داستان اعماق

□ داستان اعماق

پیتر بِیلی در کتاب یقه‌های سفید، زندگی‌های خاکستری، آغاز دلبستگی‌های ادبیِ طبقات متوسط رو به پایین را با ناخشنودی آن‌ها از وضعیت معاش و زندگی هر روزه‌شان مرتبط می‌داند. وضعیتی که بیلی می‌گوید مربوط است به اواسط قرن نوزدهم میلادی. یعنی درست زمانی که ادبیات دورۀ کلاسیک به آخر خط رسیده بود. روزنامۀ خاطرات یک آدم ناقابل گراسمیت در عصر خود یک هجونامۀ معمولی بود، که مسائل و مصائب زندگی طبقات ضعیف جامعه را به زیر ذره‌بین می‌برد. تونی جوزف این اثر را «تحلیلی شدید دربارۀ ناامنی اجتماعی» خواند و افزود که چون غالب نویسندگان این سبک، خود از میان طبقات مطرود جامعه برخاسته بودند و از این رو پیشینۀ چندان قابل ذکری نداشتند، می‌کوشیدند که در ادبیات‌شان مبدأ و ریشه‌های خود را با توسل به هجو و تمسخر پنهان کنند. این به‌واقع ادبیاتی در مقابل ادبیات کلاسیکِ به‌جامانده از دورۀ ویکتوریایی بود. ادبیاتی که هر چند دیگر صاحب ادبیتی فخیم و متعالی نمی‌نمود اما سرشار بود از واقعیتی سیال در اجتماع که مشخصاً خوانندۀ مربوط به آن عصر را متوجه وضعیت معیشتی و همچنین طرز نگاه یک طبقۀ نوپدید به پیرامونش می‌کرد. از این نظر چنین ادبیاتی واجد ارزشی تاریخی است حتی برای مطالعات جامعه‌شناختی. ادبیاتی که منحصراً در اختیار آیندگان است؛ یعنی متعلق به همۀ آن‌هایی که دوست دارند علاوه بر خواندن یک داستان واقع‌گرا، پیش‌فرضی منطقی از وضعیت سیاسی و اجتماعی حاکم بر کشورهای اروپایی در اواسط قرن نوزدهم میلادی نیز داشته باشند. روزنامۀ خاطرات یک آدم ناقابل از بهترین نمونه‌های چنین ادبیاتی است.

تحریریۀ نشر نو

کتاب‌های مرتبط

اشتراک این مطلب

نظر (0)

نظری ثبت نشده است