تنهایی تنهایی تنهایی

□ تنهایی تنهایی تنهایی

آدم‌ها به این دلیل زیاد به معنا و مفهوم «تنهایی» فکر می‌کنند که همگی تجربۀ دست‌اول و دائمی از آن دارند. تنهایی احساسی است که همه‌مان از کودکی با آن آشنا هستیم، از آن روزی که انگار همه همبازی داشتند به‌جز ما؛ از آن شبی که در غم تنهایی گذراندیم، هرچند خیلی دلمان می‌خواست همراه و همدمی داشته باشیم؛ از آن مهمانی که در آن هیچ‌کس را نمی‌شناختیم و دور و برمان پر از آدم‌هایی بود که سخت گرمِ صحبت با هم بودند؛ از آن شبی که کنار همدم‌مان به خواب رفتیم اما نمی‌دانستیم که دیگر همدم یکدیگر نیستیم. با وجود اینکه تنهایی حسی آشناست، پرداختن به آن در دنیای شدیداً اجتماعی امروز امری دشوار است. در حقیقت هر کجا انسان باشد، تنهایی نیز وجود دارد. تنها در خانه، تنها در میان انبوهی از افراد مختلف.
برای بسیاری از ما تنهایی می‌تواند بر کیفیت زندگی روحی و روانی و حتی سلامت جسمی‌مان تأثیر بگذارد. اما همچنین بهترین لحظات زندگی‌مان می‌تواند در زمان تنهایی‌مان رخ دهد. زمانی که اندیشه‌ای ناب تمام وجودمان را فرا می‌گیرد؛ اندیشه‌ای که می‌تواند جایگاه ما را در زندگی آینده‌مان مشخص کند. اما تنهایی چیست؟ بر روی چه کسی تأثیر می‌گذارد؟ سبب تنهایی چیست؟ تنهایی چگونه پدید می‌آید و چگونه ناپدید می‌شود؟
لارس اسونسن در کتابش، «فلسفۀ تنهایی»، با در نظر گرفتن نکات کلیدی در درک و دریافت‌های قبلی از تنهایی در کنار یافته‌های تجربی رشته‌های دیگر، به بررسی احساس تنهایی و تحلیل مفهومی آن می‌پردازد. و جنبه‌های تاریک و روشن آن را بررسی می‌کند. اثری که مطالعۀ آن برای تمام کسانی که می‌خواهند درک عمیق‌تری دربارۀ ماهیت وجودی‌مان داشته باشند، ضروری است.

تحریریۀ نشر نو

کتاب‌های مرتبط

اشتراک این مطلب

نظر (0)

نظری ثبت نشده است