وزارت درد

AS_17329

48,000 تومان

نه راهِ پس نه راه پیش: در پی جنگ‌های بالکان در دهۀ ۱۹۹۰ تانیا لودسیچ و شاگردانش در تلاش برای دریافت اجازۀ اقامت، از گروه ادبیات و زبان‌های اسلاوی در دانشگاه آمستردام سر در می‌آورند.

در آنجا تانیا باید ادبیات یوگسلاوی سابق را به یوگسلاوهای سابق درس بدهد. آنان، سرگردان در برزخ امن هلند، سعی می‌کنند نه‌فقط دخل و خرجشان را به هم برسانند، بلکه از این عالم سرگردانی و بلاتکلیفی راه به جایی ببرند.

تانیا تصمیم می‌گیرد برای شاگردانش درسی با عنوان «یوگونوستالژی» برگذار کند و این خاطرات مشترک و آگاهانه از دورانی زوال‌یافته موقتاً سرزندگی و نیروی تازه‌ای در آنها می‌دمد. اما زمانی که رویدادهایی غم‌انگیز آنان را به مواجهه با پیامدهای تجزیۀ خشونت‌بار میهنشان ناگزیر می‌کند، پیوندهای شکنندۀ همکلاسی‌ها از هم می‌گسلد.

کتاب‌های دوبرافکا اوگرشیچ به زبان‌های زیادی ترجمه شده‌اند. او جوایز متعددی دریافت کرده است که جایزۀ معتبر پرِمیو لِتّاریوی ایتالیا برای بهترین نویسندۀ خارجی از آن جمله است.

«اوگرشیچ کاخ هنرش را از دل آوارهای غرق در خون سیاست برمی‌آورد» - بوید تانکین، ایندیپندنت

«رمانی زیبا و استادانه و خوش‌ساخت، با طنزی تلخ... این اوج خلاقیت اوگرشیچ است.» - گاردین

«اوگرشیچ، همچون ناباکوف، بر توانایی ما در به یاد آوردن گذشته به‌عنوان منبعی برای حفظ هویت اخلاقی و عاطفی‌مان تأکید می‌گذارد.» - واشینگتن پست

«نوشتۀ او جسورانه و خشم‌انگیز است... رمانی است که خواننده را نگران و اسیر خود می‌کند.» - تایمز

جزییات بیشتر


□ پناهندگی به وزارت درد

نویسنده پیش از شروع رمان در صفحه‌ای نوشته است که «راوی، داستان او، شخصیت‌ها و موقعیت آنها در رمانی که خواهید خواند همه خیالی‌اند. حتی شهر آمستردام کاملاً واقعی نیست.» البته می‌توان این حرف او را پذیرفت، چراکه به‌هرحال حدی از تخیل در اثر راه پیدا کرده و اختلالی در سیر زمان و روابط شخصیت‌ها و سرنوشت هر کدام ایجاد کرده. اما می‌شود این را هم اضافه کرد که این رمان «مابعدِ واقعیت» واقعه‌ای‌ست که زندگی آنهایی را که دیگر فقط می‌توانند خودشان را با «ما» تعریف کنند، روایت می‌کند. واقعه چیست؟ تلخ‌ترین و آخرین حادثهٔ کشور درندشت سابق: فروپاشی یوگوسلاوی. راوی که خانه و زندگی را جا گذاشته و برای نجات جانش از کشورش گریخته، در روندی تکان‌دهنده به مرور خاطرات و ردّشان در اکنون سرگرم است. هر چیز که در اکنون هست جلدی از گذشته رویش کشیده شده. هر اتفاق بلافاصله گذشته را احضار می‌کند. گذشته اکنون است و اکنون در گذشته جریان دارد. هر دو در هم سرریز می‌شوند و اندوه و شادی‌های کوچک را به یاد می‌آورند. ترکیب همه اینها نوری بر واقعهٔ بزرگ می‌اندازد. راوی با خونسردی‌ای که انگار ریشه در قصه‌گویی «یوگی‌ها» دارد، سعی می‌کند اجزای متعدد «فروپاشی» را ذره ذره کنار هم بچیند بلکه تعبیری از واقعهٔ بزرگ به دست بیاورد؛ بلکه بتواند این درهم‌تنیدگی و احضار گذشته‌اکنون را در روانِ ملتهبش به قرار برساند.

