تردید در حافظه

عرفان رنجبر

«چقدر پیش می‌آید که داستان زندگی خود را تعریف کنیم؟ چقدر آن را اصلاح می‌کنیم و تغییر می‌دهیم؟ زیرکانه برش‌هایی از آن را نمایش می‌دهیم و بخش‌های دیگری از آن را تزیین می‌کنیم؟ و با گذشت زمان تعداد کسانی که از گذشته همراه ما باقی مانده‌اند، کمتر و کمتر می‌شود و دیگر کسی نیست که به ما یادآوری کند آنچه به عنوان داستان زندگی خود می‌گوییم بیشتر داستان‌مان است تا زندگی‌مان.»
درک یک پایان: درکی که دیگر حتی فرصتی برای اختراع مجدد گذشته و ساختن روایت‌های تازه از آنچه روی داده نداری. مردی به نام تونی وبستر، در سال‌های پایانی میانسالی و در دهه‌ی هفتم عمر، ناگهان با دریافت نامه‌ای عجیب از مادر معشوقه‌ی سابقش مجبور به بازخوانی روزهای جوانی می‌شود و در این میان آن‌چه بیش از همه برایش زیر سؤال می‌رود حقایقی است درباره‌ی خودش و دیگران که تا به‌حال بدیهی می‌انگاشته، خاطراتی که برای کاهش خسارات ترومای روحی حادثه‌ای در سال های جوانی و غریزهٔ صیانت نفسش آنها را دیگرگونه و تحریف‌شده به بایگانی ذهنش سپرده است. حقیقت در این کتاب، نه دشواری‌های اجتماعی و مصیبت‌های سیاسی، که میانمایگی است. و بیش از حقیقت: زمان در حقیقت. حقیقت در زمان.

عرفان رنجبر

نوشته‌های‌ مرتبط

چخوف دربارۀ عشق

از دوازده داستان مجموعه، هفت داستان دربارۀ عشق هستند. البته این داستان‌ها دربارۀ چیزهای دیگر هم هستند، اما مسلماً عشق تم اصلی و برجستۀ آن‌هاست.

ادامه مطلب »

درک ساختمان خاطره

کی‌یرکگور فیلسوف دانمارکی می گوید: «زندگی را فقط رو به عقب می‌توان فهمید، اما رو به جلو باید زیست.» تونی وبستر، شخصیت اصلی کتاب، که

ادامه مطلب »