رنج و التیام

AS_18202

74,000 تومان

اگر بتوان گفت مرگْ همواره فلسفى‌ترين موضوع در ذهن آدميان بوده است، مى‌توان افزود مردن عزيزان و نزديكان، از جنبهٔ روانشناختى، احتمالاً عميق‌ترين تأثير را بر ذهن و احساس فرد مى‌گذارد. در مرحلهٔ يادگيرى دوران كودكى، مرگ ديگران در ذهن ما نخستين مثالِ مفهوم «براى ابد» است.

با فاصله‌گرفتنِ زندگى شخصى از روابط اجتماعى در روند گسترش جوامع، سوگوارى نيز در قالبى متناسب با فضا و محيط، و وقت و امكان‌هاى شهروندِ امروزى ريخته مى‌شود. اما نيازهاى روحىِ تک‌تک ما ممكن است دقيقاً همپاى دگرگونى‌هاى اجتماعی ــ فرهنگى تغيير نكند و آن نوع و مقدار از سوگوارى كه در عرف محيط‌هاى پرمشغله تجويز مى‌كنند شايد براى آرامش روحى برخى افراد كافى نباشد (گرچه شايد براى كسانى افزون بر حدِّ لازم باشد). از اين رو، ماتم‌هايى انگار خاتمه نمى‌يابد، ماتم‌هايى پس از سال‌ها در موقعيتى ديگر بيرون مى‌زند، و ماتم‌هايى به‌شكل دردهاى مبهم جسمى، افسردگى مزمن، خشم به‌درون ريخته‌شده و ملامتِ خويش، و بى‌خوابى يا كابوس، گريبان سوگوار را رها نمى‌كند.

دكتر ويليام وُردِن استاد روانشناسى دانشكدهٔ پزشكى دانشگاه هاروارد، استاد دانشكدهٔ روانشناسى رُزميد، كاليفرنيا، و پژوهشگر ارشد مركز مطالعات روانىِ مصيبت‌ديدگى كودكان در بوستن است.

جزییات بیشتر


□ سوگواری و گذر از سوگ‌داشت

همۀ ما در زندگی با مرگ و مصیبت روبه‌رو شده‌ایم و می‌شویم؛ مرگ پدر و مادر، مرگ همسر، مرگ برادر و خواهر، مرگ فرزند، مرگ دوستان نزدیک. تا وقتی که مرگ بر خود ما عارض شود و داغِ ما بر دل نزدیکانمان بنشیند و آنها را درگیر مصیبت و ماتمِ ازدست‌شدنِ ما بکند، خودمان مصیبت‌ها و ماتم‌هایی چند را تجربه می‌کنیم. پاره‌ای از مصیبت‌ها و ماتم‌ها زودگذرند، پاره‌ای پیچیده و دیرگذر. مصیبت‌دیدگی پدیده‌ای بس بغرنج است. با اینکه مرگ همیشه بوده است و خواهد بود، پذیرفتنش به این آسانی‌ها نیست. داغی که فقدان افراد نزدیک به ما بر دلمان می‌نشاند، بسته به شدت دلبستگی اثراتی ضعیف یا شدید بر جان و تنمان دارد. زندگی بدونِ التیام‌یافتن نیز جریان دارد و ما را نیز با خود به سوی مرگ خودمان می‌برد، اما تا التیام نیابیم، زندگی را درنمی‌یابیم. پدیدۀ التیام‌بخشی یا التیام‌یابی از مصیبت نیاز به تجربه دارد، و تجربه موجدِ دانش است. التیام‌بخشی مبحثی‌ست در روان‌شناسی. مطالعات فراوانی دربابِ چیستی مصیبت و انواعِ آن، و نیز چگونگی التیام‌یابی و التیام‌بخشی در جوامع مختلف در جریان است. نتایج پژوهش‌ها هم الزاماً یکسان نیست؛ بسته به جامعه‌ای که مطالعه‌ای روی آن صورت گرفته، و نیز دورۀ مطالعه، شرایط و به تبعِ آن نتایج متفاوت است. کار شخص ماتم‌دیده ممکن است به سرگشتگی، دردهای جسمانی، و حتی خودکشی در غمِ ازدست‌دادنِ فرد ازدست‌رفته بینجامد. در کتاب «رنج و التیام» مباحث از منظر روان‌شناسی و بر اساس آخرین مطالعات در این حوزه مطرح می‌شود؛ مباحثی همچون: دسته‌بندی و تحلیل آنچه پس از فقدان کسی تجربه می‌کنیم، غور در اینکه چرا چنین تجربه‌ای پیش می‌آید، چرا باید سوگواری کنیم و وظیفۀ سوگواری چیست، بسته به انواع ماتم چه کمکی می‌توان به فرد ماتم‌زده کرد، چطور باید ماتم پیچیده را از ماتم‌های کمتر پیچیده بازشناخت و در برخورد با ماتمی پیچیده چه کاری از ما برای خودمان و برای دیگران ساخته است، و در یک کلام، چگونه می‌توان ماتم را پشت سر گذاشت. همۀ ما نیاز داریم که دربارۀ این موضوع اندکی بیشتر بدانیم، هم برای کمک به خودمان، هم برای کمک به افراد ماتم‌زدۀ نزدیکمان. فقط هم این نیست؛ گاه، و چه بسیار، «علت‌العلل اختلال‌های جسمی و روانی گوناگون» ما، مصیبتی‌ست که نتوانسته‌ایم پشت سر بگذاریم، سوگواری پایان‌ناپذیری که بدان گرفتار شده‌ایم...

