره‌ای دهد برای تعمق در مسائل و احساساتی که مدت‌هاست سیل شبانه‌روزی اخبار شسته و برده و محوشان کرده است.

دوبلی می‌گوید که این فقط یکی از دستاوردهایی است که «ترک اخبار» به همراه دارد، پس یک روز هم تعلل نکنید؛ از همین امروز «دیگر اخبار نخوانید!»

سیاست شادکامی

اتمام چاپ

درک باک، رئیس سابق دانشگاه هارواد، در سیاست شادکامی این مسأله را مورد بررسی قرار می‌دهد که حکومت‌ها چگونه می‌توانند از داده‌های روزافزون دربارهٔ علل شادکامی انسان‌ها استفاده کنند تا بهروزی و کیفیت زندگی تمام شهروندان را افزایش دهند. در طی چهل سال گذشته، هزاران مطالعه و تحقیق در باب شادکامی صورت گرفته است. بعضی از این تحقیقات به شادکامی ناشی از فعالیت‌های روزانه مانند کار کردن، ملاقات دوستان یا کارهای شاق خانه می‌پردازند. بعضی دیگر از این تحقیقات می‌کوشند میزان تأثیر درآمد، خانواده، دین، و دیگر عوامل را بر شادکامی انسان‌ها بسنجند. باک با ارزیابی نقاط قوت و ضعف تحقیقات راجع به شادکامی، لوازم سیاسی آن تحقیقات را در این حوزه‌ها دنبال می‌کند: رشد اقتصادی، برابری، بازنشستگی، بیکاری، خدمات سلامت، سلامت روانی، مسائل خانواده، تعلیم و تربیت، و کیفیت حکومت.

کتاب عمیق و ارزشمند و به‌هنگام سیاست شادکامی پرتویی جدی بر این مسأله می‌افکند که چه چیزی انسان‌ها را شادکام می‌کند و چگونه حکومت‌ها می‌توانند رضایت بیشتری برای همگان، و نه فقط عده‌ای اندک، به ارمغان بیاورند.

 

کلان‌داده: چگونه انقلاب اطلاعاتی زندگی ما را دگرگون می‌کند

450.000تومان

براین کلِگ، به‌خاطر نوشته‌های علمی‌اش بسیار تحسین شده است. او جز تألیف کتاب برای نشریات علمی معتبر نظیر نِیچر و وال استریت ژورنال نیز مطلب می‌نویسد. کلِگ می‌کوشد روشن کند که چگونه شرکت‌ها کلان‌داده را به قصد سود بردن از سنجه‌های هوشمند به‌کار می‌گیرند، چگونه از تبلیغات بهره می‌برند تا اطلاعات شخصی شما را گرد آورند و اقتصاد مبتنی بر قراردادهای کاری کوتاه‌مدت را که در آن کارگران زیر سلطهٔ هوسبازانهٔ الگوریتم اداره می‌شوند، توسعه دهند.

  • نتفلیکس از کجا می‌داند که ما به چه می‌اندیشیم؟
  • روبات‌های فروش از کجا می‌دانند ما به چه چیزی نیاز داریم، در حالی که شاید ما خودمان ندانیم؟
  • چرا کشف «بوزون هیگز» رویدادی کلان داده‌ای است؟
  • آیا «کلان داده» می‌تواند به تحقق واقعی مردم‌سالاری کمک کند؟
  • چرا شرکت‌های بزرگ از اقتصاد مبتنی بر اشتغال موقت حمایت می‌کنند؟
  • چگونه «داده» به «اطلاعات» و «اطلاعات» به «دانش» تبدیل می‌شود؟

 

 

تزار عشق و تکنو

600.000تومان

آنتونى مارا با داستان‌هاى گلچين‌مانند درهم‌تنيده يك قرن را در تاريخ شوروى و روسيه درمى‌نوردد. آغاز اين داستان‌ها از تونل‌هايى در زير لنينگراد در سال ۱۹۳۷ است و پایان آنها سالى نامعلوم در منظومهٔ شمسى. وعدهٔ حكومت پرولتاريا و آزادسازى رنجبران و زحمتكشان به سركوب و خفقان و كيش شخصيت انجاميد. سقوط كمونيسم تغيير عمده‌اى ايجاد نكرد و فاصلهٔ طبقاتى و سلطهٔ سازمان‌هاى مخفى و مافيا همچنان برقرار ماند. در این میانه، موسيقى و نقاشى هم زندگى‌بخش است و هم ابزار سركوب. يكى از تابلوهاى نقاش چچنى قرن نوزدهم و جنگ چچن در تار و پود داستان جريان دارد. طرح داستان در قالب گلچين‌كردن آهنگ‌هاى نوستالژيك براى نوار كاست است كه بازگوكنندهٔ روايتى‌ است بزرگ‌تر از تک‌‌آهنگ‌ها و تک‌رويدادهاى زندگى قهرمانان، و نمادى‌ است از آنچه بدان عشق مى‌ورزند.

