دوبراوکا اوگرشیچ
دوبراوکا اوگرشیچ

دوبراوکا اوگرشیچ نویسنده و مقاله‌نویس کروات است که بیشتر به‌خاطر آثار انتقادی و پست‌مدرنش شناخته می‌شود. او پس از جنگ‌های یوگسلاوی کشورش را ترک کرد و بخش مهمی از آثارش به تبعید، فروپاشی هویت، حافظه و بحران اروپای شرقی می‌پردازد. رمان «موزۀ تسلیم بی‌قید و شرط» از مهم‌ترین آثار اوست؛ کتابی که با ساختاری تکه‌تکه و خاطره‌محور، تجربۀ تبعید و از دست رفتن جهان قدیم را روایت می‌کند.
اوگرشیچ با نگاهی کنایه‌آمیز و روشنفکرانه، ملی‌گرایی، نوستالژی و روایت‌های رسمی تاریخ را نقد می‌کرد. منتقدان، او را یکی از مهم‌ترین صداهای ادبیات اروپای شرقی پس از فروپاشی یوگسلاوی می‌دانند و آثارش را به‌خاطر ساختار تجربی و نگاه انتقادی‌شان تحسین کرده‌اند.

موزۀ تسلیم بی قید و شرط

400.000تومان

موزهٔ تسلیم بی قید و شرط نه روایتی منسجم و یکپارچه، که روایتی است چهل‌تکه از ژانرهای ادبی گوناگون در ساختاری پست‌مدرنیستی؛ زندگی‌نامه است، خیال‌پردازی محض است، مستند است و توأمان سوررئالیستی.

دوبراوکا اوگرشیچ به تبعید، هنر و تاریخ، پیری و مرگ، حافظه و فراموشی پرداخته است. خرده‌روایت‌ها از لابه‌لای خاطرات دوستان و بستگان پناهندگانی بیرون کشیده می‌شود که در برزخی میان میهن ویران و غربت‌نشینی سرگردان‌اند. راوی با نقل‌قول‌هایی از نویسندگان، نقاشان، مجسمه‌سازان و هنرمندان سرشناس دوران گذشته و معاصر تصویری وسیع‌تر و ژرف‌تر از وضعیت می‌سازد. روایت اوگرشیچ گرچه به‌ظاهر پاره‌پاره و ازهم‌گسیخته است، اما در پایان داستان این تکه‌ها مجموعاً روی دیگری از اختناق و تبعید و جدایی را نمایان می‌کنند.

وزارت درد

450.000تومان

نه راهِ پس نه راه پیش: در پی جنگ‌های بالکان در دهۀ ۱۹۹۰ تانیا لودسیچ و شاگردانش در تلاش برای دریافت اجازۀ اقامت، از گروه ادبیات و زبان‌های اسلاوی در دانشگاه آمستردام سر در می‌آورند.
در آنجا تانیا باید ادبیات یوگسلاوی سابق را به یوگسلاوهای سابق درس بدهد. آنان، سرگردان در برزخ امن هلند، سعی می‌کنند نه‌فقط دخل و خرجشان را به هم برسانند، بلکه از این عالم سرگردانی و بلاتکلیفی راه به جایی ببرند.
تانیا تصمیم می‌گیرد برای شاگردانش درسی با عنوان «یوگونوستالژی» برگذار کند و این خاطرات مشترک و آگاهانه از دورانی زوال‌یافته موقتاً سرزندگی و نیروی تازه‌ای در آنها می‌دمد. اما زمانی که رویدادهایی غم‌انگیز آنان را به مواجهه با پیامدهای تجزیۀ خشونت‌بار میهنشان ناگزیر می‌کند، پیوندهای شکنندۀ همکلاسی‌ها از هم می‌گسلد.
کتاب‌های دوبرافکا اوگرشیچ به زبان‌های زیادی ترجمه شده‌اند. او جوایز متعددی دریافت کرده است که جایزۀ معتبر پرِمیو لِتّاریوی ایتالیا برای بهترین نویسندۀ خارجی از آن جمله است.
«اوگرشیچ کاخ هنرش را از دل آوارهای غرق در خون سیاست برمی‌آورد» – بوید تانکین، ایندیپندنت
«رمانی زیبا و استادانه و خوش‌ساخت، با طنزی تلخ… این اوج خلاقیت اوگرشیچ است.» – گاردین
«اوگرشیچ، همچون ناباکوف، بر توانایی ما در به یاد آوردن گذشته به‌عنوان منبعی برای حفظ هویت اخلاقی و عاطفی‌مان تأکید می‌گذارد.» – واشینگتن پست
«نوشتۀ او جسورانه و خشم‌انگیز است… رمانی است که خواننده را نگران و اسیر خود می‌کند.» – تایمز