خطاب به عشق

AS_16943

بیش از نیم قرن باید می‌گذشت تا مکاتبات عاشقانهٔ نویسنده‌ای بزرگ و بازیگری مشهور منتشر شود و خبرش به گوشه و کنار جهان برسد. کاترین کامو در سال ۱۹۷۹ این نامه‌ها را از ماریا کاسارس تحویل می‌گیرد تا بعد از نیم قرن در انتشارات گالیمار  منتشر شود.

بی‌راه نیست اگر بگوییم که این نامه‌ها را می‌توان مانند یک «رمان» خواند و از طریق این گفت‌وگوی کمابیش بی‌وقفهٔ شگفت‌انگیز به  ابعاد تازه‌ای از اشخاص و رویدادها و مکان‌های بسیار پی برد؛ رمانی با دو شخصیت یا دو راوی که عشقی زاینده و فرساینده را دوازده سال رعایت کردند، تا در کمال خود به‌ یک تصادف ناتمام بماند.

آلبر کامو در یکی از نامه‌ها آویشنی را که از دامنهٔ کوهی در فلاتی وحشی کنده است می‌گذارد و برای ماریا  کاسارس می‌فرستد و ماریا در نامه‌ای آرزو می‌کند که ای کاش در جیب‌های  آلبر جا می‌گرفت و همه جا همراهش می‌بود.

دوگانه‌ای هراس‌انگیز از زندگی و هنر.

                                            ــــ پاریس ریویو

اثری ادبی و عاشقانه‌ای بی‌نظیر.

                                          ــــ فیگارو

جزییات بیشتر


□ عشقی کوتاه، به بلندای ابدیت

احتمالاً هیچ مخاطبی لحن عاشقانهٔ آلبر کامو را تا پیش از انتشار این نامه‌ها نه خوانده بود نه تصور کرده بود. حالا با انتشار این نامه‌ها پرتوِ تازه‌ای بر همهٔ آثار و بر شخصیت آلبر کامو افکنده می‌شود. کاموی عاشق هم یادآور کامویی‌ست که می‌شناخته‌ایم هم چهره‌ای سراسر تازه از اوست. چهره‌ای که شاید هیچ‌وقت از نویسندهٔ «بیگانه» و «طاعون» تصور نمی‌کرده‌ایم. برعکسِ آیدا و طاهره و چند معشوق دیگر که بیشتر «مخاطب» نامه‌های عاشقان مشهورشان بوده‌اند، «ماریا کاسارس» پاهم‌پای کامو می‌نویسد و افق‌های تازه‌ای نه «به‌واسطهٔ او» که «به‌دست او» پدید می‌آید. گاه چنان جانانه می‌نویسد که از نویسندهٔ مشهور نیز پیش می‌افتد. در دفاع از جمهوری‌خواهان اسپانیا علیه دیکتاتورِ وقت، فرانکو، بیانیه می‌نویسد، کامو ترجمه می‌کند. ناز بنیاد می‌کند، کامو بر باد می‌رود. گاه حسادت کامو را بی‌رحمانه شعله‌ور می‌کند و انگار سرمست می‌شود از اینکه در شعله‌گاه گدازه‌های جانِ او زنانگی‌اش را صیقل می‌زند ــــ کسی که بیش از آنکه معشوقهٔ آلبر کامو یا دختر رئیس‌جمهور اسپانیا باشد، زنی‌ست متکی‌به‌خود و رها از انقیاد. در نامه‌ها، لحظات اختفا و آفرینش مردی سل‌گرفته و مضطرب و دل‌نازک را در پس چهرهٔ افسانه‌ای آلبر کامو می‌بینیم. دقایق ابرآفتابی زنی نازنین را نظاره می‌کنیم جسور و خویشتن‌دار که بیش از هر کس دیگری تداعی‌گر «اُرفه» ژان کوکتو است.
کامو در یادداشت‌هایش نوشته بود: «عشق بی‌عدالتی‌ست، اما عدالت کافی نیست.» با خواندن این نامه‌ها می‌فهمیم که چرا معتقد است که عدالت کافی نیست. شاید بتوان این نامه‌ها را ژنوم تمام نوشته‌های آلبر کامو دانست. لحظات خلق رمان‌ها و نمایشنامه‌ها و آثار فلسفی کامو در این نامه‌ها به بهترین نحو ثبت است، چرا که برای «بهترین موجود زندگی‌اش» نوشته است. ماریا جایی در نامه‌هایش به یک «رمان مکاتبه‌ای» اشاره می‌کند، بی اینکه بداند که نیم قرنِ بعد نامه‌های او و معشوقش را ـــ با بوی آویشنی وحشی که برایش نامه‌پیچ کرده بود ـــ مانند رمانی مکاتبه‌ای می‌خوانند و تاریخ دردمند آرزومندی‌شان را به نظاره می‌نشینند. تاریخ عشقی کوتاه، به بلندای ابدیت.