تحریریۀ نشر نو

ترجمه ازGrief Counseling and Grief Therapy
نویسندهج.ویلیام وردن
مترجممحمد قائد
نوبت چاپچهارم
تاریخ نشر۱۴۰۰ (اول، ۱۳۹۹)
قطعرقعی
نوع جلدگالینگور (جلد سخت)
تعداد صفحات۳۲۰
شابک978-600-490-192-5
موضوعرنج و التیم در سوگواری و داغدیدگی
وضعیت نشرتجدید چاپ

نظرتان را بنویسید

رنج و التیام

رنج و التیام

اگر بتوان گفت مرگْ همواره فلسفى‌ترين موضوع در ذهن آدميان بوده است، مى‌توان افزود مردن عزيزان و نزديكان، از جنبهٔ روانشناختى، احتمالاً عميق‌ترين تأثير را بر ذهن و احساس فرد مى‌گذارد. در مرحلهٔ يادگيرى دوران كودكى، مرگ ديگران در ذهن ما نخستين مثالِ مفهوم «براى ابد» است.

با فاصله‌گرفتنِ زندگى شخصى از روابط اجتماعى در روند گسترش جوامع، سوگوارى نيز در قالبى متناسب با فضا و محيط، و وقت و امكان‌هاى شهروندِ امروزى ريخته مى‌شود. اما نيازهاى روحىِ تک‌تک ما ممكن است دقيقاً همپاى دگرگونى‌هاى اجتماعی ــ فرهنگى تغيير نكند و آن نوع و مقدار از سوگوارى كه در عرف محيط‌هاى پرمشغله تجويز مى‌كنند شايد براى آرامش روحى برخى افراد كافى نباشد (گرچه شايد براى كسانى افزون بر حدِّ لازم باشد). از اين رو، ماتم‌هايى انگار خاتمه نمى‌يابد، ماتم‌هايى پس از سال‌ها در موقعيتى ديگر بيرون مى‌زند، و ماتم‌هايى به‌شكل دردهاى مبهم جسمى، افسردگى مزمن، خشم به‌درون ريخته‌شده و ملامتِ خويش، و بى‌خوابى يا كابوس، گريبان سوگوار را رها نمى‌كند.

دكتر ويليام وُردِن استاد روانشناسى دانشكدهٔ پزشكى دانشگاه هاروارد، استاد دانشكدهٔ روانشناسى رُزميد، كاليفرنيا، و پژوهشگر ارشد مركز مطالعات روانىِ مصيبت‌ديدگى كودكان در بوستن است.

مطالب مرتبط