آیین‌های عبور از اضطراب

منصور دل‌ریش

«دلشکستگان را التیام دهید.» عهد عتیق ـ اشعیای نبی

کارکرد اساسی انواع رسوم عزاداری و آیین‌های سوگواری در جوامع و محیط‌های سنتی این است که گذر از ماتم را برای ساکنان مصیبت‌دیده سهل کرده و سرعت ببخشد. پیوندهای انسجام‌بخشی مانند خانواده، اهالی محل و نهادهای مذهبی معمولاً فرد داغدیده را در مسیر عبور از مرحله‌ی اندوه تا منزل التیام همراهی می‌کنند. هرچه آداب و رسوم متنوع‌تر باشد، سلامت روانیِ سوگوار زودتر حاصل می‌شود. اما با سرگشتگی‌های مدرنیته و پیچیدگی روابط عاطفی و اجتماعی بعد از آن، سوگواری دچار مسائل و مصائب مضاعفی شده که گذشتن از آن نیرویی بسیار بیشتر از قبل می‌خواهد. در مرحله‌ی گذر از مصیبت‌های دشوار ممکن است سوگواریِ فردِ مصیبت‌دیده به دلایل گوناگونی ناتمام بماند و او را به ماتمی فیصله‌نیافته دچار کند. از آن‌جا که این ناتمامی در غالب موارد با گذشت زمان بغرنج‌تر می‌شود، اهل فن در زمینه‌ی روانشناسی و بهداشت روانی به تکنیک‌هایی دست یافته‌اند که گذر از مصیبت و رسیدن به سلامت را میسر کرده است. این کتاب حاوی همین تکنیک‌ها و توصیه‌هاست.

دکتر جیمز ویلیام وُردِن استاد روانشناسی دانشگاه‌های هاروارد و رُزمید از مهمترین متخصصان و نظریه‌پردازان در زمینه‌ی سوگ است. او تا کنون پنج‌ بار کتاب رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی را بازنگری و ویرایش کرده تا راهبردهای بالینی خود را برای تدریس به مشاوران، پرستاران و مددکاران دقیق‌تر و کارآمدتر کند. متخصصان این کتاب را یکی از مهم‌ترین منابع موجود در زمینه‌ی سوگ می‌دانند؛ کتابی که بنیاد تَویستاک (Tavistock Institute of Human Relations) در عرصه­ی آموزش روانشناسی، روانکاوی و روابط اجتماعی و شغلی در بریتانیا نیز بسیار تأییدش کرده است. به همین دلیل این کتاب تا کنون به چهارده زبان مختلف ترجمه شده است. علاوه بر همه‌ی این‌ها «رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی» به دلیل شکل روشن و روانی که در طرح مطالب فنّیِ خود دارد، کتابی مناسب همه است.

هرچند تمرکز اصلی کتاب بر فقدان ناشی از مرگ است، اما در متن از مسائلی چون طلاق، سقط جنین، بیماری‌های لاعلاج، قطع عضو، از دست دادن شغل و سایر موضوع‌های پیچیده‌ی تألم نیز به تفصیل سخن گفته شده است. نویسنده ماتم را به عنوان علت‌العلل اختلال‌های جسمی و روانی گوناگون در نظر می­‌گیرد و می‌­گوید ماتم پیدایش بیماری‌های جسمی و بیماری‌های روانی را توأمان تشدید می‌کند. ویلیام وُردِن ماتم را به بیماری بدنی تشبیه می‌­کند و معتقد است ماتمِ قوی به قلب آدم صدمه می‌زند.

تراز کلی کتاب «رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی» بدین قرار است:

ـ آن‌چه افراد پس از فقدان کسی تجربه می‌­کنند.

ـ چرا این تجربه پیش می‌آید.

ـ چهار تکلیف اصلی سوگواری.

ـ راه‌­های کمک به افراد در تکلیف‌­های مختلف ماتم.

ـ طرز تشخیص این­‌که دوران ماتم سر آمده است.

ـ طرز شناخت ماتم پیچیده.

ـ راه­‌های برخورد با ماتم پیچیده.

ـ راه کمک به خانواده‌­ها تا فقدان را پشت‌­سر بگذارند.

ـ راه کمک به افرادی که در موقعیت فقدانی خاص هستند.

ـ راه­‌های به حداکثر رساندن کارآیی خویش به عنوان مشاور ماتم.

کتاب برای کسانی که در وضعیت­‌هایی ناگوار به سر می‌برند (چه در مقام ماتم‌­دیده و چه در موقعیت مراقبت از داغدار) و برای پیشگیری از ضربه‌­های مهلک فقدان، رهایی از اضطراب و حفظ سلامت روانی بسیار سودمند است. همچنین به پرسش‌های مهمی از قبیل: «سوگواری چیست؟»، «چه دوره‌­ها و تکالیفی دارد؟»، «چه زمانی پایان می‌یابد؟»، «واکنش‌­های بهنجار و نابهنجار زمان ماتم کدام‌اند؟» و «آیا اصلاً انجام عمل سوگواری لازم است؟» نیز پاسخی جامع می‌­دهد.

در یکی از مهم‌­ترین بخش‌­های کتاب، نویسنده «تکالیف سوگواری» را در مقابل «دوره‌­های سوگواری» قرار می‌دهد؛ در دومی نوعی انفعال می‌بیند و در اولی نوعی کنش فرویدی. به این صورت ویلیام وُردِن از چهار دوره‌ی «کرختی»، «حسرت»، «بی‌سامانی و یأس» و « تجدید سازمان رفتار » عبور می‌­کند و چهار تکلیف «پذیرش واقعیت فقدان»، «گذر از درد مصیبت»، «انطباق با محیطی که شخص فقید در آن حضور ندارد» و «تغییر جای متوفی از نظر عاطفی و ادامه دادن به زندگی» را پیش می‌کِشد.

رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی به طور کلی مروری شمرده و گسترده در زمینه‌­ی ماتم و مصیبت‌دیدگی دارد، درباره‌ی «زمان» و «عزاداری» دیدگاهی کارآمد می‌­دهد و دو ضمیمه‌­ی بسیار خواندنی‌­اش از بلیک موریس و تامس لینچ (که یکی‌شان در چاپ جدید اضافه شده) اهمیت این دو مقوله را گوشزد می‌­کند. بیراه نگفته‌­ایم اگر خواندن این کتاب را برای اهلِ مطالعه­‌ی این‌جایی از نان شب واجب‌تر بدانیم؛ کتابی که برای گذر از مصائب دشوار زندگی (خاصّه در این‌جا و اکنون) دست خواننده‌اش را می‌گیرد تا شاید او را از چنبره‌ی این «سیلاب سرشک و طوفان بلا» به سلامت بیرون بیاورَد!

منصور دل‌ریش
منبع: وینش