نقد نو

قدرت زنانه

قدرت زنانه

مری بی‌یرد در ابتدای کتاب «زنان و قدرت» به قدیمی‌ترین نوشته‌ها به ادیسه‌ی هومر استناد می‌کند و می‌نویسد که از همان ابتدا دید جامعه به زن اینگونه بوده که زن‌ها قدرت و استعداد سخنوری ندارند و کار آنها همان خانه‌داری است...
ادامه مطلب
زندگی فلسفه

زندگی فلسفه

 آیا فلاسفه حقیقت را می‌گویند؟ حقیقت به چه معنا؟ پاسخ نهایی به یک مسئله. توضیحی از جهان یا قسمتی از آن، به صورتی که دیگر پس از آن نیازی به تحقیق بیشتری نباشد. یک توضیح همواره صادق. به نظرم چنین چیزی...
ادامه مطلب
 از مرگ تا شهاب‌سنگِ پنهان

از مرگ تا شهاب‌سنگِ پنهان

چندی بود به امکانِ داستانی به لحاظِ ادبی جدی و سطحِ بالا اما در عینِ حال جذاب می‌اندیشیدم. نه داستانی صرفاً پلیسی، داستانی که در عین درگیر کردن خواننده با ماجراهای پرپیچ‌وخم و دقیق لذتی ببخشد که ما دیگر در عصر فیلم...
ادامه مطلب
بیایید رمان بنوازیم!

بیایید رمان بنوازیم!

اگر به شما بگویند رمانی نوشته شده که از اتاق‌های نمور و دالان‌های مخوف و تاریک شوروی استالینی آغاز می‌کند و به آخرین دستاوردهای فیزیک مدرن در قرن بیست و یکم می‌رسد نظرتان چیست؟ داستان یک نقاش روس که آرزو داشته...
ادامه مطلب
شاعر در کنار جلاد

شاعر در کنار جلاد

در بعضی معرفی‌های فارسی این کتاب نوشته‌اند «رمانی طنزآمیز». توصیفی گمراه‌کننده و سرسری از رمان نویسنده‌ای بانظام چون کوندرا. درست است که کوندرا، هم در رمان‌هایش هم در مقالات و یادداشت‌هایش، طنز را ارج...
ادامه مطلب
‍ سرانجام تن می‌دهیم

‍ سرانجام تن می‌دهیم

خواننده‌ای که مختصر آشنایی با براین مگی دارد، چندان در بند ادبیت یگانه رمان این فلسفه‌دانِ مشهور نخواهد بود. او پیشاپیش مفروض می‌گیرد که از فیلسوف یا فلسفه‌دان حرفه‌ای رمان به معنای دقیقِ کلمه توقع نمی‌رود. مگی از جنسِ...
ادامه مطلب
جایی که باران دشمن است

جایی که باران دشمن است

اندو در این رمان مسیحیت را به باتلاق ژاپن می‌کشاند. خبر رسیده که پدر فریرا، مبلغ عالی‌رتبه‌ی مسیحیت در ژاپن، تحت شکنجه‌های حکومت، از دینش برگشته و ایمانش را از دست داده است. سه نفر از شاگردان او که نمی‌توانند چنین...
ادامه مطلب
هزار و یک شب کافکایی

هزار و یک شب کافکایی

سراسر کشور را افسانه فرا گرفته است. چه؟ یک پیام سیاسی؟ کشور؟ نه نه. منظورم این است که مردم هنوز هم به داستان‌های سنتی خودشان باور دارند. مردم؟ این دیگر حتماً پیامی سیاسی است. آه نه. فقط گفتم داستان‌هایی...
ادامه مطلب
نویسندۀ قمارباز

نویسندۀ قمارباز

تصویر یک نویسندۀ بزرگ احتمالاً باید چنین چیزی باشد: کسی که صبح تا شب و شب تا صبح پشت میز نشسته، مدام روی موضوعات فکری‌اش متمرکز است، بی‌وقفه کار می‌کند، یا می‌خواند یا می‌نویسد. به جهان...
ادامه مطلب
پایان اروپا

پایان اروپا

شرحی از دو سفر: توماس مان بزرگ، به امریکا دعوت شده تا در مورد رمان آخرش سخنرانی کند. رمان دن کیشوت را با خود آورده تا اوقات بیکاری در کشتی را با خواندن آن بگذراند. کتاب «سفر دریایی با دن کیشوت»...
ادامه مطلب
زوال تولستوی

زوال تولستوی

رمان‌های سقوط و زوال همیشه تاریک‌اند، «مارش رادتسکی» از همه تاریک‌تر. فرض کنید تولستوی با عینک کافکا بنویسد. نه از آن شادی و رستگاری مذهبی تولستوی خبری هست نه از تجربه‌های جذاب فرمی و ساختاری...
ادامه مطلب
پاندمی ملال

پاندمی ملال

تا حالا شده حوصله‌تان از چیزی سر برود؟ از کتابی، کاری، بحثی. چه می‌کنید؟ احتمالاً سر خودتان را با چیزی دیگر گرم می‌کنید. حال اگر از این کار جدید هم حوصله‌تان سر برود چه؟ باز هم یک کار دیگر؟ تا کجا؟ تا حالا شده...
ادامه مطلب