محمود حبیبی
محمود حبیبی

محمود حبیبی فارغ‌التحصیل رشتۀ مترجمی در مقطع کارشناسی از دانشگاه خوارزمی و رشتۀ مطالعات آمریکای شمالی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکدۀ مطالعات جهان دانشگاه تهران است. در چند سال اخیر، حوزۀ مطالعاتی او به‌طور اعم علوم انسانی و به‌طور اخص فلسفه و سیاست بوده است و آثاری که تاکنون ترجمه کرده‌ است هم در همین حوزه بوده‌اند.

کارل مارکس: مطالعه‌ای در باب جزم‌اندیشی

900.000تومان

چهاردهم مارس 1883، در مراسم خاکسپاری کارل مارکس در گورستان هایگیت فقط دوازده نفر حضور داشتند و کل مراسم در سخنرانی قدیمی‌ترین دوست او خلاصه ‌شد. انگلس پیش‌بینی کرد که «نام و آثار مارکس در طول قرن‌ها زنده خواهد ماند». پیش‌بینی درستی بود، اما چه‌بسا حتی آن گروه کوچک عزادارانِ حاضر در گورستان هایگیت هم آن را باور نداشتند. آوازهٔ پس از مرگ عمدتاً پیش‌بینی‌ناپذیر است. اما نامی که نزدیک به صدوپنجاه سال پس از مرگ صاحبش همچنان عشق و نفرتی پرشور در میان مردم برمی‌انگیزد به این زودی‌ها از تاریخ بشر حذف نخواهد شد. مارکس به‌معنای دقیق کلمه فیلسوف قلمداد نمی‌شد و اقتصاددان بزرگی نبود و سیاستمدار یا خطیب یا رهبر به شمار نمی‌رفت. در آتش عشق عمیقی به انسانیت نیز نمی‌سوخت و در مراوداتش شخصیتی دوست‌داشتنی یا خاص از خود بروز نمی‌داد. اما در نهایت، خود را به معاصرانش و نیز، به‌ضرب‌ و‌ زور ایده‌های یگانه و بارز، به تاریخ تحمیل کرد.

میخائیل باکونین: شورشی سودایی

اتمام چاپ

یکی از ویژگی‌های بارز این زندگی‌نامه که آن را از آثار مشابه متمایز می‌کند، فضای سایه‌روشنی است که در آن زندگیِ میخائیل باکونین، آنارشیست روس، و معاصرانش به تصویر کشیده شده است، آرمان‌گرایانی که دوپارگی شخصیتی دارند و سرشان پر سودا است اما پایشان در بند واقعیات زندگی. شاید همین امر باشد که زندگانی او را این چنین دلنشین کرده است.

در این کتاب ضمن آشنایی با بخشی از تاریخ اروپا در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم، همراه با باکونین در شهرهای مختلف این قاره برای تحقق عدالت و آزادی و برابری مبارزه می‌کنیم و در خلوتش با او می‌خندیم و می‌گرییم و در نهایت نیز با تمام وجود طعم تلخ غربت را می‌چشیم.

ادوارد هلت کار همواره از این اثر به‌عنوان بهترین اثر زندگی‌نامه‌ای خود یاد می‌کرد. از نظر او، باکونین به یک معنا، «تجسم کامل روح آزادی در تاریخ» بود، پیامبری سودایی که همواره در پی نابودی نظم موجود بود و هدفی جز بر صدر نشاندن فرد در مقابل قدرت دولت نداشت. هرچند که آرمان‌های آنارشیستی باکونین به‌خاطر ویژگی‌های خاص خود هرگز عملی نشد، اما هشدارهای او دربارۀ خطرات نظام‌های دیکتاتوری هنوز هم جدی و راهگشاست.