درک یک پایان
400.000تومانتونی وبستر عادی بودن زندگیاش را پذيرفته: كار و بازنشستگی، ازدواج و طلاقی دوستانه. اما او هم مثل ما جوانیاش را درون خود نگه داشته و به سالمندی رسيده است. مهمترين واقعۀ عمرش دوستی با ايدريئن تيزهوش و مستعد فاجعه است؛ مريد آلبر كامو. چهل سال بعد دفتر خاطرات همين دوست كه طبق وصيتنامه به او واگذار شده، او را برمیانگيزد تا زندگی خود را بازخوانی كند. درك يك پايان برندۀ مهمترين جايزۀ ادبی بريتانيا در سال ۲۰۱۱ شد. رئيس هيئت داوران «بوكر» در توصيف آن گفت: «كتاب مايههای يك اثر كلاسيك انگليسی را دارد. اين داستانی است كه با انسان قرن بيست و يكم سخن میگويد.»
دختر شیزوکو
اتمام چاپیوکـی اوکودا هرگاه در مدرسه موفقیتی به دسـت میآورد و در مسابقهها برنده میشد، يا هنگامی که رئیس شورای دانشآموزی کوبه شد، همیشه این جمله را میشنید كه: «مادرت به تو افتخار میکرد…» و همیشه در ذهن خود ادامۀ جمله را که هرگز به زبان نمیآمد، تصور میکرد: «… اگر خودش را نکشته بود.» اما شیزوکو اوکودا خودکشی کرد و یوکی به ناچار یاد گرفت با پدری که بهظاهر علاقهای به او نداشت و نامادریای که با او بدرفتاری میکرد، زندگی کند. از همۀ اینها مهمتر، او یاد گرفت که به خودش متکی باشد، یک دخـتر دوازده سالۀ ژاپـنی که تنها بزرگ میشود و میکوشد از معنای مصیبتی که در نظرش بیمعنا بود، سر در بیاورد…