جهانی با ملت‌های خیالی

مانی پارسا

بنا بر شواهدِ تاریخی روشن شده است که مقوله‌ی ملت و ملیت امری خیالی‌ست، و بنابراین ناسیونالیسم نیز که بر پندارِ جمعیِ گروهی از آدمیان از ملت و ملیت و هویتِ واحد دلالت دارد، باوری خیالی‌ست. خیالی‌ست، و حتا مضحک، اما ضروری‌ هم هست. عجالتاً امورِ کلانِ بشری چنین سامان گرفته است و هسته‌ی تصوراتِ بشر دربابِ قوم و ملت و هویتِ مشترک و خاک و سرزمین و مرزها هنوز چندان سخت است که امیدِ پراکنشِ آن نمی‌رود و حالاحالاها وضع به همین منوال خواهد بود. آدمی فقط بر مدارِ واقعیاتِ مسلّم و یقینی نمی‌زید، خیالات و اوهام نیز بخشی از رویکردِ آدمی به مفاهیم و مقولات را تمهید می‌کنند.

شلومو زند، مؤلفِ کتابِ اختراعِ قومِ یهود، نیز که به انگیزه‌ی نقدِ باورهای موهوم و جعلی درباره‌ی شکل‌گیریِ مفهومیِ «قومِ یهود» به تألیفِ این کتاب دست یازیده است، خود اذعان می‌کند که ناسیونالیسم چیزی در ردیفِ توطئه‌ها و دستکاری‌های سیاسی نیست. «ناسیونالیسم از تلاقیِ فرآیند‌های تاریخیِ گوناگون سرچشمه می‌گیرد که در حدودِ سه قرن پیش در سرمایه‌داریِ روبه‌رشدِ غرب آغاز شد. ناسیونالیسم هم ایدئولوژی‌ست و هم هویت و همه‌ی گروه‌های انسانی را در بر می‌گیرد و پاسخی برای انواعِ نیازها و انتظاراتِ آن‌ها فراهم می‌کند» (ص ۷۱). معنای سخنِ مؤلف این است که ناسیونالیسم به‌رغمِ استناد به جعلیات و وهمیات، چونان امری حی و حاضر خود امری واقعی‌ست. این‌که حالا چون واقعی‌ست، عقلانی هم هست یا نه محلِ تردید است. به حکمِ آن‌که هست عقلانی‌ست و به حکمِ آن‌که از وهمیات مایه می‌گیرد عقلانی نیست.

—

کتابِ جذاب و پرکششِ اختراعِ قومِ یهود به خلافِ اسمش که بیانیه‌یی سیاسی از نوعِ «انکارِ هولوکاست» را به ذهن متبادر می‌کند، اثری‌ست تحقیقی با لحن و نواختی زنده و تپنده. ارزشِ علمیِ آن را نمی‌توان با اثری هم‌چون تاریخِ صهیونیسم ناهوم سوکولوف قیاس کرد که باورِ دینی و قومی را واردِ تاریخ می‌کند و برای افسانه‌یی جدید ریشه‌یی کهن می‌تراشد‌۱. او بحثِ خود را بر تحقیقاتِ ملیت‌پژوهانِ مدرن بنا می‌کندــ به‌ویژه بندیکت اندرسن، ارنست گلنر و اریک هابزبام، که در معنا و مبنای مفهومِ ملیت تشکیک کرده‌اند و آن را خیالی و جعلی دانسته‌اند. پرسشِ مؤلف این است که صاحبِ کشورِ اسرائیل کیست؟ پاسخِ رسمی، که از نظرِ مؤلف درخورِ نقد و بررسی‌ست، بی‌درنگ روشن می‌شود: هرآن‌که جداندرجد یهودی‌ست. و یهودی کیست؟ توضیح می‌دهد که یهودی‌بودن فقط باور به کیش موسا نیست؛ یهودی‌بودن پیوندِ فرد با قومِ یهود نیز هست. یهودی فقط کسی به شمار نمی‌ورد که مؤمن به کیشِ یهودیت است؛ یهودی کسی‌ست که موصوف است به قومیتی به نامِ قومِ یهود. اساسِ مفهومِ ملتِ اسرائیل را نیز همین اتّصاف به قومیتِ یهود تعیین می‌کند؛ باور به کیشِ یهودیت عَرَضی‌ست. اگر پدر و مادرت یهودی، هم به کیش هم به قومیت، بوده باشند و در اسناد و مدارکِ شخصی‌ات ذکر شده باشد که تو یهودی هستی، پس هستی. باورِ درونی‌ات مهم نیست. اسماً عربِ مسلمان یا مسیحیِ عرب و غیرِ عرب که در اسرائیل می‌زید نیز به شرطِ آن‌که سروریتِ قومِ یهود را بپذیرد، اسرائیلی‌ست، با این تفاوت که در مدارکش ذیلِ مذهب نوشته نشده است: یهودی. همین یک کلمه می‌تواند به دارنده‌ی آن در ساختارِ اجتماعی جایگاهی نان‌وآب‌دارتر و محترم‌تر بخشد. بنابراین، یهودی‌بودن بیش از آن‌که امری ایمانی باشد، امری‌ست سیاسی.