او در میانِ دیگر فراری‌ها و مهاجرانی غوطه‌ور است که هر کدام جز اینکه تیپ یا شخصیتی برای پیشبرد رمان‌اند، ترکشی از پیکرهٔ فاجعه‌اند. هیچ‌کدام نمی‌توانند خود را تعریف کنند. تکلیفشان با هویتشان معلوم نیست. فقط می‌توانند اکنون را با گذشته تعریف کنند. یعنی اکنون زمانی تعریف‌پذیر می‌شود که گذشته باشد: «ما»، «مردم ما»، «زبان ما»، «کشور ما». آن هم وقتی دیگر نه ما در کار است نه زبان مشترک نه کشور مشترک. دیگر چیزی برای نامیدن باقی نمانده. فاجعه رخ داده است و کسی نتوانسته کاری بکند. هرکس باید مسیر سرنوشتش را در پیش بگیرد و اگر توانست، از گذشته رها شود: یکی به دورترین نقطه از کشور سابق پناه می‌برد، یکی پرستار خانگی خانه‌های بی‌شمار می‌شود، یکی خودش را به بیماری روانی می‌زند تا دیپورت نشود، یکی آوارهٔ کوچه‌های جهان می‌شود به آواز و بی‌خیالی، یکی هم راه را در معبد لذت و فریاد می‌جوید: در «وزارت درد».

تحریریهٔ نشر نو

ترجمه ازThe Ministry of Pain
نویسندهدوبراوکا اوگرشیچ
مترجمنسرین طباطبایی
نوبت چاپسوم
تاریخ نشر۱۳۹۹ (چاپ اول، ۱۳۹۸)
قطعرقعی
نوع جلدشومیز (جلد نرم)
تعداد صفحات320
شابک978-600-490-059-1
موضوعداستان‌های کرواتی
وضعیت نشرتجدید چاپ

نظرتان را بنویسید

وزارت درد

وزارت درد

نه راهِ پس نه راه پیش: در پی جنگ‌های بالکان در دهۀ ۱۹۹۰ تانیا لودسیچ و شاگردانش در تلاش برای دریافت اجازۀ اقامت، از گروه ادبیات و زبان‌های اسلاوی در دانشگاه آمستردام سر در می‌آورند.

در آنجا تانیا باید ادبیات یوگسلاوی سابق را به یوگسلاوهای سابق درس بدهد. آنان، سرگردان در برزخ امن هلند، سعی می‌کنند نه‌فقط دخل و خرجشان را به هم برسانند، بلکه از این عالم سرگردانی و بلاتکلیفی راه به جایی ببرند.

تانیا تصمیم می‌گیرد برای شاگردانش درسی با عنوان «یوگونوستالژی» برگذار کند و این خاطرات مشترک و آگاهانه از دورانی زوال‌یافته موقتاً سرزندگی و نیروی تازه‌ای در آنها می‌دمد. اما زمانی که رویدادهایی غم‌انگیز آنان را به مواجهه با پیامدهای تجزیۀ خشونت‌بار میهنشان ناگزیر می‌کند، پیوندهای شکنندۀ همکلاسی‌ها از هم می‌گسلد.

کتاب‌های دوبرافکا اوگرشیچ به زبان‌های زیادی ترجمه شده‌اند. او جوایز متعددی دریافت کرده است که جایزۀ معتبر پرِمیو لِتّاریوی ایتالیا برای بهترین نویسندۀ خارجی از آن جمله است.

«اوگرشیچ کاخ هنرش را از دل آوارهای غرق در خون سیاست برمی‌آورد» - بوید تانکین، ایندیپندنت

«رمانی زیبا و استادانه و خوش‌ساخت، با طنزی تلخ... این اوج خلاقیت اوگرشیچ است.» - گاردین

«اوگرشیچ، همچون ناباکوف، بر توانایی ما در به یاد آوردن گذشته به‌عنوان منبعی برای حفظ هویت اخلاقی و عاطفی‌مان تأکید می‌گذارد.» - واشینگتن پست

«نوشتۀ او جسورانه و خشم‌انگیز است... رمانی است که خواننده را نگران و اسیر خود می‌کند.» - تایمز