ضدِ یادنامه

آزاد عندلیبی

ضدِ یادنامه

لابد در قفسهٔ کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها جشن‌نامه‌ها و یادنامه‌ها و ارج‌نامه‌هایی دیده‌اید که آن‌قدر قطور هستند که جلد کالیکو/گالینگور لازم داشته باشند تا بتواند آن عطف چهارپنج‌سانتی را نگه دارد. عزا و بانگِ واویلا و اغراق از فنون صنعت «یادنامه» است که هم اجتماع و هم بازار ادبیات به خواننده و نویسنده حقنه می‌کند. در یادنامه قرار نیست با شهروندی مواجه شوید که در زمینه‌ای یا زمینه‌هایی کوشیده است و دستاوردهایی داشته است و خطاهایی کرده است و در یک کلام، زندگی کرده است. معمولاً از بای بسم‌الله تا تای تمّت یک‌دو جین جملهٔ تکراری خواهید یافت که در دُزهای گوناگون به رگ‌های متن‌های معمولاً طویل تزریق می‌شود. اصل نخست: هرچه دُز بالاتر، ارادت و اخلاص نویسنده بالاتر. از لوازم‌التحریر: نویسنده یا نویسندگان پابه‌سنّی که معمولاً جزو یادنامه‌نویسانند تقریظی در تجمیدِ قد و بالا و زحمت و مایهٔ یادنامه و یادنامه‌جمع‌کن می‌نویسند. به‌قولی، بازار خودش خودش را تنظیم می‌کند. ملاط لازم: مجموعه‌ای از مقالات صدی‌پنجاه پیشترمنتشرشده و مقالاتی فوری‌فوتی و چند مقالهٔ دیگر + مقالهٔ گردآورنده در هیئت مقدمه. تا پیش از گرانیِ کاغذ و جوهر بودند ناشرانی که انگار نذر سالانه داشتند که اِن عنوان یادنامه هوا کنند. بخشی از تیراژ را ارشاد می‌خرید، بخشی را خودِ نویسندگان و فک‌وفامیل و بخشی را بستگان و خویشاوندان مرحوم مغفور و تعدادی را هم علاقه‌مندانِ زنده‌یاد و یادنامه‌نویس‌ها. تناسب نسبی عرضه و تقاضا به‌نیروی کاغذ ارزانِ سهمیه‌ای. این صنعت به‌هرحال به حیاتش ادامه می‌دهد و اینجا و آنجا در قفسه‌ها به یادنامه‌ها برخواهیم خورد، دست‌کم تا زمانی که در مجلّات فرهنگیْ بخش «یاد درگذشتگان» صفحه سیاه می‌کند.

«من بامدام سرانجام» از شماری از این قواعد سرپیچی کرده است: بخشی از مقالات در نقد شاملوست، بخشی در تحلیل آثارش. جوخهٔ تقریظ‌نویس ندارد. سهم ارشاد ندارد. عمدهٔ مقالاتش اول‌بار در همین کتاب آمده است. گردآورنده خود از محققان آثار و آراء شاملوست. به همین دلیل دانسته که سراغ چهره‌ای رفته است که خیلی در چارچوب صنعت یادنامه نمی‌گنجد و چنان یادنامه‌هایی بر هیبتش زار می‌زند. مهم‌ترین نقدها بر آثار و کارهای شاملو در این کتاب جمع است. تعدادی از رفقایش از روزگاری که از سر گذرانده‌اند نوشته‌اند و یک‌دو تن هم حرص و هراس سال‌ها را در چند صفحه چکانده‌اند. اینها یک «ضد یادنامه» ساخته است در سنّت و صنعت نشر، کم‌سابقه.

آزاد عندلیبی

معرفی کتاب گوبسک رباخوار

باباگوبسک، رباخوارِ فیلسوف من

باباگوبسک معتقد است که زندگانی کسی به درخشانی زندگی او نبوده است. این ادعا پر بیراه نیست. در اولین مواجهه‌ای که با باباگوبسک در رمان داریم خیلی چیزها‌ مشخص می‌شود. بخش مهم از جهان‌بینی او....
وداع با گابو و مرسدس

گزارش یک مرگ از پیش اعلام‌شده

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده‌ی بزرگ و شگفتی‌آفرین آمریکای لاتین به فصل پایانی زندگی‌اش رسیده و حالا پسرش، رودریگو، راوی واپسین روزهای حیات اوست. این کتاب نه‌فقط گزارشی صرف از مرگ مارکز بلکه تلاشی است صادقانه....
جدایی‌ها

حافظه به مثابه پناهگاه گذشته

«جدایی‌ها» در نهایت کتابی درباره‌ی رفتن است، اما برای رسیدن به مفهوم رفتن، بارنز از چیزهایی می‌گوید که می‌مانند؛ خاطره‌ی یک عشق، تصویری از یک دوست، داستانی که کسی از گذشته‌ی خود تعریف می‌کند و....
بازی‌های کودکانه در غیاب پدر

بازی‌های کودکانه در غیاب پدر

«شاه سفید» درباره لحظه‌ای است که کودکی آرام‌آرام متوجه می‌شود جهان آن چیزی نیست که تصور می‌کرده است؛ جزاتا هنوز با منطق کودکانه خود می‌خواهد جهان را توضیح دهد، اما جهان بزرگسالان از این منطق....