تحریریهٔ نشر نو

ترجمه ازCorrespondance: 1944-1959
مترجمزهرا خانلو
ویراستارآزاد عندلیبی
نوبت چاپهشتم
تاریخ نشر۱۴۰۰ (اول، ۱۳۹۸)
قطعرقعی
نوع جلدگالینگور (جلد سخت)
تعداد صفحاتدوازده + ۲۶۳
شابک978-600-490-052-2
موضوعنامه‌های عاشقانۀ آلبر کامو و ماریا کاسارس
وضعیت نشرتجدید چاپ
رتبه 
1399-01-28

title

من از خوندن عقاید و افکار کامو لذت میبرم و بسیار مشتاق بودم که وارد دنیای درون کامو بشم که با خوندن این کتاب شناختم از کامو بیشتر شد و منتظر چاپ ادامه این نامه هستم

    رتبه 
    1398-05-06

    title

    با سلام
    کتاب بسیار جذابی بود.
    نثر روان و گواه عشقی اسطوره‌وار.
    لطفا بفرمایید جلدهای بعدی کی به چاپ میرسه؟
    حسابی مشتاقیم.

      بررسی خود را بنویسید!

      نظرتان را بنویسید

      خطاب به عشق

      خطاب به عشق

      بیش از نیم قرن باید می‌گذشت تا مکاتبات عاشقانهٔ نویسنده‌ای بزرگ و بازیگری مشهور منتشر شود و خبرش به گوشه و کنار جهان برسد. کاترین کامو در سال ۱۹۷۹ این نامه‌ها را از ماریا کاسارس تحویل می‌گیرد تا بعد از نیم قرن در انتشارات گالیمار  منتشر شود.

      بی‌راه نیست اگر بگوییم که این نامه‌ها را می‌توان مانند یک «رمان» خواند و از طریق این گفت‌وگوی کمابیش بی‌وقفهٔ شگفت‌انگیز به  ابعاد تازه‌ای از اشخاص و رویدادها و مکان‌های بسیار پی برد؛ رمانی با دو شخصیت یا دو راوی که عشقی زاینده و فرساینده را دوازده سال رعایت کردند، تا در کمال خود به‌ یک تصادف ناتمام بماند.

      آلبر کامو در یکی از نامه‌ها آویشنی را که از دامنهٔ کوهی در فلاتی وحشی کنده است می‌گذارد و برای ماریا  کاسارس می‌فرستد و ماریا در نامه‌ای آرزو می‌کند که ای کاش در جیب‌های  آلبر جا می‌گرفت و همه جا همراهش می‌بود.

      دوگانه‌ای هراس‌انگیز از زندگی و هنر.

                                                  ــــ پاریس ریویو

      اثری ادبی و عاشقانه‌ای بی‌نظیر.

                                                ــــ فیگارو

      مطالب مرتبط