همه می‌میرند | سیمون دوبوار | ترجمۀ مهدی سحابی

صدانو | همه می‌میرند

«همه می‌میرند»، رمانی از سیمون دوبوار، داستان مردی‌ست به‌نام رایموندو فوسکا، که در سودای دگرگون‌کردن جهان زندگی جاویدان یافته است؛ اما… «در زمان بی‌کرانه هیچ کاری نمی‌ماند که ارزش آغازیدن، کوشیدن، و به پایان رسانیدن را داشته باشد…

ادامه ›

نه دربارۀ مرگ، دربارۀ زندگی

نه دربارۀ مرگ، دربارۀ زندگی «همه می‌میرند» نه درباره مرگ که دربارهٔ زندگی است؛ بدون هیچ تلاشی برای پیراستن یا فروکاستن آن. رِژین، بازیگری شیدا و شیفتهٔ حیات و حرکت، در تکاپوست تا به‌وسیلهٔ هنر خود از همتایانش

ادامه ›

با جاودانگی

با جاودانگی انسان موجودی است که بودگی خود را در جاودانگی جستجو می‌کند این تمایل همیشگی به ابدیت در بشر از ابتدای تاریخ تا به امروز بوده. شاید آرزوی جاودانگی از طمع و آزی باشد که دائماً به

ادامه ›

مرگ در پیش رو

مرگ در پیش رو همه می‌میرند… شاید این روزها بیش از همیشه به این واقعیت نزدیکیم که همه می‌میرند. مرگ در یک‌قدمی ماست و نَفَس به نفَس تعقیبمان می‌کند. درست در همین روزهاست که هر چیز ساده‌ای در

ادامه ›