درک حضور دیگری

 □ درک حضور دیگری

محمد مختاری در کتاب «انسان در شعر معاصر» به درک و تصویر «انسان» در شعر و فرهنگ ایران از گذشته تا امروز می‌پردازد. ریشه‌های این دستاورد قدیمی شعر فارسی را می‌کاود و شباهت‌ها و تفاوت‌های درک و دریافت شاعران معاصر را نیز به‌دقت بیان می‌کند. او در این بررسی از سیر تطور و تکامل اندیشهٔ مدرن جهان بهره می‌گیرد و از پسِ پرداختن به دوره‌های گوناگون اندیشهٔ بشری و بررسی توأمانِ شعر شاعران کلاسیک و شعر چهار شاعر بزرگ معاصر ـــ نیما، شاملو، اخوان، فروغ ـــ به مفهومی بنیادین و متمایزکننده در شعر معاصر پی می‌برد:‌ درک حضور دیگری. مفهومی ـــ به‌تعبیر او ـــ طبیعی و بدیهی که فقدان آن، اسباب تحقیر و خوارداشت انسان و زمینه‌ساز حذف «دیگری» بوده است.
اگر آغاز رویارویی و تعارض ارزش‌های انسانی نو و ارزش‌های فرهنگی کهن را دوران مشروطه در نظر بگیریم، آن‌گاه می‌توان دورهٔ نیما و اندکی پس از او را مبتنی بر نوعی مواجههٔ تجددگرایانه و میانه‌رو تلقی کرد که کمتر در مدار دگرگونی‌های ریشه‌ای و بنیادین قرار داشت اما سرآغاز تغییرات عمیق در ذهنیت شعری و هنری انسان ایرانی شد.
محمد مختاری در مواجهه با این دورهٔ مهم و دورهٔ بعدش دو مشخصهٔ اساسی را شناسایی و واکاوی می‌کند:
نخست، دستاوردهای افتخارآمیز شعر در نواندیشی‌هایش که با طرح حق و حضور و شأن انسان همراه است.
دوم، وجود برخی از عوامل و عناصر و زمینه‌های بازدارنده و کهنه و سنتی که با ارزش‌های نو هماهنگ نیست، و به میزان همین ناهماهنگی نیز «درک حضور دیگری» را دشوار می‌سازد.
مختاری این آمیختگی و دوگانگی را نتیجهٔ هویت ویژهٔ فرهنگی‌ای می‌داند که در درون شاعران معاصر نیز متبلور شده است و پهنه‌ای وسیع‌تر از شعر را در بر می‌گیرد. درست به همین دلیل، واکاوی شعر معاصر و مفاهیم اساسی‌اش به شعر معاصر محدود نیست و خواه‌ناخواه واکاوی کلیّت فرهنگ ایران است.

بی‌راه نیست اگر این کتاب را حاصل یکی از مهمترین پژوهش‌های تاریخ شعر و فرهنگ معاصر قلمداد کنیم. مطالعهٔ این کتاب برای فهم دقیق‌تر معضلات و گره‌‌گاه‌های تحولات فرهنگی در ایران ضروری به نظر می‌رسد.

تحریریهٔ نشر نو

کتاب‌های مرتبط

اشتراک این مطلب

نظر (0)

نظری ثبت نشده است