فلسفۀ ملال

AS_11976

58,000 تومان

ملال همواره به‌نوعی با انسان همراه بوده است. کیرکگور می‌گوید «خدایان ملول بودند و بنابراین انسان را آفریدند. آدم از تنهایی ملول بود و بنابراین حوا را خلق کردند. از آن زمان، ملال وارد جهان شد و درست به همان نسبتی که جمعیت رشد می‌کرد، ملال نیز بیشتر می‌شد». این پدیده که در دوران پیشامدرن به اشراف و برخی طبقات خاص محدود بود از دوران رومانتیسم گسترش یافت و به‌تدریج به یکی از ویژگی‌های انسان مدرن تبدیل شد.

برخی ملال را ریشۀ تمام شرها می‌نامند، برخی دیگر آن را امتیازِ انسانِ مدرن و حتی وجه تمایز انسان و حیوان می‌دانند و گروهی دیگر، بر این باورند که ملال انسان را از انسانیت تهی می‌کند. برخی ملال را ثمرۀ کوچ معنا از زندگی انسان مدرن می‌دانند و برخی دیگر، آن را چیزی می دانند که به معنای بزرگ نهفته‌ای اشاره دارد.

ملال با معنای هستی سروکار دارد و همین کافی است تا اسوندسن، آن را موضوع فلسفه بداند. او در این کتاب می‌کوشد با رویکردی بینارشته‌ای و با بهره‌گیری از متونی از رشته‌های فلسفه، ادبیات، روانشناسی، الهیات و جامعه‌شناسی و بررسی آرای فیلسوفانی همچون سنکا، کانت، کیرکگور، نیچه و هایدگر و تحلیل مسائلی همچون رابطۀ ملال با رومانتیسم و مدرنیته، کار و فراغت، و مرگ و زندگی، ما را به درک بهتری از ابعاد مختلف این مفهوم و نقشی که در زندگی ما ایفا می‌کند و واکنش‌های مختلفی که می‌توان در برابر آن نشان داد برساند.

جزییات بیشتر


□ مواجهه با ملال

تا حالا شده حوصله‌تان از چیزی سر برود؟ از کتابی، کاری، بحثی. چه می‌کنید؟ احتمالاً سر خودتان را با چیزی دیگر گرم می‌کنید. حال اگر از این کار جدید هم حوصله‌تان سر برود چه؟ باز هم یک کار دیگر؟ تا کجا؟ تا حالا شده حوصله‌تان از همه چیز سر برود؟ دقیقاً همه چیز. چه می‌توانید بکنید؟ هیچ. هیچ چیز برایتان معنا ندارد. هیچ چیز برایتان جذاب نیست. هیچ چیز سرتان را گرم نمی‌کند. انگار کار شما با هستی تمام شده و دیگر به این جهان تعلق ندارید. اینجا همان جایی است که به آن «ملال» می‌گویند. باید بخت یارتان باشد که از این حالت خلاص شوید و به زندگی معمولی بازگردید (که البته در این مورد ظاهراً بخت یار بیشتر انسان‌ها است) وگرنه خواهید مرد. چه؟ کسی هم هست که از ملال بمیرد؟ بله. اسونسن کتاب «فلسفۀ ملال» را پس از این که یکی از دوستانش به خاطر مشکلات ناشی از ملال مرد، نوشت. پس این کتاب به کار کسانی می‌آید که دارند از ملال می‌میرند؟ خیر.

ما با توجه به نفوذ گستردۀ ملال در زندگی‌هایمان، بسیار کم به ملال اندیشیده‌ایم. اسونسن قصد دارد این خلأ را پر کند. او در ابتدا توضیح می‌دهد که چرا باید با ملال به منزلۀ یک مسألۀ فلسفی برخورد کرد (فصل یک). بعد از آنجا که «تعریف» ساده و سرراست ملال ممکن نیست به سراغ متون و آثاری از بکت، نیچه، وارهول، پاسکال، کراننبرگ، بالارد و ... می‌رود تا طرحی چندوجهی و متکثر از ملال رسم کند (فصل دو). سپس با این طرح بازمی‌گردد تا ملال را دومین بار به شکلی فلسفی بررسی کند (فصل سه) و در نهایت پیشنهادهایی برای مواجهه با ملال ارائه کند (فصل چهار). آیا پس از خواندن این کتاب دیگر مشکلی با ملال نخواهیم داشت؟ چه انگیزۀ ملال‌آوری برای خواندن یک کتاب! مسلماً پس از این کتاب ما همچنان دچار ملال خواهیم شد و حتی ممکن است از ملال هم بمیریم اما حداقل می‌دانیم با چه چیزی روبرو هستیم و می‌توانیم بیشتر و دقیق‌تر به آن بیندیشیم. با این کتاب در مقابل ملال «بخت بیشتر از قبل یارمان خواهد بود.»

تحریریۀ نشر نو

ترجمه ازA Philosophy of Boredom
نویسندهلارس اسوندسن
مترجمافشین خاکباز
نوبت چاپدهم
تاریخ نشر۱۴۰۰ (چاپ اول، ۱۳۹۴)
نوع جلدشومیز (جلد نرم)
تعداد صفحات۲۲۲
شابک978-600-7439-46-3
موضوعملال
وضعیت نشرتجدید چاپ

نظرتان را بنویسید

فلسفۀ ملال

فلسفۀ ملال

ملال همواره به‌نوعی با انسان همراه بوده است. کیرکگور می‌گوید «خدایان ملول بودند و بنابراین انسان را آفریدند. آدم از تنهایی ملول بود و بنابراین حوا را خلق کردند. از آن زمان، ملال وارد جهان شد و درست به همان نسبتی که جمعیت رشد می‌کرد، ملال نیز بیشتر می‌شد». این پدیده که در دوران پیشامدرن به اشراف و برخی طبقات خاص محدود بود از دوران رومانتیسم گسترش یافت و به‌تدریج به یکی از ویژگی‌های انسان مدرن تبدیل شد.

برخی ملال را ریشۀ تمام شرها می‌نامند، برخی دیگر آن را امتیازِ انسانِ مدرن و حتی وجه تمایز انسان و حیوان می‌دانند و گروهی دیگر، بر این باورند که ملال انسان را از انسانیت تهی می‌کند. برخی ملال را ثمرۀ کوچ معنا از زندگی انسان مدرن می‌دانند و برخی دیگر، آن را چیزی می دانند که به معنای بزرگ نهفته‌ای اشاره دارد.

ملال با معنای هستی سروکار دارد و همین کافی است تا اسوندسن، آن را موضوع فلسفه بداند. او در این کتاب می‌کوشد با رویکردی بینارشته‌ای و با بهره‌گیری از متونی از رشته‌های فلسفه، ادبیات، روانشناسی، الهیات و جامعه‌شناسی و بررسی آرای فیلسوفانی همچون سنکا، کانت، کیرکگور، نیچه و هایدگر و تحلیل مسائلی همچون رابطۀ ملال با رومانتیسم و مدرنیته، کار و فراغت، و مرگ و زندگی، ما را به درک بهتری از ابعاد مختلف این مفهوم و نقشی که در زندگی ما ایفا می‌کند و واکنش‌های مختلفی که می‌توان در برابر آن نشان داد برساند.

مطالب مرتبط