دستهبندیهای موضوعی
کریستوفر همیلتن فیلسوف و نویسندۀ بریتانیایی است که بیشتر در زمینۀ اخلاق، معنای زندگی، رنج و تجربههای وجودی انسان مینویسد. او در کتاب «میانسالی»، به بحرانها و دگرگونیهای دورۀ میانسالی میپردازد؛ دورهای که انسان بهتدریج با محدودیت زمان، فرسودگی رؤیاها، تغییر هویت و واقعیت مرگ روبهرو میشود. همیلتن معتقد است میانسالی فقط یک مرحله سنی نیست، بلکه نوعی مواجهه فلسفی با زندگی است؛ لحظهای که بسیاری از توهمات جوانی فرو میریزند و انسان ناچار میشود معنای واقعی رضایت، شکست، عشق و آینده را دوباره بررسی کند. نوشتههای او معمولاً لحنی آرام، تأملی و انسانی دارند و تلاش میکنند مسائل پیچیده وجودی را به شکلی ساده و ملموس توضیح دهند. از دیگر آثار او میتوان به کتاب «فلسفۀ زندگی» اشاره کرد.
میانسالی
اتمام چاپمیانسالی دورهای کلیدی در زندگی است، دورهٔ ارزیابیِ مجدد و اساسیِ کل زندگی. برای انسانِ میانسال، از جهتی وقت رو به پایان است و مرگ نزدیک، و از جهتی دیگر زندگی متوقف شده است. میانسالی دورهٔ شک و تردید به همهچیز است، به خود، به خانواده، به گذشته، به آینده، به زندگی…
کریستوفر همیلتنِ چهلوچندساله در این کتاب احساسات و تجربیاتِ دوران میانسالی در دنیای معاصر را بررسی میکند و در پی توصیف و تحلیلشان است. او با اتکا به تجربیات شخصی خود و با استفاده از طیف گستردهای از منابع، از شوپنهائر و نیچه و هایدگر گرفته تا تالستوی و داستایفسکی و کنراد، میکوشد جنبههای مختلف این دورهٔ حساس از زندگی را بررسی کند.
فلسفۀ زندگی
۵۰۰.۰۰۰تومانفلسفۀ زندگی مجموعهای است از چند جستار یا مقالۀ فلسفی که مطابق تقسیمبندی رایج در حوزۀ «فلسفۀ اخلاق» قرار میگیرد. هميلتن برداشتی وسیع از مفهوم «اخلاق» در نظر دارد. او از جمله دربارۀ رازِ زادن و مردن، معنای حیات و پوچی زندگی، تقدیر و سرنوشت، نسبیگرایی، و ترس از مرگ بحث میکند. همینطور دربارۀ دو جنبۀ مهم از حیات انسان، یعنی خواب و آمیزش جنسی که در بررسیهای فلسفی کمتر مورد توجه بودهاند، تحلیلهای جالبی ارائه میدهد.
همیلتن کاملاً به این مسئله توجه دارد که «زندگی بسیار بسیار پیچیدهتر و در برابر توضیح مقاومتر از آن است که بتوان با مطالعۀ کتب دانشگاهی دربارۀ فلسفۀ اخلاق درکی کامل یا رضایتبخش از آن به دست آورد». اما میکوشد که به قول ویتگنشتاین «تعبیر خود را از امور» به دست دهد. او در این راه ذوق و حساسیت ادبی را در کنار نظم و منطق فلسفی به کار میگیرد و بحث را جابهجا با نقل قولهای شایسته از آثار شکسپیر، داستایفسکی، جورج الیوت، د. ه. لارنس، پروست، ت. س. الیوت، فیلیپ لارکین و بسیاری دیگر غنا میبخشد و از این رهگذر وجه تازهای از رابطۀ میان فلسفه و ادبیات را برای خواننده روشن میکند.