روستای محوشده

300.000تومان

روستای محوشده روایت مردمانی است که ناگهان به بلایی دچار می‌شوند که از کل دنیا جداشان می‌کند. همه جویای علت حادثه هستند اما کسی دست پر برنمی‌گردد. در روزهای نخستْ وحشت اجازهٔ هیچ اقدامی به اهالی نمی‌دهد و اندک‌اندک با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند که از آن‌ بی‌خبر بودند: کمیابی و نایابی، صف‌های طویل خرید، سهمیه‌بندی سوخت، برقراری نظام کوپنی… به‌سوی کلیسا هجوم می‌برند اما وقتی کشیش نیز نمی‌تواند توضیحی باورپذیر بدهد، کلیسا اندک‌اندک خالی‌ و خالی‌تر می‌شود. هر کس می‌کوشد گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. کسانی می‌میرند و کسانی نیز به قعر درهٔ خفت و دریوزگی سقوط می‌کنند…

اینها همه یعنی چه؟

اتمام چاپ

آیا ما واقعاً اراده‌ٔ آزاد داریم؟ چرا باید اخلاقی باشیم؟ بین ذهن و مغز چه ربط و نسبتی وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ چه احساسی باید نسبت به مرگ داشته باشیم؟ در جهانی که میلیاردها سال نوری امتداد یافته است، آیا می‌توانیم کاری انجام دهیم که واقعاً اهمیت داشته باشد؟ آیا اصلاً اهمیتی دارد که زندگی ما در مقیاس کیهانی بی‌اهمیت است؟ علل نابرابری در جوامع کدامند؟ آیا می‌توان این نابرابری را از بین برد؟

نیگل با دقت و وضوح و ژرف‌اندیشی و شوخ‌طبعی خاص خود به این پرسش‌ها می‌پردازد. تمام هدف نیگل این است که خواننده را تشویق کند تا با این مسائل پنجه در پنجه افکند.

زندگی و مرگ شهردار کاستربریج

1.500.000تومان

زندگی و مرگِ شهردار کاستربریج رمانی است متفاوت با غالب آثار ادبیات داستانی قرن نوزدهم ـــ که صرفاً گرایش دارند از عشق به ازدواج برسند، از معصومیت به پختگی، یا از نادانی به دانایی. پیوندی مدرن است میان رمان‌های عصر ویکتوریایی و تراژدی‌های بزرگ شکسپیری به‌ویژه شاه‌لیر. درامی تراژیک است که کانون توجه اصلی در آن نه فردیت، که خودِ طبیعت بشر است.

ظهور و سقوط مایکل هنچارد ـــ قهرمان رمان ـــ با شکوفایی و سپس زوال یک روش زندگی مطابقت دارد در حالی که استیلای «بشر نوینی» که همانا دانلد فارفره باشد نشانه‌ٔ گذار به یک شیوه‌ٔ زندگی کاملاً متفاوت است.

 

حق حق داشتن

اتمام چاپ

حقِ حق داشتن مفهومی‌ تازه و منبعی مهم برای تفکّر و کنشِ سیاسی در زمانه‌ی ما است. عصری که روز به روز و در گوشه و کنار جهان بر شمار افرادی که عاجز از تعلّق به یک جامعه‌ی سیاسی هستند افزوده می‌شود. هانا آرنت این عبارت را در نقد «حقوق بشر» به‌کار می‌گرفت و او بر آن بود که اساساً مفهوم حقوق بشر انسجام لازم را جهت اینکه مبنایی برای نظریه‌ی سیاسی دموکراتیک باشد ندارد. در کتاب حاضر، سعی بر آن است که با ارائه‌ی قرائتی نقّادانه از حقِ حق داشتن، اصول و منابعی برای تلاش‌های دموکراتیک پرورده شود.

عنصر نامطلوب

اتمام چاپ

رژیس دبره یکی از عناصر مهم ترویج خط و سیاق انقلاب کوبا در جنبش چپ جهان سوم و اروپا بود. با رجال جنبش‌های چریکی و در صدر همه، خود فیدل کاستروی محبوب، دمخور بود و آوازه‌اش در سال ۱۹۶۷ با کتاب انقلاب در انقلاب جهانی شد و این نویسندهٔ بیست و پنج سالهٔ فرانسوی را وارد جرگهٔ نویسندگان و روشنفکران اروپا کرد. فعالیت‌های او تا مرگ چه گِوارا و دستگیری خود او در بولیوی ادامه داشت. انقلاب در انقلاب در هاوانا چاپ و منتشر شد و به‌صورت مانیفستی برای «راه چه گِوارا» و کاستروئیسم درآمد.

رژیس دبره در عنصر نامطلوب تمام گفت و شنودها و نوشته‌های پراکنده و اشارات جسته‌گریخته در محافل خصوصی را یکجا  گرد آورده است و به‌شیوهٔ بدیع خود، بار دیگر آب در خوابگه مورچگان می‌ریزد. این آخرین نوشتهٔ دبره دربارهٔ «تجربهٔ لاتینی» و به‌قول خودش، آخرین اوراق پرونده است.

فلسفه کی‌یرکگور

300.000تومان

می‌دانی که نیم‌شبی فرا می‌رسد که هر کسی دیگر باید نقابش را دور بیندازد؟ فکر می‌کنی می‌توانی یواشکی اندکی پیش از آن نیم‌شب در بروی و مجبور نباشی نقابت را از چهره برداری؟