نویسنده پیش از بازخوانیِ انتقادی و تاریخیِ معنای «قومِ یهود» مُشتِ خود را باز می‌کند ــ هم در پیش‌گفتارِ چاپِ انگلیسیِ اثر، هم در مقدمه‌ی داستان‌واره‌ی آن. مخلصِ حرفِ او این است که اسرائیلی بودن اعمِ از یهودی بودن است. اسرائیلی از نظرِ او کسی‌ست که در اسرائیل زندگی می‌کند، مسلمان و مسیحی و لائیک، از هر تیره و طایفه. یعنی اسرائیل فقط سرزمینِ یهودیان نیست، سرزمینِ همه‌ی اقوامی‌ست که در آن می‌زیند. اما اگر فقط همین را می‌گفت و می‌خواست بگوید، کتاب این اندازه اثر نداشت. او در اساسِ معنای «قومِ یهود» تشکیک می‌کند. می‌پرسد بر چه اساس یهودیِ موبورِ سیبریایی، یهودیِ یدیش‌زبانِ اروپای شرقی، یهودیِ اسپانیایی، یهودیِ حبشی و یهودیِ ایرانی و آمریکایی و آلمانی و جز آن به قومِ واحدِ یهود تعلق دارند؟ همین پرسش است که او را وامی‌دارد به پژوهشِ انتقادی در معنای «قومِ یهود». آیا اساساً چنین قومی وجود دارد یا تعبیرِ قومِ یهود تاریخاً و مفهوماً برساخته است؟ بر این مبنا او به بازخوانیِ مکتوباتِ مربوط به تاریخِ بنی‌اسرائیل از قدیم‌ترین ایام تا امروز می‌پردازد تا نشان دهد تلقیِ امروزین از قومِ یهود چگونه چگونه جعل شده است و چگونه کتاب مقدس به عنوانِ کتابی درباره‌ی انسان بالأعم بدل می‌شود به کتابی درباره‌ی نوعِ مشخصی از انسان، یعنی قومِ یهود: «افسانه‌های باستانی در سده‌ی نخست هنوز فراگیر بود و کارهای انسانی مرتبط یا آن را می‌شد با رویدادهای آن‌جهانی آمیخت. با این همه در آغازِ دوره‌ی ناسیونالیسم در روزگارِ ما تغییرِ مسیرِ چشمگیری رخ داد. الوهیت از چشم افتاد؛ از آن پس حقیقت به داستان‌های کتابِ مقدس که به کارهای انسان‌ها می‌پرداخت محدود شد… حقیقتِ چکیده‌ی کتابِ مقدس نه روایتی همگانی درباره‌ی تاریخِ انسان‌ها بلکه داستانِ قومِ مقدسی بود که خوانشِ دنیویِ امروزی آن‌ها را به نخستین ملتِ تاریخِ بشر تبدیل کرد» (ص ۱۰۷).

