بحران انرژی

□ بحران انرژی

صدها هزار سال، آدمیزاد انرژی مورد نیاز خود را از منابع قابل تجدید طبیعت تأمین می‌کرد. پرتو آفتاب، چوب درختان، فضلۀ جانوران و نیروی عضلانی حیواناتی مانند اسب و استر و شتر برای گرم کردن بشر و فراهم آوردن خوراک و تأمین وسایل حمل و نقل او کفایت می‌کرد. بعدها آدمیزاد راه استفاده از نیروی باد و آب را نیز با اختراع آسیاها فراگرفت. تقریباً در اوایل قرن نوزدهم بش به استفاده از منابع انرژی فسیلی روی آورد. هجوم مصرف بر نفت چنان بود که زنگ خطر پیش از پایان ربع سوم قرن به‌صدا درآمد و بحث و هیاهو دربارۀ «بحران انرژی» در سرتاسر دنیا طنین افکند.

رسالۀ ایوان ایلیچ دربارۀ منابع قابل تجدید طبیعت ابتدا به‌صورت مقالاتی در سال ۱۹۷۳ در روزنامۀ «لوموند» پاریس به‌چاپ رسید. آن مقالات به‌واقع مبنای متنی بود که به انگلیسی فراهم گردید و سپس متن آلمانی براساس متن انگلیسی و با بسط و گسترش بیشتری به‌چاپ رسید. مشهور است که شخص ایلیچ در سفری که به ایران داشت اعتبار متن آلمانی را مورد تأکید قرار داده بود. در هر حال ایلیچ در رسالۀ «انرژی و عدالت» جهان ما را در معرض مخاطره‌ای جدی می‌بیند. مخاطره‌ای که منشأ آن نه کمبود انرژی بلکه فراوانی مصرف آن است. مصرف بی‌‌بندوبار انرژی نه‌تنها محیط زیست را به پلشتی می‌کشاند، محیط معنوی زیست را نیز تباه می‌کند و نابرابری‌‌ها را دامن می‌زند، ایلیچ برای توضیح نظر خود در این مورد ترافیک را به‌عنوان مثال خود برمی‌گزیند. او به‌واقع با تجزیه و تحلیل وضع ترافیک، در شهرهای بزرگ صنعتی، نشان می‌دهد که چگونه مصرف گزاف انرژی موجب افزایش اعتیادانگیز سرعت شده و دل بستن به سرعت، آدمی را در برابر صنعت حمل‌ونقل صرفاً به‌صورت مصرف‌کننده‌ای معتاد درآورده است.
در هر حال جهان ما با اتکای غیرمنطقی بر مصرف بی‌محابای انرژی، نابرابری آدمیزادگان را به نحو غیرقابل تحملی افزوده و در میان فقیر و غنی فاصله افکنده است. این است مطلبی که ایلیچ در این رساله درصدد اثبات آن است و با قدرت منطق شگفت‌انگیزی آن را مطرح می‌کند.

تحریریۀ نشر نو

کتاب‌های مرتبط

اشتراک این مطلب

نظر (0)

نظری ثبت نشده است