شاهنامه در دو بازخوانی: یادداشتهای شاهرخ مسکوب بر شاهنامهٔ فردوسی
اتمام چاپشاهرخ مسکوب در سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۳ در ایران و از ۱۳۵۸ به بعد در فرانسه، به هنگام خواندن شاهنامه و در حاشیۀ آن یادداشتهایی را از حس و نظر و تأثر آنیخود در مواجهه با متن مینویسد. او کار فردوسی را نه بازگویی منظوم خداینامک و اساطير ازیادرفتۀ تاریخ و افسانه، بلکه «از سویی یافتن معنای درونی و ناخودآگاه تاریخ انسان و جهان» و «از سوی دیگر بازنمود آن در سخنی که آیینۀ درستنمای زیبایی است» میداند. نوشتههای مسکوب در میان آثار پدیدآمده دربارۀ شاهنامه تمایزی آشکار دارد. او سعی میکند بر پایۀ تجربههای فردی و اجتماعی خود تصویری معاصر از فردوسی و تصویری کهنالگویی از دردهای کنونی به دست دهد و شناخت گذشته را با امروز، و شناخت امروز را با گـذشـتـه قـوام بـخـشـد.
دموکراسی پس از دموکراتیزاسیون
۵۰۰.۰۰۰تومانجامعۀ کرۀ جنوبی، پس از رسیدن به دموکراسی از لحاظ کیفی افت کرده است. تبعیض طبقاتی بهسرعت و بهمراتب شدیدتر شده و امکان پویش اجتماعی، که در گذشته از طریق آموزش و پشتکار ممکن بود، به طرزی فاحش کاهش یافته است.
چرا اوضاع به این صورت در آمد؟ چرا دموکراسی کرۀ جنوبی از تطابق با خواستههای اجتماعی و تغییرات ناتوان است؟ چرا نیروهای سیاسی ساختارگرا، ناتوان از تدوین فعالانۀ طرحهایی برای بهبود اوضاع، در رقابتهای محافظهکارانه گرفتار شدهاند؟
حفظ و ارتقای دموکراسی بسيار دشوارتر از ایجاد آن است. پیشرفت كيفی دموکراسی در جامعه وابسته به سطح درک جامعه از دموکراسی است. برای ریشهدواندن و پیشرفت دموکراسی، باید قبل از هر چیز درک جامعه از دموکراسی ارتقا یابد.
تشریفات
۲۵۰.۰۰۰توماناینی وینتروپ، روزی که زیتا ترکش میکند، تصمیم میگیرد خودش را بکشد، چرا که در ستون طالعبینی روزنامه، که خودش آن را مینویسد، آمده: شیر متولد تیرماه، همسرت تو را ترک میکند و تو خودکشی میکنی! اینی که به گز کردن خیابانهای آمستردام، پیگیری اخبار بورس، تامل دربارۀ عشق و هنر و نوشتن طالعبینی دلخوش بوده، پس از خودکشی و در زندگی بازیافتهاش به دو تن از اقوامش برمیخورد: آرنولد تادس که حتی دقیقههای زندگیاش را هم اندازه میگیرد و پسر مطرودش فیلیپ، که برای گریز از بیهودگی و بیمعنایی زندگیاش به آیین و اندیشۀ چای ژاپنی پناه برده است…
تشریفات زمانی فلسفی اگزیستانسیالیستی است. هر یک از شخصیتهای داستان مسئولیت اعمال و سرنوشت خویش را بر دوش میکشد. این رمان به سبک داستان در داستان نوشته شده است که چهارچوب اصلی بیشتر رمانهای سیس نوتبوم را تشکیل میدهد. او این داستانها را هم به قسمتهای مختلفی تقسیم میکند و گاهی این قسمتهای مجزا را نیز با سبکهای متفاوتی مینویسد. گاهی شخصیتهایی که در قسمتهای پیشین مردهاند در قسمتهای بعدی دوباره وارد صحنه میشوند. در آخر رمان، همۀ این قسمتهای مجزا با وجود تعلقشان به زمان و مکانهای مختلف به یکدیگر نزدیک و در هم ذوب میشوند.