—

یکی از مضامینِ اصلیِ کتاب نشان‌دادن جایگاهِ کتابِ مقدس در تواریخِ جدید است. سیرِ تاریخ‌نگاری درباره‌ی قومِ یهود بررسی می‌شود تا دریابیم که چگونه تفسیرِ کتابِ مقدس در مجادلات درباره‌ی هستیِ تاریخیِ قومی به نامِ قومِ یهود نقش دارد. درواقع، اغلبِ مورخانِ مدرن برای به حاشیه‌راندنِ خاخام‌های تلمود‌خوان کتابِ مقدس را چونان سندی تاریخی به عرصه‌ی تاریخ‌نگاری می‌کشانند و تفسیرِ الوهیِ آن را وامی‌نهند و بدان معنایی دنیوی می‌بخشند. کتابِ مقدس در نزدِ یهودیانِ پراکنده در جای‌جای عالم تا پیش از دورانِ جدید عمدتاً اثری ثانوی بود. یهودیان خود را اجتماعی دینی در درونِ جوامعِ بزرگ‌تری قلمداد می‌کردند که در آن می‌زیستند. مأخذِ این اجتماعاتِ دینی دو کتابِ تلمود و هلاخا بود که خاخام‌ها برای رتق و فتقِ اموراتِ دینی یهودیان در طیِ قرون تدوین کرده بودند. اگرچه بازگشت به کتابِ مقدس الزاماً به معنای نفیِ دینِ یهود نبود، اما سکون و جمودِ تعالیمِ خاخامی را هدفِ نقد قرار می‌داد. یهودیان تا پیش این کتابِ مقدس را اثری درنیافتنی می‌دانستند که فقط می‌باید چونان ورد در کنیسه برخواند. این روشنفکر ـ مورخانِ تا حدودی سکولار بودند که به کتابِ مقدس وجهی دنیوی بخشیدند و افسانه‌ی قومِ برگزیده‌ی خدا را از آن استخراج کردند؛ قومی که مقدر بود برترین قومِ خداوند باشد و برای نوعِ بشر فلاح و بهروزی ارمغان آورد. نتیجه این‌که اجتماعاتِ دینیِ پراکنده در جای‌جای عالم خطِ سیرِ واحدی یافتند، به یک هویتِ واحد موصوف شدند، هرچه خود را در سرزمین‌های پذیرنده‌شان بیگانه تلقی کردند، و هرچه بیش‌تر خود را بیگانه تلقی کردند این میل در ایشان پدید آمد که سرزمینِ مقدسِ خویش را بازیابند. این باور جدید به واسطه‌ی تحقیر و آزارِ یهودیان در ممالکِ پذیرنده هرچه بیش‌تر شدت و قوت گرفت. درست است که ایذاء و آزارِ یهودیان در سرزمین‌های اسلامی و مسیحی ریشه در منازعات و مجادلاتِ مذهبی داشت، اما این منازعات چندان حاد نبود که فی‌المثل یک یهودیِ آلمانی یهودیتِ خود را بر آلمانیت ترجیح دهد. هرچه یهودی‌ستیزی حادتر شد، یهودیان خود را بیگانه‌تر یافتند و پی‌جویِ موطن شدند و موطنِ بنی‌اسرائیل را بنا بر نصِ کتابِ مقدس سرزمینی دانستند که معبد در آن بنا شده بوده است. درواقع، معبد مبنای تاریخیِ سرزمین قلمداد شد نه عباراتِ تلمود و هلاخا و تعالیم خاخام‌های الوهی‌اندیش که به کارِ تشکیلِ ملت نمی‌آمد. تشکیلِ ملت اساساً امری سیاسی و دنیوی بود و هیچ نتیجه‌یی در بر نمی‌داشت اگر به تشکیلِ کشوری خاصِ یهودیان چونان قومِ واحد نمی‌انجامید.

بازگردیم به ابتدای این یادداشت. آیا قومی که اختراع شده است حق دارد سرزمینِ اسرائیل را محض ازبرای خود بداند، یا درست‌تر آن است که اسرائیل سرزمین اسرائیلیان باشد؟ پاسخ به این سؤال آسان نیست. مسئله‌ی هویت در میان است. هویتِ یهودی، هویتِ اسلامی، و هویتِ مذاهبِ مختلفِ مسیحیِ مستقر در سرزمینِ مقدس یگانه نیست. یکی در کنیسه خدای را ستایش می‌کند، یکی در کلیسا، یکی در مسجد. هر کدام اعیادِ خود را دارند و سننِ خود را. هرکدام هم خود را صاحبِ سرزمین می‌داند و دیگری را غاصب. اما انتقادِ نویسنده راجع است به یهودیان که با تأکیدِ نابجا بر قومیتِ یهودی و افسانه‌سازی برای آن هرچه گوش‌‌آزارتر بر طبلِ اختلاف می‌کوبند و نمی‌پذیرند که اسرائیل سرزمینِ همه‌ی اسرائیلیان است و اعم است از مؤمنان ادیانِ مختلف. منشاءِ این باورِ غلط افسانه‌ی برتریِ قومِ یهود است بر اقوامِ دیگر. اما وقتی بی‌تعصب بپرسیم «قومِ یهود چیست؟» سر از افسانه و وهم و جعل درمی‌آوریم. اما آیا همین حکم را نمی‌توان درباره‌ی ساکنانِ مسلمان و مسیحی آن سامان صادق دانست؟ آن‌ها هم افسانه‌های خود را دارند.

