همدلی با مقتول، همدلی با ...

□ همدلی با مقتول، همدلی با قاتل

خفاش شب. یکی از معروف‌ترین قاتلان زنجیره‌ای تاریخ کشورمان که جان نُه زن را گرفت. احساسی از همدردی با جان‌باختگان سراسر کشور را فراگرفت و همۀ مردم خود را در غم ایشان شریک می‌دانستند و تلاش می‌کردند تا به گونه‌ای باری از دوش بازماندگان بردارند. امّا اگر بخواهیم به دوازده درسی که در کتاب جدید کارن آرمسترانگ، از دل تو تا دل من، عمل کنیم لاجرم می‌بایست از سطح احساساتی که وجودمان را فراگرفته است عبور کنیم و با شنیدن داستان زندگی قاتل و روزگاری که بر او گذشته همدردی با او را نیز فرا بگیریم. آرمسترانگ می‌گوید: «رنج و اندوه مشترک هر انسانی را قادر خواهد ساخت که از نفرت خویش فراتر رود تا راز وجودی دشمن خویش را بشناسد.»
آیا این ادعا نتیجۀ تفکر یک انسان آرمان‌گرا و ایدئالیستی گمراه است که نمی‌داند از چه حرف می‌زند؟ خیر. کارن آرمسترانگ نویسنده و متفکری توانمند و یکی از برجسته‌ترین چهره‌های دین‌پژوهی و معنویت معاصر می‌باشد. وی به مطالعهٔ ادیان مختلف پرداخته و با بهره‌گیری از نظرات متفکران یونان باستان و ادیبانی چون شکسپیر و با رجوع به متن قرآن و عهد عتیق و عهد جدید و ... به‌ بررسی مفهوم «شفقت» پرداخته است.
وی شفقت را به‌معنای ترحم و دلسوزی نمی‌داند و می‌کوشد که مفهوم این واژه را دریابد و به‌معنایی برسد که زندگی‌مان را پربارتر می‌سازد. «از دل تو تا دل من» دوازده قدمی است که ما می‌توانیم برای درک مفهوم شفقت و برای رسیدن به یک زندگی شفقت‌آمیز برداریم و همراه با کارن آرمسترانگ به این باور برسیم که شفقت ممکن است و می‌توانیم حتی در این جهان تکه‌تکه و نزاع‌آلود به سطحی از همدلی و بخشایش و «نگرانی برای همگان» دست یابیم و به آرامش درونی‌ای برسیم که شایستۀ تمامی انسان‌هاست.

تحریریۀ نشر نو

کتاب‌های مرتبط

اشتراک این مطلب

نظر (0)

نظری ثبت نشده است