دیدار با خویش
اتمام چاپاین زمان هنوز نمیدانم که در آن روزگاران، جذبۀ صحنه مرا به سوی خود خواند یا برحسب اتفاق به سویش رفتم؛ فقط میدانم چنان شور عمیقی در من برانگیخت که بیپروا مأوای همیشگی من شد. صحنه جایی شد که زندگی را دوباره به من آموخت و هر روز در آن بازیگر دیگری میشوم و نمیدانم من در صحنه بازی میکنم یا صحنه در من.
ــ عباس جوانمرد
عباس جوانمرد از چهرههای مهم و تأثیرگذار تئاتر معاصر ایران است؛ کارگردان، بازیگر و نویسندهای که نام او با شکلگیری جریانهای جدی و حرفهای تئاتر در ایران گره خورده است. او از بنیانگذاران «گروه هنر ملی» بود—جریانی که نقش مهمی در مدرنسازی تئاتر ایرانی و پیوند دادن آن با ریشههای بومی و ادبیات کلاسیک ایفا کرد. فعالیتهای او نهفقط در اجرا، بلکه در آموزش و تربیت نسل جدید هنرمندان نیز تأثیر عمیقی گذاشت.
جوانمرد در کارهایش به دنبال نوعی تعادل میان سنت و مدرنیته بود؛ از یکسو به متون کهن فارسی و ظرفیتهای نمایشی آنها توجه داشت و از سوی دیگر، از شیوهها و ساختارهای تئاتر مدرن جهان بهره میگرفت. این نگاه باعث شد آثار او هویتی مستقل پیدا کنند—نه صرفاً تقلیدی از تئاتر غرب و نه محدود به فرمهای سنتی. زبان نمایشی او معمولاً دقیق، حسابشده و متکی بر درک عمیق از متن و اجرا بود.
در کنار فعالیتهای هنری، عباس جوانمرد نقش مهمی در حفظ و انتقال میراث تئاتری ایران داشت. او سالهای زیادی را خارج از ایران گذراند، اما همچنان به نوشتن، پژوهش و بازخوانی تجربههای خود ادامه داد. نام او برای بسیاری از علاقهمندان تئاتر، یادآور دورهای است که در آن تلاش شد تئاتر ایرانی هویت مستقل و جدیتری پیدا کند—تلاشی که آثار و اندیشههای جوانمرد همچنان یکی از منابع مهم آن بهشمار میآید.