کتابِ اختراعِ قومِ یهود حقایقی را بازمی‌گوید که می‌تواند درموردِ هر قومِ دیگری نیز صادق باشد. دقتِ افشاگرانه‌ی کتاب اما نباید ما را اسیر توهمات کند. اختراعِ قومِ یهود در شمارِ آثاری نیست که بتوان با استناد بدان بر آتشِ اختلاف‌ها هرچه بیش‌تر دمید. صلای اصلیِ این کتاب صلح است و دست‌کشیدن از باورهای خرافیِ قومیتی. پیامِ کتاب این است: اسرائیل فقط برای یهودیان نیست و تا تبعیضِ قومیتی در کار است، هیچ صلحی ممکن نیست.

ترجمه‌ی کتابی این اندازه پیچیده و پر از اسامیِ ناشناخته باید کارِ سختی باشد. گاه برخی جملاتِ معطوف به مباحثِ نظری را باید دوبار بخوانیم تا معنا را دریابیم. مترجمِ فارسی نیک از عهده برآمده است و پیداست برای درآوردنِ پاره‌یی عبارات به قصدِ انتقال روحِ عبارات وقت و انرژیِ زیادی صرف شده است. معلوم است که مؤلف می‌دانسته کتابش جنجالی به‌پا خواهد کرد و مخالفانی سرسخت خواهد یافت. پیچیدگی‌ عباراتِ عطف به موضوعاتِ حساسیت‌برانگیز از بیمِ مؤلف حکایت دارد. می‌خواسته طوری بگوید که کم‌تر سوء‌تفاهم برانگیزد. اما کلِ کتاب درواقع داستانِ یک سوء‌تفاهم است.

پی‌نوشت:

  1. این کتاب به فارسی ترجمه شده است. اثری‌ست به‌کلی فاقدِ اصالتِ علمی. اهمیتش بیش‌تر مدیونِ نامِ نامِ نویسنده‌اش است که از بنیانگذارانِ آژانس یهود بود، و روشن می‌کند که بانیانِ صهیونیسم چگونه می‌اندیشیدند:

سوکولوف، ناهوم، تاریخِ صهیونیسم (۲ ج)، ترجمه‌ی داود حیدری، تهران: مؤسسه‌ی مطالعات تاریخ معاصر ایران بنیاد مستضعفان و جانبازان، ۱۳۷۷.

جهانی با ملت‌های خیالی

کتابِ جذاب و پرکششِ «اختراعِ قومِ یهود» به خلافِ اسمش که بیانیه‌یی سیاسی از نوعِ «انکارِ هولوکاست» را به ذهن متبادر می‌کند، اثری‌ست تحقیقی با لحن و نواختی زنده و تپنده. ارزشِ علمیِ آن را....

دموکراسیِ آسیایی

یکی از نکات تأمل‌برانگیز کتاب، تأکید بر این است که دموکراتیزاسیون سزاوار پایان راه نیست، بلکه آغاز راه دشواری است برای تحقق «دموکراسی کارآمد». چوی می‌نویسد: «اگرچه انتخابات رقابتی برقرار شده است، اما بدون نهادهای....

سایه‌های تاریک تفکر

در سال‌های اخیر، انتشار اسناد جدید، به‌ویژه دفترچه‌های سیاه هایدگر در سال ۲۰۱۴ و نامه‌های شخصی او، فرضیه «خطای شخصی» بودن را تقریباً به‌طور کامل دفن کرده است. ریچارد وُلین، تاریخ‌نگار برجسته اندیشه آمریکایی و....

جدال شک و ایمان

کتابی که قصد ارائه‌ی تصویری از زندگی یک چهره‌ی ادبی را دارد به طور طبیعی سه مقطع مهم جوانی، میان‌سالی و کهنسالی نویسنده را از هم تفکیک می‌کند. همین طور اگر حادثه‌ی مهمی و تعیین‌کننده‌ای....
سبد خرید