Showing all 2 resultsSorted by latest

نمایش 9 12 18

وزارت درد

600.000 تومان

نه راهِ پس نه راه پیش: در پی جنگ‌های بالکان در دهۀ ۱۹۹۰ تانیا لودسیچ و شاگردانش در تلاش برای دریافت اجازۀ اقامت، از گروه ادبیات و زبان‌های اسلاوی در دانشگاه آمستردام سر در می‌آورند.
در آنجا تانیا باید ادبیات یوگسلاوی سابق را به یوگسلاوهای سابق درس بدهد. آنان، سرگردان در برزخ امن هلند، سعی می‌کنند نه‌فقط دخل و خرجشان را به هم برسانند، بلکه از این عالم سرگردانی و بلاتکلیفی راه به جایی ببرند.
تانیا تصمیم می‌گیرد برای شاگردانش درسی با عنوان «یوگونوستالژی» برگذار کند و این خاطرات مشترک و آگاهانه از دورانی زوال‌یافته موقتاً سرزندگی و نیروی تازه‌ای در آنها می‌دمد. اما زمانی که رویدادهایی غم‌انگیز آنان را به مواجهه با پیامدهای تجزیۀ خشونت‌بار میهنشان ناگزیر می‌کند، پیوندهای شکنندۀ همکلاسی‌ها از هم می‌گسلد.
کتاب‌های دوبرافکا اوگرشیچ به زبان‌های زیادی ترجمه شده‌اند. او جوایز متعددی دریافت کرده است که جایزۀ معتبر پرِمیو لِتّاریوی ایتالیا برای بهترین نویسندۀ خارجی از آن جمله است.
«اوگرشیچ کاخ هنرش را از دل آوارهای غرق در خون سیاست برمی‌آورد» – بوید تانکین، ایندیپندنت
«رمانی زیبا و استادانه و خوش‌ساخت، با طنزی تلخ… این اوج خلاقیت اوگرشیچ است.» – گاردین
«اوگرشیچ، همچون ناباکوف، بر توانایی ما در به یاد آوردن گذشته به‌عنوان منبعی برای حفظ هویت اخلاقی و عاطفی‌مان تأکید می‌گذارد.» – واشینگتن پست
«نوشتۀ او جسورانه و خشم‌انگیز است… رمانی است که خواننده را نگران و اسیر خود می‌کند.» – تایمز

قصه‌های برادران گریم

اتمام چاپ

و. ھ. اودن شاعر انگلیسی‌تبار امریکایی قصه‌های برادران گریم  را جزو معدود کتابهای بنیادین فرهنگ غرب می‌داند. برادران گریم سالها با عشق و سختی‌هایش سفرها کردند تا اصیل‌ترین روایت از قصه‌ها را بیابند؛ آنها قصه‌ها را بازماندهٔ اسطوره‌های کهن می‌دانستند و باور داشتند که می‌توان بر بستر قصه‌ها خدایان و پهلوانان اساطیر را بازسازی کرد. چه بسیار زنان و مردان پیرسالِ حافظ قصه‌های پیشینیان که درِ خزانه‌هایی را به روی آنها گشودند تا سرانجام برادران گریم ۲۱۱ قصه‌ای را که در دست شماست گرد آوردند و بین سالهای ۱۸۱۴-۱۸۱۲ منتشر کردند. در این قصه‌ها، گاه کلافی سر در گم به سر انگشت کودکی گشوده می‌شود و گاه دریایی خروشان به حکم قدرت پیر سالی از خروش می‌افتد و آرام می‌گیرد؛ که اشارتی است به این توان بی‌کرانهٔ انسان: که اگر چشم بگشاید در منتهای خیال واقعیت را می‌توان دریافت.