تامس نیگل

تامس نیگل فیلسوف آمریکایی معاصر است که بیشتر به خاطر آثارش در فلسفۀ ذهن، اخلاق و معنای آگاهی شناخته می‌شود. او در مقالۀ مشهورش «خفاش بودن چه حسی دارد؟» توضیح می‌دهد که تجربۀ آگاهانۀ هر موجود، جنبه‌ای کاملاً درونی و شخصی دارد که علم صرفاً مادی نمی‌تواند آن را به‌طور کامل توضیح دهد. نیگل معتقد است انسان فقط یک موجود فیزیکی نیست و تجربۀ ذهنی، احساسات و آگاهی، بخشی اساسی از واقعیت‌اند. او همچنین در فلسفۀ اخلاق و سیاست دربارۀ عدالت، مسئولیت و محدودیت نگاه صرفاً علمی به جهان نوشته است. آثار نیگل معمولاً تلاش می‌کنند میان علم، فلسفه و تجربه انسانی تعادل برقرار کنند و نشان دهند که برخی پرسش‌های بنیادین زندگی را نمی‌توان تنها با داده‌های علمی حل کرد.

    حرف آخر

    اتمام چاپ

    حرف آخر نیگل را از قوی‌ترین دفاعیه‌های قرن بیستمی از عقل و استدلال و عقلانیت دانسته‌اند. در مقام نظر، با عقاید و باورهای بی‌شماری مواجه می‌شویم، پرسش این است که کدام باور صادق است و کدام کاذب. در مقام عمل، با رفتارهای بی‌شماری مواجه می‌شویم، پرسش این است که کدام رفتار درست یا خوب است و کدام نادرست و بد. نیگل آدمی را دارای قوه‌ای می‌داند به نام عقل که به او می‌گوید از میان همهٔ باورهای مختلف و متضاد کدام صادق و کدام کاذب است و از میان همهٔ رفتارهای مختلف و متضاد کدام درست یا خوب است و کدام نادرست و بد. لذا، عقل آدمی است که حرف آخر را می‌زند. سه دانش بنیادین وجود دارد که جهان‌شمولیِ احکام عقل در آنها متبلور می‌شود: منطق (یا ریاضیات)، علم و اخلاق. اما از دو سنگرِ نسبی‌انگاری و ذهنی‌انگاری به عقل حمله کرده‌اند و کوشیده‌اند اعتبار جهان‌شمول عقل را زیر سؤال ببرند. نیگل در این کتاب به‌طرزی سازش‌ناپذیر به مواضع همهٔ کسانی حمله می‌کند که به‌نوعی عقلانیت را تضعیف می‌کنند. جان کلام او این است که عقل، و نه هیچ مرجع دیگری، یگانه قاضی‌ای است که می‌تواند خود را معزول کند.

    برابری و جانبداری

    ۶۰۰.۰۰۰تومان

    تامس نیگل مسألهٔ اصلی سیاست را این‌گونه بیان می‌کند: درحالی‌که منافع و ارزش‌ها ما را به‌تعارض با یکدیگر می‌کشانند، چگونه می‌توانیم در جهانی مشترک زندگی کنیم؟ او در این کتاب، دو نوع سیاست‌ورزی را مطرح می‌کند: اولی، سیاست برابری‌طلبانه و دیگرگزینانه است که معطوف به کاهش درد و رنج انسان‌هاست. مدافعان چنین سیاستی میان ارزش‌های گوناگون (تصورات مختلف از زندگی خوب) بی‌طرف هستند. دومی، سیاست جانبدارانه و خودخواهانه است که معطوف به افزایش قدرت برای تأمین منافع شخصی یا گروهی است. مدافعان چنین سیاستی از ارزش‌های شخصی و گروهی خود بدون ملاحظهٔ دیگران دفاع می‌کنند.

    نیگل می‌گوید راه‌حل اول ــ‌یعنی برابری‌ــ راه‌حلی آرمانی است که غالباً در عالم سیاست غایب اما همیشه اخلاقی بوده است. راه‌حل دوم ــ‌یعنی جانبداری‌ــ راه‌حلی واقع‌انگارانه است که همیشه در عالم سیاست حاکم است اما همیشه هم غیراخلاقی بوده است. با این وصف، دغدغهٔ اصلی نیگل این است که آیا می‌توان جانبداری معقول را که غیراخلاقی نباشد با برابری‌طلبی معقول که ناکجاآبادگرایانه نباشد، جمع کرد؟

    به باور منتقدان برابری و جانبداری یکی از عمیق‌ترین و مهم‌ترین کتاب‌هایی است که تا کنون در زمینهٔ نظریه‌های سیاسی منتشر شده است.

    اینها همه یعنی چه؟

    اتمام چاپ

    آیا ما واقعاً اراده‌ٔ آزاد داریم؟ چرا باید اخلاقی باشیم؟ بین ذهن و مغز چه ربط و نسبتی وجود دارد؟ آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟ چه احساسی باید نسبت به مرگ داشته باشیم؟ در جهانی که میلیاردها سال نوری امتداد یافته است، آیا می‌توانیم کاری انجام دهیم که واقعاً اهمیت داشته باشد؟ آیا اصلاً اهمیتی دارد که زندگی ما در مقیاس کیهانی بی‌اهمیت است؟ علل نابرابری در جوامع کدامند؟ آیا می‌توان این نابرابری را از بین برد؟

    نیگل با دقت و وضوح و ژرف‌اندیشی و شوخ‌طبعی خاص خود به این پرسش‌ها می‌پردازد. تمام هدف نیگل این است که خواننده را تشویق کند تا با این مسائل پنجه در پنجه افکند.